در آستانه یکصدمین شب حضور مردم در اجتماعات شبانه، این مسئله را میتوان از چند بُعد واکاوی کرد. در تاریخ جنگها، همواره دو ضلع اصلی و تعیینکننده قابلشناسایی بودهاند؛ نخست، میدان و نیروهای مسلح که مسئول دفاع و نبرد مستقیم هستند و دوم، دیپلماسی که در عرصه گفتوگوها، مذاکرات و مناسبات سیاسی نقشآفرینی میکند. اما آنچه پس از تجاوز آمریکا به خاک ایران شکل گرفته، پدیدهای متفاوت و کمسابقه است؛ پدیدهای که میتوان آن را ضلع سوم قدرت در معادلات جنگ و صلح دانست.
این ضلع سوم، مردم هستند؛ مردمی که نه در حاشیه تحولات، بلکه در متن میدان ایستادهاند و خود را صاحبان اصلی سرنوشت نبرد و نتایج آن میدانند. ما در تاریخ بشر، چنینپدیدهای نداشتیم که در آن تودههای مردم بهشکلی مستمر، سازمانیافته و خودجوش، در طول ماهها هر شب به صحنه بیایند و پیام واحدی را به گوش جهان برسانند. اجتماعات شبانهای که پس از آغاز این بحران در سراسر ایران شکل گرفته، نه یک حرکت مقطعی و احساسی، بلکه یک جریان اجتماعی ماندگار است.
در شهرهای بزرگ، میدانها و خیابانها میزبان جمعیتهای پرشمار هستند و در شهرهای کوچک، بخشها و حتی روستاها نیز مردم با حضور خود، همبستگی و مطالبه مشترکشان را فریاد میزنند؛ مطالبهای که حول محور عدالتخواهی، محکومیت جنایات جنگی، انتقام خون رهبر شهیدمان، خون کودکان و بیگناهان در اولین ساعات نبرد، کودکان مدرسه میناب و دهها و صدها شهید که محصول جنایات جنگی و نسلکشی آمریکا و سراسر منطقه است. نکته قابلتوجه آن است که این حضور مردمی نهتنها فروکش نکرده، بلکه با گذشت زمان گستردهتر شده است.
در کنار اجتماعات خیابانی، موجی از تولیدات فرهنگی نیز شکل گرفته است. بیش از صد اثر در قالب نوحه، سرود، شعر و آثار هنری با مضامین حماسی و انقلابی تولید شده است که نشان میدهد این حرکت صرفا یک تجمع خیابانی نیست، بلکه به یک زیست فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است.
اکنون که به یکصدمین روز از آغاز این حضور مستمر میرسیم، نشانهای از کاهش انگیزه عمومی دیده نمیشود؛ بلکه با نزدیکشدن به ماه محرم، انتظار میرود این اجتماعات وارد مرحلهای تازه شوند. پیوندخوردن این حرکت مردمی با فرهنگ عاشورا میتواند جلوههای گستردهتری از همبستگی اجتماعی را به نمایش بگذارد و بیتردید غوغای این حضور را در محرم و اوج آن را در روز عاشورا و روزهای بعد خواهیم دید. درهمینراستا، اگر امروز بخواهیم یکی از مهمترین جلوههای شکوه و اقتدار ایران را دربرابر افکار عمومی جهان معرفی کنیم، باید به همین اجتماعات شبانه اشاره کنیم.
پیام این حضور برای دشمنان نیز روشن و صریح است، اینکه آنان تنها با یک نیروی مسلح منظم و قدرتمند تحت عنوان ارتش و سپاه مواجه نیستند، بلکه با ملتی آگاه، مطالبهگر و حاضر در صحنه روبهرو هستند؛ ملتی که خود را صاحب حق میداند و تازمانیکه مطالباتش را محققشده نبیند، از صحنه خارج نخواهد شد.
این پدیده البته صرفا یک رخداد سیاسی نیست. از منظر اجتماعی نیز آثار گستردهای بر زندگی روزمره مردم برجای گذاشته است. در این اجتماعات، مردم فرصت مییابند تواناییها، داشتهها و ظرفیتهای خود را با یکدیگر بهاشتراک بگذارند، روحیه همکاری و همدلی را تقویت کنند و تجربهای از زندگی جمعی مبتنی بر مشارکت و مسئولیتپذیری را به نمایش بگذارند.
این همان چیزی است که میتوان از آن با عنوان زیست انقلابی یاد کرد؛ تجربهای که فراتر از شعار، در متن زندگی اجتماعی مردم جریان یافته است. بههمیندلیل، این پدیده اکنون به موضوعی مهم برای مطالعات جامعهشناختی، روانشناختی و سیاسی تبدیل شده است. پژوهشگران در تلاش هستند تا ابعاد مختلف حضور مستمر مردمی را بررسی کنند و از تأثیر آن بر سرمایه اجتماعی و انسجام ملی تا نقش آن در افزایش تابآوری جامعه در شرایط بحران استفاده کنند.
مهمترین ویژگی این اجتماعات آن است که الگویی جدید از مشارکت مردمی را به جهان معرفی میکند، الگویی که نشان میدهد ملتها میتوانند در کنار نهادهای رسمی، خود به یکی از بازیگران اصلی تحولات بزرگ تبدیل شوند. ازاینمنظر، اجتماعات شبانه تنها یک رخداد داخلی نیستند، بلکه تجربهای اجتماعی هستند که میتواند در آینده مورد توجه بسیاری از ملتهایی قرار گیرد که بهدنبال استقلال، عدالت و رهایی از سلطه قدرتهای بزرگ هستند.