اربعین حسینی فراتر از یک آیین زیارتی، در سالیان اخیر به یک «پدیده تمدنی» تبدیل شده است. این رویداد، تجلیگاه الگویی از خدمت است که در آن «ایثار»، «مواسات» و «کرامت انسانی» محور تعاملات اجتماعی قرار میگیرند. رهبر شهید انقلاب فرمودند: «اربعین ترکیبی از عقل و عاطفه، ایمان و عشق است.» (۹/۹/۱۳۹۴)
در این الگوی تمدنی، خدمت نه یک وظیفه اداری یا دولتی، بلکه یک «فعل عبادی و اجتماعی» است که ظرفیتهای تمدنسازِ امت اسلامی را احیا میکند.
خدمت در تمدن اسلامی، برخاسته از مفهوم «مواسات» است. برخلاف الگوهای غربی که خدمت را درقالب «خیریه» تعریف میکنند، در الگوی تمدنی اربعین، خدمت مبتنیبر «مواسات» است؛ یعنی شریک شدن در غم و نیاز دیگری، تاجاییکه خود در سختی بیفتد.
رهبر شهید انقلاب نیز درباره مواسات میفرمایند: «مواسات یعنی همراهی کردن و کمک کردن به برادر مؤمن در همه امور. انسان وظیفه بداند؛ کمک فکری، کمک مالی، کمک جسمانی، کمک آبرویی.» (بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۳۱/۰۶/۱۳۸۶) و «یعنی هیچ خانوادهای از خانوادههای مسلمان و هممیهن و محروم را با دردها و محرومیتها و مشکلات خود، تنهانگذاشتن؛ بهسراغ آنها رفتن و دست کمکرسانی بهسوی آنها دراز کردن.» (بیانات در خطبههای نماز عید فطر، ۱۵/۰۹/۱۳۸۱)
مواسات یعنی به یکدیگر یاری رساندن و دیگران را در دسترنج و حاصل تلاشهای خود، شریک ساختن. اگر افراد جامعه، دارای ثروت، علم و آبرویی هستند، باید بهوسیله آنها خلأهای اجتماعی را پر کنند تا جامعه اسلامی از قدم برداشتن در مسیر تقرب به خدا عقب نیفتد.
مبنای قرآنی: خداوند در توصیف انصار میفرماید: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَه: و دیگران را بر خود مقدم میدارند؛ هرچند خودشان در تنگنا باشند.» (سوره حشر، آیه۹). این دقیقا همان روحیهای است که در مواکب اربعین مشاهده میشود.
مبنای روایی: پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» (کافی، ج۲، ص۱۶۴). اربعین، عرصهای است که در آن «اهتمام به امور مسلمانان» از یک شعار به یک تجربه زیسته عملیاتی تبدیل میشود.
در اهمیت مواسات همین بس که حکومتهای نبوی و علوی، مبتنیبر مواسات بودند و حکومت مهدوی نیز براساس مواسات اداره میشود.
رهبر شهید انقلاب درباره ویژگی حکومت مهدوی میفرمایند: «حکومت الهی حضرت بقیهالله (ارواحنا فداه) حکومتی است که در آن مقررات حاکم بر مردم، خواست آمریکا و دیگر قدرتهای زورگوی شرق و غرب نیست، بلکه حکومت عدالت، مواسات و مساوات و حکومت معنویت و فضیلت است و امروز هر کسی که برای عدالت در راه دین و خدمت به محرومان حرکت میکند، باید خوشحال و امیدوار باشد؛ زیرا آینده متعلق به اوست.» (دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر معظم انقلاب در سالروز میلاد امام زمان (عج). (۲۷/۱۰/۱۳۷۳)
الگوی تمدنی خدمت در اربعین، دارای شاخصههای متمایزی است که آن را از سایر الگوهای خدمترسانی متمایز میکند:
الف) مردمیبودن و خودگردانی: در اربعین، دولتها تنها نقش تسهیلگر دارند و مدیریت واقعی توسط خود مردم انجام میشود. این مدل «حکمرانی مشارکتی» میتواند الگویی برای کاهش تصدیگری دولتها در تمدنسازی باشد.
ب) فراگیری و عدم تبعیض: خدمت در اربعین، متوقف بر دین، مذهب، ملیت یا نژاد نیست. امامصادق (ع) میفرمایند: «أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْفَعُهُمْ لِخَلْقِ اللَّهِ» (کافی، ج۲، ص۱۶۴). خدمت به زائر امامحسین (ع) بهدلیل انتساب به حقیقت ولایت، تجلی خدمت به «خلقالله» است.
ج) آموزش مهارتهای زیست تمدنی: اربعین یک «دانشگاه تربیتی» است که در آن، نسل جوان با فرهنگ «ایثار هزینه» آشنا میشود. تمدنسازی بدون انسانهای ایثارگر، ممکن نیست.
برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی، نیازمند تجربههایی هستیم که پیوند میان آحاد مردم را فراتر از مرزهای جغرافیایی برقرار کند.
رهبر شهید انقلاب فرمودند: «راهپیمایی اربعین، میتواند یک وسیله گویایی برای تحقق تمدن اسلامی باشد.» (۲۷/۰۶/۱۳۹۸)
برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی دو عمل باید صورت گیرد:
الف) وحدت عملی: اربعین نشان داد که میتوان حول یک محور (حبالحسین)، شبکهای گسترده از خدمات اجتماعی ایجاد کرد که نهتنها شکافهای مذهبی را کاهش میدهد، بلکه بستری برای تعاملات اقتصادی و فرهنگی بینالمللی ایجاد میکند.
ب) سرمایه اجتماعی: طبق روایات، «وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: اَلْمُؤْمِنُونَ فِی تَبَارِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ وَ تَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ اَلْجَسَدِ إِذَا اِشْتَکَی تَدَاعَی لَهُ سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ اَلْحُمَّی: از امامصادق (ع) نقل شده است که: مؤمنان در احسان و نیکی، مهربانی و دلسوزی، همدردی و علاقه همانند یک جسم هستند که چنانچه بر عضوی از آن دردی و ناراحتی پیش آید، همه بیدار میشوند و در سوزوگداز قرار میگیرند.» (المؤمن، ج یک، ص۳۹)
اربعین درواقع، احیای این «جسد واحد» است که در آن، خدمترسان و خدمتگیرنده، هر دو در یک هویت واحد ذوب میشوند.