صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

معادله پیچیده بنزین از ناترازی تا ضرورت سیاست جامع برای آینده

  • کد خبر: ۴۴۳۳۰۹
  • ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۰
مسئله بنزین حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از حلقه‌های به‌هم‌پیوسته است. از تولید و مصرف تا واردات، صادرات و قیمت‌گذاری، این معادله را شکل می‌دهند.

مسئله بنزین حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از حلقه‌های به‌هم‌پیوسته است. از تولید و مصرف تا واردات، صادرات و قیمت‌گذاری، این معادله را شکل می‌دهند. هر اختلال در یکی از این بخش‌ها، مستقیم بر بخش‌های دیگر اثر می‌گذارد و درنهایت خود را در ناترازی بنزین و افزایش هزینه‌های تأمین آن نشان می‌دهد.

اگر تولید با محدودیت روبه‌رو باشد و هم‌زمان مصرف بدون کنترل افزایش یابد، پیامد طبیعی آن کاهش ظرفیت صادرات و افزایش نیاز به واردات خواهد بود. در وضعیت کنونی برآورد‌ها از نیاز به حدود ۹ میلیارد دلار برای واردات بنزین حکایت دارد؛ منابعی که در وضعیت محدودیت‌های ارزی و فشار‌های ناشی از تحریم‌ها، هزینه سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل می‌کنند. از این رو افزایش وابستگی به واردات بنزین، هم از منظر اقتصادی و هم از منظر امنیت انرژی، هشداری جدی است.

بخش دیگری از این مسئله الگوی مصرف است. قیمت پایین بنزین در کنار الگوی نامناسب مصرف، انگیزه کافی برای صرفه‌جویی و استفاده بهینه از این حامل انرژی را کاهش داده است. از سوی دیگر، بخش صنعت و حمل‌ونقل نیز سهم درخورتوجهی در مصرف بی‌رویه سوخت دارند و اصلاح این وضعیت بدون بازنگری در الگوی مصرف در این بخش‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود. هنگامی که انرژی با قیمت پایین عرضه شود، اما هزینه واقعی آن به‌طور مستقیم به مصرف‌کننده منتقل نشود، اصلاح الگوی مصرف طبیعتا با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

در این میان، صنعت خودرو نیز یکی از اجزای مهم مسئله بنزین است. خودرو‌های پرمصرف چه در تولید داخلی و چه در بخشی از واردات، فشاری دوچندان بر منابع انرژی کشور وارد می‌کنند. نمی‌توان از یک سو درباره ناترازی بنزین هشدار داد و از سوی دیگر اجازه داد خودرو‌های پرمصرف وارد چرخه حمل‌ونقل شوند یا تولید داخلی بدون توجه کافی به بهره‌وری سوخت ادامه یابد. اصلاح مصرف بنزین بدون ارتقای کیفیت و بهره‌وری خودرو‌ها راه‌حلی ناقص خواهد بود.

شاید حساس‌ترین بخش این مسئله به قیمت بنزین مربوط باشد. تقریبا همه می‌دانند که قیمت کنونی با واقعیت‌های اقتصادی فاصله دارد، اما نکته اینجاست که اصلاح قیمت در اقتصاد ایران فقط به تغییر قیمت یک فراورده محدود نمی‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که افزایش قیمت بنزین می‌تواند از مسیر‌های مستقیم و غیرمستقیم بر قیمت کالا‌ها و خدمات اثر بگذارد و انتظارات تورمی را تحریک کند. حتی در مواردی که میان یک کالا و بنزین ارتباط مستقیمی وجود ندارد، آثار روانی و اقتصادی افزایش قیمت سوخت می‌تواند به دیگربازار‌ها منتقل شود.

از همین رو، اصلاح قیمت بنزین باید فراتر از یک تصمیم قیمتی دیده شود؛ تصمیمی که بدون توجه به توان اقتصادی خانوار‌ها و آثار آن بر هزینه‌های زندگی، می‌تواند تبعاتی فراتر از بازار سوخت ایجاد کند. اگر قرار است قیمت اصلاح شود، این اقدام باید بخشی از یک بسته سیاستی جامع‌تر باشد؛ بسته‌ای که به‌طور هم‌زمان تولید، مصرف، کیفیت خودروها، حمل‌ونقل عمومی، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و کنترل آثار تورمی را دربرگیرد. 

مسئله فقط این نیست که بنزین ارزان است یا گران. پرسش اصلی این است که چه کسی هزینه مصرف بی‌رویه بنزین را می‌پردازد. اگر مصرف افزایش یابد، تولید پاسخگوی تقاضا نباشد و واردات نیز به منابع ارزی سنگینی نیاز داشته باشد، درنهایت هزینه آن از منابع عمومی و بودجه کشور پرداخت خواهد شد؛ یعنی هزینه‌ای که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل می‌شود؛ بنابراین مدیریت بنزین امروز یک انتخاب نیست؛ ضرورتی راهبردی است که برای آینده نیز اهمیت دارد. با این‌حال، مدیریت به معنای افزایش صرف قیمت بنزین نیست. دولت باید مجموعه عوامل مؤثر را هم‌زمان در نظر بگیرد و برای آنها راه‌حل ارائه دهد.

بنزین بخشی از صورت‌حساب اقتصاد ایران است. هر لیتر بنزینی که بیش از ظرفیت اقتصادی کشور مصرف می‌شود، فقط به معنای پیمودن چند کیلومتر بیشتر نیست، بلکه بخشی از منابعی است که می‌توانست صرف سرمایه‌گذاری، تولید و توسعه شود. ازاین‌رو، اصلاح این وضعیت نه با تصمیم‌های شتاب‌زده، بلکه از طریق سیاستی منسجم امکان‌پذیر است که هم ناترازی انرژی را کاهش دهد و هم هزینه آن را بر دوش معیشت مردم نگذارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.