صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

تاریخچه‌ای از اسارت افسران لشکر ۹ شرق در شهریور ۱۳۲۰ | ۱۰۰تومان وجه‌الاساره افسران خراسانی

  • کد خبر: ۴۴۱۳۴۱
  • ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰
نگاهی به شهریور ۱۳۲۰ و اسارت افسران لشکر ۹ شرق در زندان عشق‌آباد شوروی که حدود ۱۱۰ روز طول کشید.
حسین بیات
خبرنگار حسین بیات

به گزارش شهرآرانیوز؛ به دنبال تمام اتفاقات تلخی که کشور ایران در هفته اول شهریور ۱۳۲۰ از سر گذراند، سرتیپ شاپکین، فرماندهی ارتش سرخ در مشهد، روز دوشنبه دهم شهریور فرمان جمع‌آوری تمام اسلحه‌های موجود در مشهد را داد. او همچنین در فرمانی به ساخلوی مشهد، خواست که تمام افسران و کارمندان ادارات لشکری ظرف چهار روز خود را به رئیس دژبانی در خیابان پهلوی معرفی کنند. 

این فرماندهی در فرمانی دیگر که فردای آن روز صادر کرد، «کلیه طبقات افراد هنگ‌های پیاده لشکر۹ شرق (سرباز، استوار و گروهبان)» را تهدید کرد که اگر برای ثبت اسامی خود در سربازخانه‌ها حاضر نشوند، طبق قوانین اوقات جنگ مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. درنتیجه، صد‌ها نفر از افسران و درجه‌داران تیپ‌های مختلف لشکر شرق (مشهد، بیرجند، بجنورد) در نبود فرماندهانشان به ناچار خود را تسلیم کردند.

مواجهه با «نان سیاه»

ابوالحسن تفرشیان، از افسران بازداشتی لشکر۹ شرق، در کتاب «قیام افسران خراسان» نوشته است: «مقابل در ستاد که رسیدیم، عده‌ای سرباز مسلسل‌به‌دست دور ما را گرفته، به یکی از اتاق‌های ستاد هدایت کردند... ما را ۴۸ساعت همان‌جا نگه داشتند و بعد از آن به هتل باختر که آن ایام بزرگ‌ترین هتل مشهد بود، منتقل کردند... هتل باختر پر شد، بعد هم هتل دیگری به نام هتل ملی... روی‌هم‌رفته ۱۹۶نفر از افسر‌های لشکر خراسان در آن‌جا زندانی شدند... حدود بیست روزی در هتل باختر بودیم.»

بعد از آن دو اتوبوس و تعدادی کامیون در مقابل مهمان‌خانه باختر توقف کردند. سپس همه افسران به ردیف ایستادند. افسران ارشد قبل از همه در اتوبوس و بقیه افسران در کامیون‌ها جای داده شدند. از افسران اسیر فقط دو نفر همراه این عده فرستاده نشدند؛ یکی فرمانده هنگ سوار مشهد و دیگری سرگرد اشرفی فرمانده یکی از گردان‌های هنگ۲۱ پیاده.

هنگام حرکت این افراد، زنان، مادران و پدرانشان با چشم‌های گریان آنها را بدرقه کردند و نمی‌دانستند که چه بر سر عزیزانشان خواهد آمد. کامیون‌ها نزدیک شب به قوچان رسیدند و افسران اسیر لشکر ۹ شرق در فرمانداری جای داده شدند. آنها صبح فردا پس از خوردن نان و پنیر و چای از قوچان به‌طرف باجگیران حرکت داده شدند. می‌شود گفت ناهاری هم در میان نبود، چون افسران ایرانی تا آن روز «نان سیاه» را که نوعی نان جو روسی بود، حتی ندیده بودند، چه برسد به اینکه بتوانند آن را بخورند.

بورژوا‌ها را آوردیم!

کامیون‌ها خیلی آهسته حرکت می‌کردند چرا که می‌خواستند افسران بازداشتی را زمانی وارد عشق‌آباد کنند که زمان تعطیلی کارخانه‌ها و اداره‌های دولتی باشد و بتوانند نمایشی بدهند. روس‌ها افسران ایرانی را به مردم نشان داده و می‌گفتند «بورژوا‌ها را آوردیم!»

کاروان نزدیک غروب به زندان شهر رسید که روس‌ها به آن «قازامات» می‌گفتند. در داخل قازامات محلی برای افسران اسیر دیوارکشی شده بود تا از زندانیان دیگر جدا باشند. به هر یک از آنها یک تخت آهنی، رخت‌خواب، بالش، ملافه و روبالشی دادند و کنار هر تخت یک چهارپایه از چوب سفید و یک کاسه چینی کوچک برای چای و آب گذاشته بودند. در محوطه زندان شش میز کثیف و کهنه چوبی و نیمکت‌هایی مخصوص خوردن ناهار و شام بود.

بعد از واردشدن افسران هنگ سوار بجنورد و افسران لشکر گرگان، جا برای دویست اسیر مشهدی خیلی تنگ شد. در شب اول، شام و غذایی موجود نبود و هنوز دستور غذایی از مسکو نرسیده بود. از روز بعد هفتصد گرم نان سیاه و سوپ آرزن و پوره سیب‌زمینی و ماهی دادند، ولی بعدا جیره هر نفر چهارصد گرم نان و سوپ بدون روغن و ماهی گندیده شد که هیچ‌کس نمی‌خورد.

جواد جلیلی‌راستی، گروهبان هنگ بجنورد که در جمع اسیران مشهدی بوده، گفته است: «مأموران روسی با ما بدرفتاری نمی‌کردند، اما غذایشان اصلا مناسب نبود. بعضی اوقات در نیمه‌های شب، عده‌ای را برای بازجویی می‌بردند و بعد برمی‌گرداندند.»

این بازجویی‌های شبانه همیشگی، همراه با بلاتکلیفی، فشار روانی قابل‌توجهی بر زندانیان وارد می‌کرد، اما دیگر شرایط زندان چندی بعد با ورود رئیس‌جمهور ترکمنستان (صدر هیئت‌رئیسه حزب کمونیست ترکمنستان) تغییر کرد. رشید پسندیده رهورد دراین‌باره گفته است: «رئیس‌جمهور ترکمنستان... از ما پرسید آیا به شما تعدی و ظلم شده است؟ و از امکانات اینجا راضی هستید.

همه گفتیم فضای سوله نم دارد، اگر تخت‌خواب در اختیارمان بگذارند و کیفیت غذا هم بهتر شود مشکلی نداریم. بعد از بازدیدی که انجام شد تا حدی وضعیت ما تغییر کرد. هفته‌ای دومرتبه ما را حمام می‌بردند و هر روز صبح یک خانم دکتر می‌آمد افرادی که مریض بودند را معاینه و مداوا می‌کرد.»

حدود ۱۱۰ روز که از اسارت افسران مشهدی گذشت، یک شب به زندانیان خبر خوش بازگشت به ایران را دادند. همان شب برای سرگرمی، سینمای سیار آوردند و فیلم‌های جنگی نمایش دادند.

روز بعد، زندانیان مقداری سوغاتی خریدند و راهی ایران شدند؛ آنها ابتدا به مشهد و سپس طبق دستور تهران، خود را در پایتخت معرفی کردند. چندی بعد هم در قبال مدت اسارت که حدود سه ماه و بیست روز بود، به هر یک از نظامیان مشهدی ۱۰۰تومان پرداخت شد؛ مبلغی که در آن‌زمان بسیار قابل‌توجه بود.


منابع:

کتاب «تاریخ لشکر خراسان» نوشته رامین رامین‌نژاد

کتاب «قیام افسران خراسان» نوشته ابوالحسن تفرشیان

روایت جواد جلیلی‌راستی در کتاب «تاریخ معاصر مشهد» نوشته یوسف متولی حقیقی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.