صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

یادی از ناصر قفلی، خیر مدرسه‌ساز مشهدی | مردی که آرزوی پدرش را بارها و بارها ساخت

  • کد خبر: ۴۱۷۳۵۹
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۱
یادی از ناصر قفلی، خیر مدرسه‌ساز مشهدی که امروز نخستین سالگشت درگذشتش است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ داستان از این قرار است که ابتدا یک مدرسه به نام بی‌بی‌سلطنت قفلی، مادر خانواده قفلی و سپس مدرسه‌ای به نام پدر خانواده یعنی عبدالحسین قفلی ساخته می‌شود، همین دو مدرسه آغازگر زنجیره‌ای می‌شود که نتیجه‌اش ساخت بیش از صد مدرسه در سراسر کشور است.

البته در آغاز نیت به ساخت پنج مدرسه است به نیت پنج‌تن، اما کمی بعد توسل به ثامن‌الحجج (ع) تعداد آنها را به هشت می‌رساند و بعد هم کاری که شروع شده دیگر متوقف نمی‌شود و مدارس ساخته‌شده با مشارکت خانواده قفلی و منابع آنها به بیش از صد مدرسه می‌رسد.

اگر به ابتدای ماجرا برگردیم، شروع این زنجیره با قدمی است که دکتر ناصر قفلی برمی‌دارد و دیگر اعضای خانواده نیز همراهی‌اش می‌کنند. از بخت بد، اما امروز نخستین سالگشت درگذشت اوست؛ مردی که در کنار دکتر حافظی، پدر مدرسه‌سازی ایران، نقش مهمی در تأسیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز کشور داشت و در زمان وفاتش در هشتاد و نه سالگی، رئیس مجمع خیرین مدرسه‌ساز کشور بود. نوشتار پیش‌رو از گزارش‌های شهرآرامحله ۱۲ نوشته عفیفه ناظمی و فاطمه شوشتری و گزارش پایگاه خبری خیر ایران نوشته مریم داوری بهره برده است.

برای پدر به نام مادر

مرحوم ناصر قفلی، خیّر مدرسه‌ساز کشورمان که ۴ خرداد ۱۴۰۴ و بعد از سپری کردن یک دوره بیماری درگذشت، در سال‌۱۳۱۵ و در کوچه‌های بالاخیابان منتهی به بارگاه ملکوتی حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) در خانواده‌ای هشت‌نفره و متدین متولد شد. پدرش حاج عبدالحسین که در کار گاراژداری و کشاورزی بود، زودتر به دیار باقی شتافت و در صحن عتیق بارگاه ملکوتی حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) به خاک سپرده شد، ولی مادرش یعنی بی‌بی‌سلطنت تا سال ۱۳۸۳ در قید حیات بود و مورد توجه و محبت فراوان فرزندان خانواده قرار داشت.

حاصل ازدواج این دو بزرگوار، فرزندانی به نام‌های محمد، حبیب‌ا...، ناصر، منصور، حسین، بی‌بی‌مریم و پریچهر بود. از میان فرزندان، انگیزه مدرسه‌سازی ابتدا در ذهن حبیب‌ا... شکل گرفت؛ چرا که یک‌بار هنگام عبور از میدان طبرسی به همراه پدر، دیده بود که او با دیدن تابلوی «دبیرستان حاج‌تقی‌آقابزرگ»، آرزو کرد که اگر روزی توانایی مالی داشته باشد، همچون حاج‌تقی‌آقا‌بزرگ در کار‌های خیر پیش‌قدم شود.

حاج‌تقی از تجّار و ملاکان مشهد بود که ابتدا به کار پوست‌فروشی اشتغال داشت و مالک زمین‌های بسیار در اطراف راه‌آهن و خیابان طبرسی بود که بخشی از آنها را برای احداث دبیرستان در اختیار اداره فرهنگ مشهد قرار داده بود.

از این آرزوی پدر چند سال گذشته بود که ناصر در سال ۱۳۳۳ بعد از گرفتن دیپلم راهی آلمان شد و در سال ۱۳۴۳ بعد از کسب مدرک دکترا در رشته دام‌پروری و گرفتن تخصص در زمینه مرغ‌داری به همراه همسرش رزماری به ایران بازگشت.

همسر ناصر پس از پیشنهاد ازدواج، شرایط او را پذیرفته و مسلمان شده بود. دکتر ناصر قفلی درباره آشنایی با همسرش گفته بود: من کشاورزی و خانمم پزشکی می‌خواند و کم کم به هم علاقه‌مند شدیم. پدر خانمم هشتاد و هشت ساله بود و وقتی مرا دید، خوشش آمد و، چون پسری نداشت مرا به عنوان پسر قبول کرد.

مدرک مهندسی را گرفتم و پدر خانمم اصرار داشت که دکترا را نیز بگیرم. هدفش این بود که بیشتر در آلمان بمانیم به خصوص که پسر ما به دنیا آمده بود و پدربزرگ به او علاقه‌مند بود. به ایران که آمدیم دیدم همان‌طور که پدر همسرم مرا دوست داشت، مادر من هم همسرم را دوست دارد، می‌گفت: «او غریب است و باید با او مهربان باشیم.»

بعد از برگشت به ایران ناصر ابتدا مشغول به کار مرغ‌داری شد و بعد از چند سال به نخستین فردی تبدیل شد که جوجه یک‌روزه مرغ تخم‌گذار را در ایران تولید می‌کرد.

رؤیای ساخت بیمارستان

سال ۱۳۷۰ تنها دختر دکتر قفلی به خانه بخت رفته و تنها پسرش نیز رخت دامادی به تن کرده بود، از طرفی گشایشی هم در کار مرغ‌داری که در آن زمان بیست و هفت سال از تأسیس آن می‌گذشت، وجود نداشت و در چنین شرایطی دکتر قفلی تصمیم به ساخت بیمارستان گرفت، اما برادرش که رئیس جامعه خیرین کشور بود پیشنهادی به او کرد که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. خودش گفته بود: «به فکر ساخت بیمارستان افتادم و موضوع را به برادرم گفتم.

برادرم گفت در مشهد منطقه‌ای به نام قاسم‌آباد است که در آنجا ساختمان‌سازی شده است، اما مدرسه ندارند. دو روز بعد برای عقد قرارداد یک مدرسه که دوازده کلاس داشت اقدام کردیم و روز ولادت حضرت‌علی (ع) نیز به‌عنوان روز افتتاح این مدرسه تعیین شد. اوایل قرار بود نخستین مدرسه به نام پدر یعنی عبدالحسین قفلی باشد، اما به دلیل کسالت مادر در روز‌های پایانی تحویل مدرسه و برای شادی مادر در زمان حیات او، این مدرسه به نام وی تغییر نام داد.

بعد از تأسیس مدرسه‌ای به نام مادرمان و با‌توجه به اینکه چهار سال از فوت پدرمان عبدالحسین قفلی گذشته بود، خواستم تا با ساخت مدرسه‌ای دیگر، نام پدر را نیز زنده نگاه دارم و در فاصله کمی از شروع به ساخت مدرسه بی‌بی‌سلطنت قفلی، مدرسه راهنمایی پسرانه عبدالحسین قفلی نیز افتتاح شد.»

پس از آن در همان منطقه در مدت پنج سال، پنج مدرسه بزرگ با دوازده کلاس به همراه سالن‌های چند‌منظوره و کتابخانه شامل مدرسه شاهد خاندان قفلی و دو هنرستان به نام برادران قفلی و دو هنرستان دیگر به نام بانوان قفلی به نیت پنج‌تن افتتاح شد. کار، اما متوقف نشد و در ادامه دو مدرسه هشت کلاسه دیگر به نام ثامن‌الحجج (ع) تأسیس شدند.

هیچ‌کاری زیباتر از مدرسه‌سازی نیست

ناصر قفلی معتقد بود: «خدمت به خلق، همان خدمت به خداست.» از همین‌رو با کمک خانواده، دوستان و آموزش و پرورش، شصت و سه مدرسه روستایی سه یا چهارکلاسه ساخت. او همچنین در سال ۱۳۸۵ اردوگاهی برای دانش‌آموزان استثنایی افتتاح کرد که محل خدمت‌رسانی به حدود ۱۴۰هزار دانش‌آموز است. این خیر مدرسه‌ساز مشهدی باور داشت: «در دنیا هیچ کاری زیباتر و برتر از مدرسه‌سازی نیست» و می‌گفت: «خیر و برکت مدرسه‌سازی تا هزار سال به انسان بازمی‌گردد.»

او تأکید داشت: «تمام دانش‌آموزان باید در مدارسی مقاوم تحصیل کنند و از امکانات مساوی بهره ببرند.» از این رو، به خیران مدرسه‌ساز وصیت می‌کرد: «باید هوشمندسازی مدارس را در اولویت کاری خود قرار دهید تا دانش‌آموزان در سراسر کشور از امکاناتی برابر برخوردار شوند؛ همچنین باید تعداد مدارس به اندازه‌ای باشد که همه دانش‌آموزان بتوانند به‌صورت یک‌نوبته در آنها تحصیل کنند.»

برادر همراه

ناصر قفلی بسیاری از کارهایش را با پشتوانه و همراهی برادری انجام داد که پیش از او در این عرصه فعال بود و خودش دستی بر آتش داشت. او می‌گفت: «مرحوم حاج‌حبیب‌ا... قفلی که قبل از من عضو هیئت مدیره خیّران کشور بود و پس از آن ریاست خیّران مدرسه‌ساز کشور را برعهده گرفت، در برآوردن آرزو و آرمان پدرمان در مدرسه‌سازی سهم مهمی داشت. مرحوم حبیب‌ا... قفلی پس از تشکیل نخستین مجمع خیّران در استان خراسان، طرح سامان‌دهی مدارس روستایی را نیز اجرا کرد.

او در نخستین گام شهرستان سربیشه در جنوب خراسان را در نظر گرفت و درکمتر از شش ماه، نیاز به مدارس روستایی در این منطقه محروم را به همراهی دوستانش برطرف کرد. در گام بعدی پس از مکان‌یابی و نیاز‌سنجی در شهرستان‌های فریمان، تربت‌جام و صالح‌آباد مدارس روستایی موردنیاز این شهر‌ها ساخته شد. احداث مدارس روستایی کلات، طرقبه، احمدآباد، ششتمد و بجستان از دیگر اقدامات مرحوم حبیب‌ا... قفلی بود و همه آنها نیز به پیشنهاد او به‌نام امام‌رضا (ع) نام‌گذاری شده‌اند. 

دیگر اقدام بنیادی برادرم احداث دو مدرسه استثنایی، دو مدرسه راهنمایی و ابتدایی در منطقه الهیه و احداث مشارکتی اردوگاه دانش‌آموزان استثنایی در مشهد بوده است که دغدغه احداث این فضای منحصر‌به‌فرد در ایران، تمامی وقت او را به خود اختصاص داده بود. مرحوم برادرم علاوه بر ساخت مدارس خیریه مشارکتی در مشهد و دیگر شهر‌های کشور که تعداد آن به بیش از هشتاد مدرسه می‌رسد، به‌تنهایی یا با مشارکت اقوام و جمعی از دوستان، تقریبا تمامی مدارس فریمان و صالح‌آباد را نیز ساخته است.»

داستان رزماری، خیر آلمانی

دکتر ناصر قفلی در تمام مسیر مدرسه‌سازی علاوه بر همراهی خانواده خود، از پشتیبانی همسری برخوردار بود که با کمک به دیگران از سال‌ها پیش آشنا بود. رزماری قفلی داستان مدرسه‌سازی‌های خانواده را این‌طور بیان می‌کند: «در اوایل جنگ جهانی دوم در آلمان به دنیا آمدم. جنگ ما مانند جنگ هشت ساله ایران نبود. ما حتی غذا نداشتیم. پدرم بسیاری از بیماران را بدون گرفتن هزینه، درمان می‌کرد.

من در بچگی اینها را می‌دیدم و وقتی بزرگ شدم بیشتر متوجه شدم و از کار پدر خوشم آمد. در دانشگاه به واسطه یکی از دوستان مشترکمان به هم معرفی شدیم و ازدواج سر گرفت. من دانشجوی پزشکی بودم و ناصر دانشجوی مهندسی کشاورزی. می‌ترسیدم که والدینم مخالف ازدواج من با یک ایرانی باشند به خصوص که من تک فرزند خانواده بودم. وقتی دکتر به خانه‌مان آمد، پدرم عاشق او شد و قبول کرد ما ازدواج کنیم. 

اوایل ازدواج، همسرم درآمدی نداشت و مشکلات زیاد بود به خصوص اینکه من پرحرف بودم و فارسی هم بلد نبودم. سه سال در آلمان زندگی کردیم و سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشتیم. یک سالی را در مشهد زندگی کردیم و بعد راهی تهران شدیم تا حاج‌آقا قفلی، مرغ‌داری خودش را تأسیس کند. سال‌ها بعد وقتی بچه‌هایمان، کریم‌علی و مریم سروسامان گرفتند، حاج‌آقا تصمیم گرفت فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش را وسعت بیشتری بدهد. 

اول به فکر ساخت بیمارستان در مشهد افتاد، اما بعد از مشورت با برادر بزرگش، حبیب‌آقا، هدفش به مدرسه‌سازی تغییرکرد. همان‌جا با این عبارت که «ما بچه کم داریم و همه دانش‌آموزان می‌توانند بچه‌هایمان شوند، پس باید برایشان خرج کنیم.» رضایت و همراهی من را خواست. با صدای بلند «بله» گفتم و خودم که عمری زیردست پدری خیّر بزرگ شده بودم، همراهش شدم.»

او روز‌هایی را به یاد می‌آورد که همسرش در سرما و گرما راهی مدارس می‌شد تا مطمئن شود ساخت بنا بدون مشکل ادامه دارد. او با تأکید بر اینکه مرحوم قفلی به عشق ایران و آبادی‌اش مدرسه می‌ساخت، می‌گوید: «عشق به وطن در او موج می‌زد. وقتی باهم در آلمان آشنا شدیم و قرار ازدواج گذاشتیم، حرفش این بود که فقط در ایران زندگی کنیم. بعد از آمدن به ایران حتی به وقت جنگ با اینکه موقعیتش را داشت، کشورش را ترک نکرد و در ایران ماند و من هم کنارش ماندم.»

‌او می‌گوید: «باور حاج‌آقا قفلی بر این بود که اگر مدرسه امن و خوب در‌دسترس همه باشد، با دانایی بچه‌ها، ایران آباد می‌شود. به‌خاطر همین حتی برای محصلان اوتیسم در بولوار رحمانیه مدرسه ساخت.»

خانم رزماری نه‌تنها در راه مدرسه‌سازی همراه شوهرش بوده، بلکه از ارث پدری خودش هم در ایران پانزده‌مدرسه ساخته است. همان‌طور که همسرش هم چنین کرده بود. او می‌گوید: «همسرم صفر تا صد پنج‌شش‌مدرسه اول را که در غرب مشهد ساخت، با همراهی برادرش سرمایه گذاشتند. اما باقی مدارس بیشتر مشارکتی بود.

آن زمان پنج‌شش‌مدرسه اول را به نام اعضای خانواده‌شان یعنی مادر، پدر، برادران قفلی، خاندان قفلی، بانوان قفلی و من نام‌گذاری کرد، اما بعد‌از آن هر مدرسه‌ای را که می‌ساخت، به نام امام‌رضا (ع) تابلو می‌زد. همیشه هم می‌گفت برای اینکه نام امام‌رضا (ع) در تابلو مدارس یک شهر تکراری نباشد»

مریم قفلی، فرزند مرحوم ناصر قفلی: دعای خیر بچه‌ها نگهدارش بود

مرحوم پدرم همیشه بر اینکه باید راهش ادامه داشته باشد، تأکید می‌کرد. او به نتیجه‌های خودش، حتی کوچک‌ترین آنها یاد می‌داد که در مسیر مدرسه‌سازی فعال باشند. رد زخم روی پیشانی ایشان مربوط بود به حادثه چندسال قبل در شمال. آن روز به شدت با سر زمین خورد و تیزی لبه جدول در سرش فرو رفت. هرکس به عیادتش می‌آمد، مثل خودش بر این باور داشت که دعای خیر بچه‌ها نجاتش داده‌است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.