به گزارش شهرآرانیوز؛ صف بنزین، اینروزها فقط صف چند خودرو برای چند لیتر سوخت نیست، پشت این صفها مجموعهای از نگرانیها ایستاده است. رانندهای که باک خودرویش هنوز خالی نشده، اما برای سوختگیری به جایگاه آمده، موتورسیکلتی که در انتهای صف جا گرفته و رانندهای که مدام از دیگران درباره سهمیه و قیمت میپرسد، تصویری است که در روزهای اخیر در برخی جایگاههای سوخت دیده میشود.
در مشهد نیز مشاهدات، از شلوغی بسیاری از جایگاهها حکایت دارد، شلوغیای که بیش از آنکه فقط محصول مصرف معمول باشد، به نظر میرسد از نگرانی درباره آینده بنزین تغذیه میکند.
در تهران، این افزایش مراجعه حتی به عدد و آمار هم رسیده است. محمدصادق عظیمیفر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراوردههای نفتی، پنجم شهریور از افزایش ۳۰درصدی مصرف بنزین در استان تهران خبر داد و همزمان تأکید کرد که تأمین، انتقال و توزیع سوخت در کشور پایدار است. به گفته او، بخشی از مراجعههای اخیر تحتتأثیر شایعات شکل گرفته است.
برای مشهد هنوز آماری رسمی درباره میزان افزایش مصرف اعلام نشده است، اما اصل ماجرا را میتوان در رفتار مصرفکنندگان دنبال کرد. وقتی خبرهای مختلف درباره سهمیه، قیمت و شیوه عرضه آینده بنزین منتشر میشود، طبیعی است که بخشی از مردم به جایگاه مراجعه کنند تا پیش از روشنشدن تکلیف، باک خودرو را پر کنند. در چنین شرایطی، حتی بدون کاهش عرضه، افزایش ناگهانی تقاضا میتواند صف بسازد.
پرسوجوها نشان میدهد که ترس از سوختن سهمیه، یکی از مهمترین انگیزههای این رفتار است. شهروندی که ماهها بخشی از سهمیهاش را برای سفر یا روزهای پرمصرف نگه داشته، حالا با شنیدن خبر تغییر احتمالی سهمیه، ترجیح میدهد ریسک نکند. برای او، چند ساعت ایستادن در صف، هزینهای است که میتوان برای اطمینان از حفظ سوخت پرداخت کرد.
نگرانی دیگری هم در میان مردم وجود دارد؛ اینکه مبادا جایگاهها با محدودیت عرضه مواجه شوند. تعطیلی موقت یا فعالیت محدود برخی جایگاهها نیز میتواند این نگرانی را تشدید کند. با خارجشدن هر جایگاه از مدار، بخشی از تقاضا به جایگاههای اطراف منتقل میشود و صفی که در یک نقطه شکل گرفته، در نقطهای دیگر ادامه میآید.
در این میان، خبرهای مربوط به تغییر ساختار بنزین هم به ابهام دامن زده است. از کاهش سهمیه تا عرضه مصرف مازاد با نرخ بالاتر، سناریوهای مختلفی مطرح شده، اما جزئیات نهایی برای مردم روشن نیست. همین فاصله میان «آنچه گفته شده» و «آنچه قرار است اجرا شود»، فضای مناسبی برای شایعه میسازد.
نتیجه آنکه صفهای بنزین را نمیتوان بهسادگی فقط نشانه کمبود سوخت دانست، همانطور که نمیتوان افزایش مراجعه را صرفا رفتار هیجانی مردم تلقی کرد. بخشی از این صف محصول افزایش تقاضاست، بخشی به وضعیت برخی جایگاهها مربوط میشود و بخش مهمتر، نتیجه ابهامی است که هنوز درباره آینده سهمیه بنزین و قیمت وجود دارد.
در چنین شرایطی، مدیریت صف فقط با افزایش عرضه حل نمیشود. اگر مردم ندانند بنزین فردا با چه سهمیه و قیمتی عرضه خواهد شد، هر خبر غیررسمی میتواند دوباره موجی از مراجعه ایجاد کند؛ بنابراین پیش از آنکه صفها طولانیتر شوند، باید تکلیف اطلاعات روشن شود. تأمین پایدار سوخت، یک ضلع ماجراست و اطلاعرسانی شفاف ضلع دیگر، چون گاهی آنچه جایگاهها را شلوغ میکند، کمبود بنزین نیست، کمبود اطمینان از وضعیت فردای بنزین است.