به گزارش شهرآرانیوز؛ از ابتدای امسال اسکناس در کشورمان به کالا تبدیل شده است و خرید و فروشش بهوضوح در بازار دیده میشود. منظورمان پولهای کاغذی داخلی است، نه ارزهای خارجی. یعنی در کشور خودمان، پول ملی از ماهیت اصلی خود فاصله گرفته و به کالایی برای خرید و فروش تبدیل شده است. ارزش هر اسکناس از آنچه عدد و صفرهای چاپشده روی آن نشان میدهند، گرانتر خرید و فروش میشود؛ البته نه همه اسکناسها. این روزها بیشتر بازار پولهای درشت داغ است.
در ماههای اخیر، بازار عجیب خرید و فروش ایرانچک در گوشهوکنار کشور شکل گرفته و این بازار در خراسانرضوی، بهدلیل همجواری با کشور افغانستان، رونق بیشتری پیدا کرده است؛ بازاری که در آن ایرانچکهای درشت با اشتیاق خریداری میشوند و حتی میتوان با پرداخت همین اسکناسها، دلار را ارزانتر از نرخ رایج بازار تهیه کرد.
گفته میشود این پولها درنهایت سر از کشورهای همسایه درمیآورند. اما سؤال اصلی اینجاست؛ چرا؟ برای یافتن پاسخ، در روزهای گذشته با یازده نفر از فعالان بازار ارز، صرافان، تجار و افرادی که در مبادلات مرزی فعالیت میکنند، گفتوگو کردیم و همچنین بررسی میدانی انجام دادیم.
اعداد و ارقام گوناگونی به گوش ما میرسد. بگذارید چند داستان کوتاه از شنیدههای خود تعریف کنیم و بعد به سراغ آنچه دیدهایم برویم. شنیدهایم در قبال پرداخت ایرانچک، میتوان دلار را تا ۳۰ هزار تومان زیر قیمت خرید. میگویند از همه انواع اسکناسها، ایرانچک ۱۰۰ هزارتومانی چاپ جدید گرانتر است و راحتتر خرید و فروش میشود.
پس از آن هم بازار ایرانچکهای ۲۰۰ و ۵۰۰ هزارتومانی و همچنین یکمیلیون تومانی داغ است. عدهای در بازار، بهویژه بازارهای بزرگ شهر، پول نقد بازاریان را میخرند. این پولها به هرات میرود و احتمالا برای خرید و فروشهای غیررسمی لب مرز استفاده میشود. لب مرز بازار این پولهای کاغذی داغتر است.
به خیابان امامخمینی (ره) میرویم. خرید و فروش ایرانچک کاملا قابلتأیید است. در کاتالوگ انواع ارز موجود در دست دلالها مدتی میشود که پول ملی هم پیدا شده است.
به عنوان فروشنده دو دسته صدتایی اسکناس ۱۰۰ هزارتومانی و پنجاه قطعه اسکناس ۵۰۰ هزارتومانی وارد بازار میشویم. در لحظه ورود ما به بازار، هر دلار حدود ۱۷۴ هزار تومان است. این را گفتیم تا در بهدستآوردن قیمت ایرانچکها استفاده کنیم.
اولین خریدار میپرسد که آیا ۱۰۰ هزارتومانیهای ما چاپ جدید است. مثلا بله. از همان آبیهایی که ۴ صفر آن کمرنگ چاپ شده است. دو دسته ۱۰۰ هزارتومانی را ۲۲ میلیون تومان از ما میخرد. یعنی هر ۱۰۰ هزار تومان، ۱۱۰ هزار تومان.
کمی ارزان قیمت میدهد. تا همینجا که رسیدهایم، تا ۱۲ هزار تومان هم قیمت گرفتهایم. یکی دیگر از مردان خیابان امامخمینی (ره) ایرانچک را با دلار قیمت میدهد. با ایرانچک ۱۰۰ هزارتومانی، ۱۰۰ دلار را به قیمت ۱۵ میلیونو ۶۰۰ هزار تومان میفروشد. یعنی هر دلار ۱۵۶ هزار تومان؛ درحالیکه قیمت فروش هر دلار ۱۷۴ هزار تومان بود. این یعنی هر دلار ۱۸ هزار تومان ارزانتر تمام میشود. اگر کمی ضرب و تقسیم کنیم، هر ۱۰۰ هزار تومان را ۱۱۱ هزارو ۵۰۰ تومان از ما میخرد.
قیمت دلار برای ایرانچکهای ۲۰۰ هزارتومانی تا یکمیلیونتومانی ۶ هزار تومان ارزانتر (هر ورق ایرانچک حدود ۷ هزار تومان) و برای ایرانچکهای ۵۰ هزارتومانی هر دلار فقط ۳ هزار تومان ارزانتر (هر ورق حدود ۹۰۰ تومان) است. حالا اگر ترکیبی از این پولها باشد، ابتدا ارزش ریالی ایرانچکها محاسبه و سپس دلارها تحویل داده میشود.
وقتی از یک نفر از فروشندگان ارز میپرسیم که آیا خرید و فروش ایرانچک هم انجام میدهد، خیلی محکم میگوید: «حرام است. فقط دلار و یورو خرید و فروش میکنیم.» آنقدر این حرف را محکم میگوید که از سؤال خود حس شرمندگی میکنیم. این سؤال را از چند صرافی رسمی هم میپرسیم. حداقل این است که به ما میگویند خرید ندارند، چون غیر قانونی است و این معاملات در صرافیهای رسمی اتفاق نمیافتد.
بیشتر کسانی که با آنها صحبت میکنیم، نمیخواهند نامی از آنها در میان باشد، اما همه درباره ماجرای استفاده از ریال برای معاملههای مرزی افغانستان و پاکستان شنیدهاند. میگویند شنیدهایم، اما دلیلش را نمیدانیم. چرا باید این پولها با این قیمتها معامله و از کشور خارج شود؟ نمیتواند چیزی جز قاچاق باشد. صحبت ما با چند کارمند بانک نشان میدهد که درخواست برای ایرانچکها بهشدت افزایش یافته است. آنها میگویند این میزان تقاضا از هر زمان دیگری بیشتر بوده است.
یکی از تجار افغانستانی درباره شنیدههای خود میگوید: بخشی از اسکناسهای ایرانی که وارد افغانستان میشود، برای معامله در مرز پاکستان استفاده میگردد. بین کشور افغانستان و پاکستان درگیری شکل گرفته و معاملات غیرقانونی در مرزها افزایش یافته است. طرفهای معامله افغانستانی میگویند که پاکستانیها درخواست پول ایرانی دارند.
تجار ایرانی نیز با تأکید بر اینکه در معاملات رسمی این اتفاق نمیافتد، میگویند علاوه بر غیرقانونیبودن این اقدامات، خرید و فروش ریال با این نرخ برای معاملات قانونی غیرمنطقی است. آنها شنیدهاند که برای اسکناسهای درشت در لب مرز هر دلار تا ۴۰ هزار تومان زیر قیمت به فروش میرسد.
جعفر خیرخواهان، پژوهشگر حوزه اقتصاد، درباره خرید و فروش اسکناس با نرخی متفاوت از ارزش اسمی آن در مناطق مرزی، میگوید: اگر فروشندگان حاضرند در ازای دریافت اسکناس ریالی، دلار را با نرخهای کمتر مبادله کنند، این موضوع میتواند با پدیده قاچاق در مناطق مرزی مرتبط باشد.
وی میافزاید: در وضعیت عادی انتظار میرود پول الکترونیکی بهدلیل سهولت حمل، انتقال و نگهداری نسبت به اسکناس مزیت داشته باشد، اما در مناطق مرزی بهدلیل فعالیتهای مرتبط با قاچاق، پول فیزیکی ارزش بیشتری پیدا میکند. افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، اسکناس را به انتقال بانکی ترجیح میدهند.
خیرخواهان ادامه میدهد: قاچاقچی یا دلال مرزی میتواند پس از دریافت اسکناس، بلافاصله از آن برای خرید و فروش کالا استفاده کند. به همین دلیل، تقاضا برای اسکناس درشت در این مناطق افزایش مییابد.
او یکی دیگر از دلایل این ترجیح را محدودیتهای انتقال بانکی بیان میکند و میگوید: انتقال مبالغ سنگین از طریق کارتبهکارت یا سامانههای بانکی زمانبر است و سقف مشخصی دارد؛ بنابراین برای انجام معاملات بزرگ، استفاده از اسکناس امکان تسویه سریع و بدون محدودیت را فراهم میکند. این پژوهشگر اقتصاد همچنین به موضوع مالیات اشاره میکند و میگوید: تراکنشهای بانکی در سامانههای مالیاتی ثبت میشوند و ممکن است موجب بررسی گردش حساب یا تعلق مالیات شوند، درحالیکه مبادلات نقدی چنین ردپایی بر جای نمیگذارند.
وی میافزاید: از سوی دیگر، تراکنشهای بانکی با مبالغ سنگین ممکن است حساسیت نظام بانکی و نهادهای ناظر را برانگیزد و حتی به ظن اجرای قوانین مبارزه با پولشویی، حساب فرد بررسی یا مسدود شود، اما در مبادلات نقدی چنین ریسکی وجود ندارد.
خیرخواهان درباره نقش اسکناس در مبادلات مرزی نیز توضیح میدهد: در بسیاری از موارد، انتقال ارز بهصورت فیزیکی انجام نمیشود و مبادلات به شکل تهاتری یا تسویه در دو سوی مرز صورت میگیرد؛ به این معنا که اسکناس ریالی در داخل کشور دریافت میشود و معادل ارزی آن در خارج از کشور به طرف مقابل پرداخت میشود. به گفته او، در چنین وضعیتی اسکناس ریالی بهنوعی نقش کالای واسطهای را ایفا میکند.
وی نتیجه میگیرد: اختلاف قیمت میان اسکناس و پول الکترونیکی درواقع هزینهای است که فروشنده برای اجتناب از محدودیتهای بانکی، ریسک مسدودشدن حساب، مسائل مالیاتی و تأخیر در انتقال پول حاضر است بپردازد و به همین دلیل با وجود دریافت ریال کمتر، اسکناس را ترجیح میدهد.
خیرخواهان در پاسخ به این پرسش که این پدیده چه تبعاتی برای اقتصاد دارد، میگوید: افزایش استفاده از اسکناس، انجام معاملات قاچاق را برای دوطرف آسانتر میکند و میتواند یکی از نشانههای وجود فعالیتهای اقتصاد زیرزمینی باشد. وی میافزاید: افزایش تقاضا برای اسکناس درشت باعث میشود دسترسی سایر افرادی که به پول نقد نیاز دارند، دشوارتر شود و در صورت کمبود اسکناس، بانک مرکزی ناچار به چاپ بیشتر آن خواهد شد.
به گفته این پژوهشگر اقتصاد، چاپ اسکناس نیز برای بانک مرکزی هزینهبر است، درحالیکه انجام مبادلات بهصورت الکترونیکی چنین هزینهای ندارد؛ بنابراین از منظر اقتصادی، ترجیح استفاده از ابزارهای پرداخت الکترونیکی میتواند هزینههای مرتبط با انتشار و توزیع اسکناس را کاهش دهد.
برخی میگویند این ایرانچکها راهی افغانستان میشوند. عدهای دیگر از استفاده آنها در تسویه معاملات مرزی سخن میگویند. گروهی نیز پای قاچاق کالا و سوخت را به میان میکشند و برخی دیگر معتقدند این اسکناسها ابزاری برای انتقال پول در اقتصاد زیرزمینی شدهاند.
با این حال، یک پرسش همچنان بیپاسخ مانده است؛ اگر قرار است در آن سوی مرز معاملهای انجام شود، چرا از دلار یا دیگرارزهای بینالمللی استفاده نمیشود؟ چرا باید برای تهیه ریالی که ارزش آن سالهاست زیر فشار تورم کاهش یافته است، هزینه بیشتری پرداخت شود؟ برخی کارشناسان پاسخ را در ماهیت اسکناسهای درشت جستوجو میکنند.
به باور آنها، ایرانچکهای با مبالغ بالا حمل حجم زیادی از پول را آسانتر میکنند و در معاملاتی که قرار نیست ردپایی در شبکه بانکی داشته باشد، به ابزاری جذاب تبدیل میشوند. از قاچاق کالا و سوخت گرفته تا تسویههای غیررسمی و انتقال سرمایه، همگی میتوانند از چنین ویژگیای بهره ببرند. فرضیه دیگری نیز مطرح است؛ افزایش نااطمینانیهای اقتصادی و محدودیتهای نقلوانتقال پول ممکن است باعث شده باشد پول نقد، بهویژه اسکناسهای درشت، ارزشی دوچندان پیدا کند و تقاضا برای آن از ارزش اسمیاش پیشی بگیرد.
اما فارغ از اینکه کدام فرضیه به واقعیت نزدیکتر است، یک واقعیت انکارناپذیر است؛ پول ملی که باید ابزار مبادله در اقتصاد باشد، حالا خود به موضوع معامله و سوداگری تبدیل شده است. این پدیده ممکن است در ظاهر فقط یک حاشیه در بازار ارز به نظر برسد، اما میتواند زنگ هشداری برای سیاستگذاران باشد. زیرا هرچه تقاضا برای خروج فیزیکی اسکناس، انجام معاملات خارج از شبکه بانکی و شکلگیری بازارهای غیررسمی بیشتر شود، امکان رصد جریان پول نیز کاهش مییابد و زمینه برای گسترش اقتصاد زیرزمینی فراهمتر میشود.
شاید امروز مهمترین سؤال این نباشد که چه کسانی ایرانچکهای درشت را میخرند، بلکه این باشد که چرا پول ملی کشور تا این اندازه برای خروج از مرزها جذاب شده است و چه اتفاقی در پشت پرده این تقاضای غیرعادی جریان دارد؛ پرسشی که پاسخ روشن به آن، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد.