صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

قتل پیرمرد راننده در جریان سرقت مسلحانه از طلافروشی در تهران

  • کد خبر: ۴۱۷۲۲۴
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۷
دو جوان که دست به سرقت مسلحانه از طلافروشی زده بودند پس از تعقیب و گریز دستگیر شدند و یک قتل هم به پرونده آنها اضافه شد.

به گزارش شهرآرانیوز، طراح این سرقت مسلحانه از طلافروشی همراه همدستش، در تعقیب و گریزی به کمک همسایگان و دوستان طلافروش دستگیر و تحویل پلیس شدند.

متهم اصلی که فریبرز نام دارد در تحقیقات پلیسی گفت: به خاطر نیاز مالی و برای جبران بدهی ۸۰۰ میلیون تومانی که به افراد مختلف داشتم نقشه این سرقت را طراحی کردم، اما فکر نمی‌کردم این سرقت به مرگ یک نفر منجر شود که اصلاً تصمیم به قتلش نداشتیم و بعد از تمام شدن کارمان با ماشینش، می‌خواستیم او را رها کنیم.

فریبرز که متولد سال ۱۳۸۵ است در بازجویی‌ها گفت مدتی در کار پخش مواد غذایی و ویزیتوری فعالیت داشت، اما به دلیل مشکلات مالی، بیکاری و بدهی‌های سنگین تصمیم به سرقت گرفت.

این پسر جوان در توضیح انگیزه‌اش گفت: «مجرد هستم و مدتی بود شرایط مالی بدی داشتم. خانواده‌ام مشکل داشتند و حتی به بعضی از دوستانم هم بدهکار بودم. از طرفی صاحبخانه برای تمدید رهن خانه پول بیشتری می‌خواست و در مجموع حدود ۸۰۰ میلیون تومان کم داشتم. به هر دری زدم، اما هیچ راهی برای جور کردن پول پیدا نکردم.»

این مرد که در حال حاضر علاوه بر سرقت مسلحانه یک فقره قتل را هم در پرونده دارد مدعی است، هفته قبل به ذهنش رسید از یک طلافروشی سرقت مسلحانه کند. اما از آنجا که گمان می‌کرد کاری نیست که به‌تنهایی از عهده آن برآید موضوع را با یکی از دوستانش در میان گذاشت.

این متهم درباره دلیل اعتماد به همدستش که از دوستان قدیمی‌اش محسوب می‌شود گفت: او هم قبلاً فروشنده یک مغازه بود، اما مدتی قبل بیکار شد و مشکلات مالی داشت. برای همین از او خواستم همدستم شود. او اول قبول نمی‌کرد، اما آن‌قدر اصرار کردم تا راضی شد در این سرقت مرا همراهی کند.

فریبرز در ادامه اعترافاتش گفت: «برای اجرای نقشه سرقت، اول از کرمانشاه یک قبضه کلت به قیمت ۱۰۰ میلیون تومان خریدم که ۱۶ تیر هم داشت. بعد از آن حدود دو هفته طلافروشی را زیر نظر گرفتیم. مسیر‌های فرار، وضعیت امنیتی مغازه و موقعیت اطراف را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که محل مناسبی برای سرقت است، از طرفی فکر می‌کردم مغازه تجهیزات ایمنی کافی هم ندارد.»

فریبرز درباره روز حادثه گفت: «روز سرقت، چون من و حسین ماشین نداشتیم، برای اجرای مرحله نهایی تصمیم گرفتیم از میدان آزادی یک خودرو دربستی بگیریم. راننده مردی حدود ۷۰ساله بود که با پژو کار می‌کرد. در مسیر با چاقو، قمه و اسلحه‌ای که همراه داشتیم او را تهدید کردیم. بعد هم دست و پا و دهانش را بستیم و داخل خودرو نگهش داشتیم، اول او را روی صندلی عقب انداختیم، اما وقت سرقت از طلافروشی او را در صندوق عقب گذاشتیم و بعد هم با ماشین مسروقه به سمت محل طلافروشی رفتیم تا نقشه سرقت را عملی کنیم.»

این متهم در ادامه توضیح داد: «وقتی به نزدیکی طلافروشی رسیدیم ماشین را در محلی خلوت پارک کردیم و راننده هم در صندوق عقب ماشین دست‌و‌پابسته بود. بعد به سمت طلافروشی رفتیم.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.