صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

تاب‌آوری ساختاری جمهوری‌اسلامی‌ایران در مواجهه با بحران‌ها

  • کد خبر: ۴۲۴۱۶۲
  • ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۲
نظام سیاسی ایران طی دهه‌های گذشته برای مواجهه با بحران‌ها، سازوکار‌های مشخصی را طراحی کرده است. به‌همین‌دلیل، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز فرایند تصمیم‌گیری و اداره کشور دچار وقفه نمی‌شود و امکان جایگزینی، بازسازی و استمرار مدیریت وجود دارد.

نظام سیاسی ایران طی دهه‌های گذشته برای مواجهه با بحران‌ها، سازوکار‌های مشخصی را طراحی کرده است. قانون‌اساسی جمهوری‌اسلامی‌ایران و نظام مبتنی بر ولایت‌فقیه، علاوه بر اداره امور در شرایط عادی، برای تداوم حاکمیت و مدیریت بحران‌ها نیز ظرفیت‌های ویژه‌ای در اختیار کشور قرار داده‌اند.

به‌همین‌دلیل، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز فرایند تصمیم‌گیری و اداره کشور دچار وقفه نمی‌شود و امکان جایگزینی، بازسازی و استمرار مدیریت وجود دارد. این ویژگی باعث شد دشمن نتواند به هدف خود در ایجاد فروپاشی مدیریتی دست پیدا کند. آنچه در جنگ‌های تحمیلی اخیر نیز به‌خوبی دیده می‌شد. واقعیت این بود که دشمن در این جنگ‌ها صرفا به‌دنبال وارد‌کردن خسارت‌های محدود نظامی یا اقتصادی نبود. 

هدف اصلی، تضعیف و در نهایت فلج‌کردن نظام جمهوری‌اسلامی بود. طراحی این عملیات بر مبنای ایجاد شرایطی برای فروپاشی، گسترش و سردرگمی، ایجاد کلافگی در سطوح مدیریتی و در نهایت سوق‌دادن کشور به سمت بی‌ثباتی و حتی جنگ داخلی صورت گرفته بود. به‌بیان‌دیگر، هدف نهایی نه یک پیروزی نظامی محدود، بلکه براندازی ساختار سیاسی کشور بود؛ با‌این‌حال، دشمن در محاسبات خود دچار خطای راهبردی شد. 

طراحان این عملیات تصور می‌کردند که با بهره‌گیری از تاکتیک «شوک و هیبت» و ایجاد ضربات سریع و سنگین در یک بازه زمانی کوتاه، می‌توانند اراده ملی و انسجام مدیریتی کشور را متزلزل کنند. این راهبرد مبتنی بر آن بود که در ساعات و روز‌های ابتدایی بحران، ساختار تصمیم‌گیری کشور دچار اختلال شود و امکان مدیریت شرایط از بین برود. اما آنچه در عمل رخ داد، خلاف این برآورد بود. 

یکی از مهم‌ترین دلایل این شکست، نادیده گرفتن ظرفیت‌های ساختاری جمهوری‌اسلامی‌ایران بود. از‌سوی‌دیگر، دشمن به‌خوبی می‌دانست که توان ورود به یک جنگ طولانی و فرسایشی را ندارد. در مقابل، ایران از ظرفیت‌های منطقه‌ای و راهبردی گسترده‌ای برخوردار است. این شبکه گسترده از نیرو‌ها و ظرفیت‌های همسو در منطقه، عمق راهبردی جمهوری‌اسلامی را افزایش می‌دهد و امکان مقاومت در برابر فشار‌های طولانی‌مدت را فراهم می‌کند. 

در همین چارچوب می‌توان از دو شاخص مهم راهبردی سخن گفت که در جنگ‌های تحمیلی اخیر نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کردند. نخست، توانایی جمهوری‌اسلامی در مدیریت جنگ متقارن و حفظ انسجام ساختاری در شرایط بحران و دوم، ظرفیت‌های ناشی از محور مقاومت که به‌عنوان یک پشتوانه راهبردی، قدرت بازدارندگی و تاب‌آوری کشور را افزایش می‌دهد. 

این دو عامل در کنار یکدیگر موجب شدند اهداف دشمن برای ایجاد فروپاشی، بی‌ثباتی و بحران داخلی محقق نشود. آنچه کشور را در برابر تهدید‌ها مقاوم می‌کند، تنها تجهیزات و توان دفاعی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های نهادی، اجتماعی و راهبردی است که طی سال‌ها شکل گرفته‌اند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.