صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

بازخوانی مفهوم «غدیر» در اندیشه استاد صفایی‌حائری | پیروی از ولایت همراه با معرفت

  • کد خبر: ۴۱۹۲۵۶
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۱
عید غدیر در نگاه بسیاری، تنها سالروز یک واقعه تاریخی است، اما برای «غدیری‌ها»، این روز، تجلی «روز نور، سرور، سرشاری و اکمال» است؛ روزی که تاریخ اسلام با معرفی ستون استوار دین یعنی «ولایت»، به نقطه چرخش خود رسید.

به گزارش شهرآرانیوز؛ عید غدیر در نگاه بسیاری، تنها سالروز یک واقعه تاریخی است، اما برای «غدیری‌ها»، این روز، تجلی «روز نور، سرور، سرشاری و اکمال» است؛ روزی که تاریخ اسلام با معرفی ستون استوار دین یعنی «ولایت»، به نقطه چرخش خود رسید. با این‌همه، گاه در هیاهوی جشن‌ها، اصل پیام غدیر در غبار غفلت می‌ماند و حقیقت آن، در حصار تعاریف عامیانه محدود می‌شود.

در ایام عید امامت، به‌سراغ یکی از استادان جوان حوزه علمیه خراسان یعنی حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین سابقی، رفته‌ایم تا از دریچه کتابی متفاوت و دقیق -که شاید آن‌چنان که باید، دیده نشده است- یعنی کتاب «غدیر» اثر مرحوم استاد صفایی‌حائری به عمق این مفهوم راه یابیم.

این اثر، فراتر از سطحی‌نگری‌ها، پرسش‌هایی بنیادین را پیش‌روی مخاطب می‌گذارد. در این گپ‌وگفت، کوشیده‌ایم تا به این پرسش کلیدی پاسخ دهیم که چرا «ولایت علی، نه‌فقط دوست داشتن او، که پیوند با حقیقت اوست؟»؛ حقیقتی که برای درک درست اسلام، هیچ راهی جز شناخت دقیقِ گام‌های رسول خدا (ص) در آن روز سرنوشت‌ساز وجود ندارد.

فراتر از مرز‌های عاطفه

مفهوم «ولایت» در منظومه فکری استاد علی صفایی‌حائری، فراتر از «محبت» تعریف می‌شود. ولایت، نه تجلی عواطف گذرا، که یک انتخاب بنیادین و سرپرستی پذیری آگاهانه است. بسیاری افراد را می‌توان یافت که شیفته فضایل انسانی پیشوایان حق‌اند، اما در میدان عمل، «فقط علی (ع)» را معیار نمی‌گیرند.

تمایز بنیادین میان «دوست‌داشتن حقیقت» و «تسلیم مطلق دربرابر حقیقت» در همین نقطه نهفته است. انسان معاصر نیز، در مواجهه با آموزه‌های اخلاقی، غالبا در سطح تحسین نظری متوقف می‌ماند، حال آنکه ولایت، چیزی جز تبدیل این تحسین به «تبعیت عملی» و سپردن فرمان تصمیم‌گیری به دست حقیقت نیست.

آزمون مالک؛ عبور از مرز‌های «خود»

گوهر ولایت، در لحظه‌های دشوار تردید و تضاد منافع، خود را عیان می‌سازد. قصه مالک‌اشتر، نماد عبور از «منیت‌ها» و فراتر رفتن از تحلیل‌های شخصی، فشار‌های گروهی و هیاهوی افکار عمومی است. در شرایطی که «حق مطلق» با «مصلحت شخصی یا عرفی» در تضاد قرار می‌گیرد، ولایت‌مدار کسی است که از «خود» و «هواها» دست بشوید. برای جامعه امروز که بیش از هر زمان دیگر، زیر بمباران داده‌های متناقض و هیجانات جمعی قرار دارد، درس غدیر، دستیابی به قدرت «ایستادگی دربرابر هیاهو» و ترجیح مسیر حق بر طوفان خواسته‌های آنی است.

آگاهی؛ رکن استوار سرسپردگی

ولایت در نگاه استاد صفایی‌حائری، پیوندی کورکورانه نیست، بلکه ریشه در «معرفت» دارد. همان‌گونه که انسان برای تعمیر پیچیده‌ترین دستگاه وجودی‌اش به‌سراغ کارشناسی حاذق و دلسوز می‌رود، در مدیریت هستی پیچیده خویش نیز، محتاج دست یاری‌رسان «امام» است. این اعتماد، نه ناشی از ضعف، که محصول خرد بیدار است. در عصری که انسان مدرن با انبوهی از ایدئولوژی‌ها و سبک‌های زندگی کاذب، دچار سرگردانی هویتی شده است، بازخوانی ولایت به‌عنوان «پناهگاه آگاهی»، راهکاری برای عبور از آشفتگی‌های فکری و رسیدن به آرامشی مبتنی‌بر بصیرت است.

درمان بی‌پناهی انسان معاصر

بزرگ‌ترین پارادوکس انسان عصر ما، «آزادی ظاهری» درکنار «بی‌پناهی وجودی» است. او برای هر تصمیمی آزاد است، اما برای انتخاب مقصد، چراغی ندارد. این بی‌پناهی، مولد اضطراب و پوچی مدرن است. ولایت، در چنین فضایی، پیوند مجدد انسان با «محور هستی» است. با پذیرش این سرپرستی، انسان از انزوای خودخواسته و پراکندگی اراده، نجات می‌یابد. ولایت، نه سلب اختیار، که بازیابی اراده برای پیوند با حقیقتی است که انسان را به‌سمت تعالی و «حیات طیبه» هدایت می‌کند.

انضباط اخلاقی در اقلیم بحران

در بستر شرایطِ جنگی و تنش‌های حاد کنونی، مفهوم ولایت فراتر از یک بحث تاریخی، به‌مثابه یک «نظام اخلاقی» عمل می‌کند. جنگ، بستر خشم، انتقام، شایعه و کینه است. در چنین فضایی، ولایت‌مداری یعنی «حفظ مرز‌های اخلاقی»؛ یعنی اجازه ندادن به هیجانات مخرب برای تسلط بر عقل و جان؛ این یعنی در اوج بحران، از دایره کرامت انسانی خارج‌نشدن و با تکیه بر هدایت ولی، از سقوط در دامنه کینه و سردرگمی پرهیز کردن. ولایت، در روز‌های سخت، قطب‌نمایی برای حفظ تعادل روانی و اخلاقی جامعه است.

تثلیث توحیدی؛ رهایی از بت‌های درون و بیرون

ولایت، استمرار توحید در سه ساحت وجودی است: درون، جامعه و هستی. توحید، در ساحت درونی، هوس‌ها و جلوه‌های فریبنده را می‌شکند؛ در ساحت اجتماعی، با طغیانگری و استبداد می‌ستیزد و در ساحت هستی، انسان را از پرستش «بت‌های مدرن» همچون ثروت، قدرت و تکنولوژی رها می‌سازد. بشر امروز، بیش از همیشه درگیر بحران «بت‌پرستی نوین» و «سلطه‌گری اجتماعی» است، لذا تبیین ولایت، درواقع تبیین پروژه‌ای برای رهایی‌بخشیدن انسان از چنگال هر آن چیزی است که آزادی حقیقی او را سلب می‌کند.

جمع‌بندی؛ راهی به‌سوی رهایی

حاصل کلام آنکه «ولایت»، پیوند وثیق توحید و آزادی است. تا زمانی که انسان، بنده خواهش‌های متغیر و حرف‌های مردم است، طعم آزادی را نخواهد چشید. ولایت، گذار از این بردگی پنهان به‌سوی تبعیت از حق است. این نگاه، برای بشر خسته و سردرگم امروز، پیامی امیدوارکننده دارد؛ اینکه می‌توان از آشوب درونی و اجتماعی، فراتر رفت و به وحدت جان رسید. غدیر، تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه نسخه‌ای زنده برای بازسازی هویت انسان، برپایه عقل، عدالت و سرسپردگی به حقیقت متعالی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.