به گزارش شهرآرانیوز؛ میزان اشتغالزایی بالا، سرمایه اولیه اندک، انعطافپذیری و امکان فعالیت در منزل، مشاغل خانگی را به یکی از مهمترین ظرفیتهای اقتصاد ایران تبدیل کرده است. با این حال، فعالان این حوزه معتقدند که چالش امروز، دیگر صرفا تولید یا حتی دریافت مجوز نیست؛ بلکه «بازار» به یکی از مهمترین حلقههای مفقوده زنجیره مشاغل خانگی تبدیل شده است.
از رکود بازار داخلی و محدودیتهای اینترنتی گرفته تا نوسان قیمت مواد اولیه، دشواری دسترسی به بازارهای صادراتی، ضعف شبکههای فروش و کمرنگبودن ارتباط میان تولیدکنندگان و صنایع، همگی موانعی است که ادامه فعالیت بسیاری از کسبوکارهای خانگی را با دشواری روبهرو کرده است.
در میزگرد «بازار مشاغل خانگی؛ از تولید تا فروش»، فعالان این حوزه و مسئولان دستگاههای اجرایی، هر یک از زاویهای متفاوت به بررسی مهمترین چالشها و راهکارهای توسعه بازار پرداختند؛ از تجربه یک تولیدکننده پوشاک که برای حفظ نیروهایش از سرمایه شخصی هزینه میکند تا تولیدکننده صنایعدستی که بهدلیل نوسان قیمت مواد اولیه، قرارداد صادراتی خود را از دست داده است.
در کنار این دغدغهها، مسئولان و کارشناسان نیز معتقدند توسعه مشاغل خانگی تنها با پرداخت تسهیلات یا صدور مجوز محقق نمیشود. شکلگیری شبکههای همکاری، ایجاد زنجیرههای تأمین و فروش، توسعه بازارچههای دائمی، برندسازی، آموزشهای تخصصی و اتصال تولیدکنندگان خرد به بنگاههای بزرگ، از جمله اقداماتی است که میتواند این کسبوکارها را از فعالیتهای پراکنده و فردی به بازیگران مؤثر اقتصاد تبدیل کند.
در همین راستا، شهرآرا در این میزگرد با حضور جمعی از فعالان، پشتیبانان و مسئولان حوزه مشاغل خانگی، به بررسی مهمترین چالشهای بازار این کسبوکارها، موانع توسعه فروش، ظرفیتهای صادراتی و راهکارهای تقویت پیوند میان تولید و بازار پرداخته است.
در این میزگرد، راضیه کیخسروی فعال حوزه طراحی و دوخت لباس، صبا عبدالهزاده، فعال حوزه فرش و گلیم دستباف، ناهید انتظاریان، مدیر کارآفرینی و اشتغال اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خراسان رضوی، حسن سخدری، مدیر مرکز رشد فناوریهای سلامت جهاد دانشگاهی استان و مهراد مزروعی، کارشناس حوزه مشاغل خانگی سازمان جهاد کشاورزی استان، حضور داشتند و دیدگاههای خود را درباره مهمترین چالشهای پیشروی این بخش و راهکارهای توسعه بازار مشاغل خانگی مطرح کردند.
مزروعی: مشاغل خانگی یکی از موفقترین الگوهای اشتغال در دنیا به شمار میرود و امروز بسیاری از کشورها از این ظرفیت برای توسعه اقتصاد و ایجاد فرصتهای شغلی استفاده میکنند. در ایران نیز طی حدود دو دهه گذشته، این حوزه بهتدریج توسعه یافته و بهویژه پس از اصلاح دستورالعملهای اجرایی در سال۱۳۹۹، روند صدور مجوزها شتاب گرفت و زمینه ورود افراد بیشتری به این بخش فراهم شد.
این الگو بیش از همه برای افرادی کارآمد است که یا سرمایه کافی برای راهاندازی یک واحد تولیدی مستقل ندارند یا به دلیل شرایط خانوادگی و مسئولیتهای شخصی، امکان حضور مستمر در محیطهای کاری را ندارند. به همین دلیل، مشاغل خانگی توانستهاند فرصت مناسبی برای اشتغال زنان، سرپرستان خانوار و بسیاری از دانشآموختگان دانشگاهی ایجاد کنند.
انتظاریان: مزیت مهم دیگر این کسبوکارها، انعطافپذیری بالای آنهاست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که فعالان مشاغل خانگی خیلی سریع خود را با نیاز بازار تطبیق میدهند. برای مثال، در دوران شیوع کرونا بسیاری از تولیدکنندگان نوع فعالیتشان را تغییر دادند و در دوره جنگ نیز برخی واحدها متناسب با نیاز بازار، تولیدات خود را بهسمت اقلام موردنیاز آن مقطع سوق دادند. این سرعت تطبیق، ویژگیای است که معمولا در بنگاههای بزرگ اقتصادی کمتر دیده میشود.
با این حال، توسعه این حوزه صرفا با صدور مجوز یا پرداخت تسهیلات امکانپذیر نیست. اگر تولیدکننده نتواند محصول خود را بفروشد یا به بازارهای جدید دسترسی پیدا کند، ادامه فعالیت برایش دشوار خواهد بود. به همین دلیل، امروز باید بیش از گذشته روی توسعه بازار، شبکهسازی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و خریداران تمرکز کنیم.
سخدری: به اعتقاد من، یکی از مهمترین اشکالات این است که هنوز به مشاغل خانگی نگاه سیستمی نداریم. بسیاری از فعالان این حوزه بهصورت جزیرهای کار میکنند؛ یعنی هر تولیدکننده بهتنهایی باید مواد اولیه تهیه کند، آموزش ببیند، مجوز بگیرد، بازاریابی انجام دهد و محصولش را بفروشد. طبیعی است که یک کسبوکار کوچک توان انجام همزمان همه این وظایف را ندارد.
تجربه طرح ملی توسعه مشاغل خانگی نیز نشان داده که هر جا شبکهسازی شکل گرفته، نتایج بهمراتب موفقتر بوده است. وقتی تأمینکننده مواد اولیه، تولیدکننده، بازاریاب و فروشنده در قالب یک شبکه کنار هم قرار میگیرند، هزینهها کاهش پیدا میکند، دسترسی به بازار آسانتر میشود و قدرت رقابت نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، اگر قرار باشد بازار مشاغل خانگی تقویت شود، باید از فعالیتهای فردی فاصله بگیریم و به سمت ایجاد شبکههای تخصصی و زنجیرههای همکاری حرکت کنیم.
عبدالهزاده: تجربه شخصی من هم همین موضوع را تأیید میکند. فعالیت مجموعه ما از دل یکی از همین شبکهها آغاز شد. در ابتدا تنها در حوزه طراحی و ساخت ابزار فرش فعالیت میکردیم، اما بهتدریج با ارتباطی که میان فعالان این حوزه شکل گرفت، وارد تولید گلیم دستباف شدیم و امروز ۸۴ نفر از بانوان سرپرست خانوار با مجموعه ما همکاری میکنند.
اگر آن شبکه وجود نداشت، شاید شکلگیری این مجموعه سالها زمان میبرد. شبکهسازی باعث شد تولیدکننده، تأمینکننده، آموزشدهنده و بازار در کنار هم قرار بگیرند و مسیر توسعه بسیار کوتاهتر شود. به همین دلیل معتقدم یکی از مهمترین نیازهای امروز مشاغل خانگی، احیای همین ارتباطات و ایجاد شبکههای پایدار میان فعالان این حوزه است.
سخدری: همانطور که اشاره کردم حلقه مفقوده این حوزه، نبود نگاه سیستمی است. در آن طرح، ابتدا مزیتهای هر منطقه را شناسایی کردیم و سپس فعالان هر حوزه را در قالب شبکههای تخصصی کنار هم قرار دادیم. در این شبکهها، «عامل توسعه» وظیفه شناسایی فعالان، اتصال آنها به یکدیگر و برطرفکردن مشکلات زنجیره را برعهده داشت. برای نمونه، در حوزه فرش ابتدا تأمینکنندگان مواد اولیه، سپس تولیدکنندگان و بعد فعالان حوزه فروش را شناسایی و به هم متصل کردیم. همه اعضا نیز از طریق گروههای مجازی با یکدیگر در ارتباط بودند.
نتیجه این شبکهسازی افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و شکلگیری بازار بود. در کلات، با اتصال یک شرکت دانشبنیان تولیدکننده دستگاه تبدیل پشم به نخ، تولیدکنندگان روستا و فعالان حوزه فروش و صادرات، زنجیرهای ایجاد شد که از پشم خام تا تولید گلیم و صادرات آن را دربر میگرفت.
شبکههای دستبافتهها، فرش، چرم و مصنوعات چرمی، گل و گیاه و پوشاک نیز بر همین اساس شکل گرفتند. امروز شبکه دستبافتهها همچنان فعال است و اعضای آن قیمت مواد اولیه، تأمینکنندگان و نیازهای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
عبدالهزاده: مزیت شبکه این بود که اگر مشکلی در تأمین مواد اولیه، آموزش یا حتی فروش وجود داشت، لازم نبود هر فرد بهتنهایی برای حل آن اقدام کند. اعضای شبکه تجربههای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذاشتند و همین موضوع مسیر رشد را بسیار کوتاهتر میکرد. متأسفانه با پایان آن طرح، بخش زیادی از این شبکهها نیز کمرنگ شد، درحالیکه اگر استمرار پیدا میکرد، امروز بسیاری از مشکلات بازار مشاغل خانگی کمتر بود.
انتظاریان: بله، این شبکهها همچنان فعالیت دارند. البته اکنون بیشتر فعالان به ما مراجعه میکنند. هر زمان که برای بازدید از نمایشگاههای مشاغل خانگی میروم، به آنها پیشنهاد میکنم اگر به طور مستقل فعالیت میکنند، به سمت ایجاد پشتیبان، شرکت تعاونی یا تشکلهای مشابه حرکت کنند.
اکنون نیز یکی از برنامههای ما، هدایت فعالان بهسمت فعالیتهای گروهی، پشتیبانها و تعاونیهاست. تجربه نشان داده هرجا تولیدکنندگان در قالب یک مجموعه فعالیت کردهاند، هم تأمین مواد اولیه آسانتر شده و هم فروش محصولات با قدرت بیشتری دنبال شده است. توسعه مشاغل خانگی بدون شکلگیری چنین شبکههایی دشوار خواهد بود، زیرا بازار امروز بیش از هر زمان دیگری به همکاری و همافزایی میان تولیدکنندگان نیاز دارد.
کیخسروی: من بهعنوان پشتیبان مشاغل خانگی، امروز با ۲۵نفر به طور مستقیم همکاری میکنم که بیشتر آنها دانشجوی طراحی، زنان خانهدار یا بانوان سرپرست خانوار هستند. تمام تلاش ما این بوده که این افراد حتی در شرایط سخت بازار هم شغل خود را از دست ندهند، اما واقعیت این است که در ماههای اخیر فشار زیادی را تحمل کردهایم.
یکی از مهمترین مشکلات ما اینترنت است. امروز طراحی لباس دیگر مثل گذشته نیست. بخش زیادی از فرایند طراحی با نرمافزارها و ابزارهای هوش مصنوعی انجام میشود و ارتباط با مشتری نیز از همین مسیر شکل میگیرد. زمانی که اینترنت با اختلال یا محدودیت مواجه میشود، عملا اولین مرحله کار ما متوقف میشود و امکان ارائه طرح به مشتری از بین میرود. در کنار آن، بازار پارچه هم شرایط مناسبی ندارد.
برای اینکه بتوانیم طرح جدید ارائه کنیم، باید بدانیم چه پارچههایی در بازار وجود دارد، اما امسال، هم تنوع پارچه کمتر شده و هم قیمتها چند برابر افزایش یافته است. پارچهای که سال گذشته با چندصد هزار تومان خریداری میشد، امروز گاهی بیش از یکمیلیون تومان قیمت دارد.
در چنین شرایطی، تهیه چند نمونه اولیه برای معرفی به مشتری به سرمایه درخور توجهی نیاز دارد. از سوی دیگر، بازار فروش هم بهشدت کوچک شده است. بخش زیادی از فعالیت ما به سفارش آنلاینشاپها وابسته است. وقتی فروش آنها کاهش پیدا میکند، سفارش تولید هم متوقف میشود. اکنون چند ماه است که بازار در رکود قرار دارد؛ حتی قراردادهایی که برای شب عید بسته بودیم، به مرحله تولید نرسید.
در کنار این مسائل، برگزاری رویدادها و نمایشگاههای تخصصی نیز تقریبا متوقف شده است. این نمایشگاهها فرصتی بود تا طراحان و تولیدکنندگان خود را معرفی و مشتری جدید پیدا کنند، اما امروز چنین فرصتی بسیار محدود شده و همین موضوع بازار را کوچکتر کرده است.
عبدالهزاده: خوشبختانه از نظر کیفیت محصول، توان رقابت با بسیاری از کشورها را داریم و تجربه همکاری با بازارهای خارجی نیز این موضوع را ثابت کرده است. مجموعه ما در سالهای گذشته با کشورهای حاشیه خلیجفارس همکاری داشته و حتی توانسته گلیم تولیدی مشهد را به بازارهایی مانند انگلیس معرفی کند. همچنین برای پروژههایی در کشورهایی مانند آلبانی نمونه تولید کردیم و پس از طی مراحل ارزیابی، از نظر کیفیت و قیمت مورد تأیید قرار گرفتیم.
با این حال، مهمترین مشکل ما بیثباتی شرایط اقتصادی است. برای یکی از پروژههای خارجی، نزدیک به یکسال و نیم مذاکره، نمونهسازی و بررسی انجام شد و درنهایت قرار بود قرارداد منعقد شود، اما در فاصله همین مدت، قیمت مواد اولیه چندبرابر شد. در چنین شرایطی دیگر امکان تعهددادن وجود نداشت و ناچار شدیم از اجرای پروژه انصراف بدهیم؛ در حالی که از نظر کیفیت و توان تولید هیچ مشکلی نداشتیم.
محدودیتهای بانکی نیز یکی دیگر از چالشهای جدی است. برخی از مشتریان خارجی اعلام میکنند به دلیل تحریمها امکان انتقال پول به ایران را ندارند یا اینکار برای آنها با ریسک همراه است. از طرف دیگر، محدودیتهای اینترنت و اختلال در ارتباطات نیز اعتماد مشتریان خارجی را تحتتأثیر قرار میدهد. زمانی که نتوانیم بهموقع پاسخ ایمیل یا پیام مشتری را بدهیم، طبیعی است که او برای ادامه همکاری دچار تردید شود.
بخش دیگری از بازار ما نیز به حوزه گردشگری وابسته است. پیش از این با هتلها و اقامتگاههای بومگردی همکاری داشتیم و محصولات صنایعدستی در طراحی داخلی آنها استفاده میشد، اما با کاهش رونق گردشگری، این بخش از بازار نیز آسیب دیده است.
کیخسروی: در حوزه پوشاک هم ظرفیت صادرات وجود دارد. کشورهای حاشیه خلیجفارس به محصولات دستدوز، گلدوزی و طراحیهایی که هویت ایرانی داشته باشند، علاقهمند هستند و ما نیز برای ورود به این بازار برنامهریزی کرده بودیم. هدفمان این بود که با حضور در نمایشگاههای تخصصی، محصولات را معرفی کنیم و سپس فروش را به طور مستمر ادامه دهیم.
اما وقتی ارتباطات اینترنتی محدود میشود و بازار داخلی نیز با رکود روبهروست، طبیعی است که حضور در بازارهای خارجی هم دشوارتر شود. امروز حتی بسیاری از مزونها و فروشگاههای داخلی سفارشهای خود را کاهش دادهاند و این موضوع روی برنامهریزی برای صادرات نیز اثر گذاشته است.
در کنار انتقادهایی که نسبت به ضعف بازار و فروش محصولات مشاغل خانگی مطرح میشود، دستگاههای متولی چه اقداماتی انجام دادهاند و این اقدامات تا چه اندازه توانسته به رونق بازار مشاغل خانگی کمک کند و چه برنامههایی برای تقویت این بخش در دستورکار قرار دارد؟
انتظاریان: مهمترین چالش سال گذشته، از دست رفتن بخشی از بازار فروش بود. بسیاری از فعالان مشاغل خانگی محصولات خود را از طریق فضای مجازی عرضه میکردند و همزمان نمایشگاههای مناسبتی نیز فرصت مناسبی برای فروش آنها بود، اما محدودیتهای اینترنت و برگزارنشدن بخشی از نمایشگاهها، این مسیر را با مشکل روبهرو کرد.
به همین دلیل، وزارت تعاون طرح «هزار میدان، هزار بازار» را در دستورکار قرار داد تا به جای برگزاری نمایشگاههای مقطعی، بازارهای مستمر برای عرضه محصولات مشاغل خانگی ایجاد شود. در کنار این بازارها، دورههای آموزشی رایگان برای ارتقای کیفیت برگزار میشود تا فعالان با موضوعاتی مانند برندسازی، بازاریابی، تولید محتوا و حتی صادرات آشنا شوند و حضور مؤثرتری در بازار داشته باشند.
همچنین همکاری با برخی سکوهای فروش داخلی آغاز شده است تا تولیدکنندگان بازار خود را محدود به شهر محل فعالیتشان نبینند. البته هنوز بخش زیادی از فعالان این حوزه از این ظرفیتها استفاده نمیکنند و باید اطلاعرسانی گستردهتری انجام شود.
مزروعی: در بخش کشاورزی نیز تجربه راهاندازی فروشگاههای «روستا بازار» نتایج قابل قبولی داشته است. این فروشگاهها بهطور اختصاصی محصولات مشاغل خانگی را عرضه میکنند و توانستهاند واسطهها را تا حدی حذف کنند. موضوعی که هم به نفع تولیدکننده بوده و هم مصرفکننده.
اکنون حدود ۱۰۰ «روستا بازار» در استان فعالیت میکنند و برنامه توسعه آنها نیز ادامه دارد. البته این مکانها تنها مسیر فروش نیستند و تولیدکنندگان میتوانند محصولات دارای مجوزهای لازم را به فروشگاههای زنجیرهای عرضه کنند. همچنین یکی از مهمترین ضعفهای امروز، اطلاعرسانی است. هنوز بسیاری از تولیدکنندگان نمیدانند چه بازارهایی برای عرضه محصولاتشان ایجاد شده یا چگونه میتوانند از این ظرفیتها استفاده کنند. اگر این فاصله اطلاعاتی کمتر شود، بخش مهمی از مشکلات بازار نیز برطرف خواهد شد.
انتظاریان: امروز مهمترین موضوع این است که فعالان مشاغل خانگی بهصورت انفرادی فعالیت نکنند. تجربه نشان داده هر جا تولیدکنندگان در قالب پشتیبان، تعاونی یا شبکههای تخصصی فعالیت کردهاند، هم دسترسی به مواد اولیه آسانتر بوده، هم امکان فروش افزایش یافته و هم استفاده از حمایتهای دولتی هدفمندتر شده است.
به همین دلیل تلاش میکنیم فعالان را به سمت فعالیتهای شبکهای هدایت کنیم تا زنجیرههای همکاری میان آنها شکل بگیرد. از سوی دیگر، داشتن مجوز نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی اطلاعات فعالان این حوزه در سامانههای رسمی ثبت شود، امکان برنامهریزی، آموزش، پرداخت تسهیلات و حمایتهای بعدی دقیقتر خواهد بود.
در کنار آن، تلاش کردهایم از منابع مختلف، از جمله تبصرههای حمایتی، بخشی از تسهیلات را به مشاغل خانگی اختصاص دهیم، هرچند معتقدیم حمایت مالی تنها بخشی از مسیر توسعه این حوزه است.
مزروعی: اطلاعرسانی همچنان یکی از ضعفهای جدی این حوزه است. افراد زیادی ایده و توان تولید دارند، اما نمیدانند از چه مسیری باید وارد شوند، چه حمایتهایی وجود دارد و چگونه میتوانند محصول خود را به بازار برسانند. در کنار آن، تجربه فروشگاههای «روستا بازار» نشان داده است که اگر میان تولیدکننده و بازار یک حلقه واسط مطمئن ایجاد شود، هم تولیدکننده سود بیشتری میبرد و هم مصرفکننده محصول را با قیمت مناسبتری تهیه میکند. این تجربه میتواند در سایر بخشها نیز توسعه پیدا کند.
سخدری: تا زمانی که هر تولیدکننده بهتنهایی درگیر تأمین مواد اولیه، تولید، فروش و بازاریابی باشد، هزینهها بالا میرود و قدرت رقابت کاهش پیدا میکند، اما اگر زنجیره ارزش شکل بگیرد، هر حلقه وظیفه تخصصی خود را انجام میدهد و نتیجهاش افزایش بهرهوری و توسعه بازار خواهد بود. تجربهای که در طرح ملی توسعه مشاغل خانگی به دست آمد، نشان داد این مدل کاملا عملی است و میتواند دوباره احیا شود.
عبدالهزاده: فعالان مشاغل خانگی ثابت کردهاند که از نظر کیفیت، توان رقابت دارند. آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، ثبات در فضای کسبوکار، دسترسی آسانتر به مواد اولیه، حفظ ارتباط با بازارهای داخلی و خارجی و حمایت از صادرات است. اگر این شرایط فراهم شود، بسیاری از تولیدکنندگان بدون اتکا به حمایتهای مستمر دولتی میتوانند بازار خود را پیدا کنند و حتی ارزآوری داشته باشند.
کیخسروی: من هم معتقدم کار وجود دارد و بازار هم وجود دارد؛ مسئله این است که باید مسیر رسیدن تولیدکننده به بازار هموار شود. اگر تولیدکننده دغدغه تأمین مواد اولیه، بازاریابی و فروش نداشته باشد، میتواند تمام تمرکز خود را بر کیفیت محصول بگذارد. نتیجه آن هم حفظ اشتغال، افزایش تولید و توسعه بازار خواهد بود؛ هدفی که همه ما در این میزگرد بر ضرورت آن تأکید داشتیم.
انتظاریان: در حال حاضر، اگر در سطح کشور نگاه کنیم، حدود ۶ درصد اقتصاد کشور به حوزه مشاغل خانگی اختصاص دارد. با وجود همه کمبودها و مشکلات، این سهم جالب توجه است و اگر این حوزه به شکل صحیح مدیریت و حمایت شود، میتواند سهم بیشتری نیز پیدا کند. با توجه به شرایط فعلی کشور، به نظر من باید بیش از گذشته به سمت توسعه مشاغل خانگی حرکت کنیم؛ زیرا این کسبوکارها هزینه تولید کمتری دارند، انعطافپذیرتر هستند و خیلی سریع خودشان را با نیاز بازار تطبیق میدهند.