صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

شهرآرانیوز بررسی کرد: پشت پرده گزارش کمیته حقیقت یاب سازمان ملل چیست؟ | یقه آمریکا را گرفتند، اما پرونده ایران را رها نکردند

  • کد خبر: ۴۴۶۰۵۹
  • ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰
«شهرآرانیوز-گروه سیاست»؛ کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل بعد از نزدیک به هفت ماه، برای حملات آمریکا به ایران عنوان «جنایت جنگی» را مطرح کرده است؛ اما همان گزارش، دوباره جمهوری اسلامی ایران را هم به شدیدترین اتهامات حقوق بشری متهم می‌کند؛ رویکردی که بیش از آنکه نشانه یک چرخش واقعی باشد، پرسش‌هایی جدی درباره کارنامه این نهاد به وجود می‌آورد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ بالاخره یک نهاد حقوق بشری سازمان ملل درباره جنایات جنگی آمریکا در ایران حرف زد.

کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل اعلام کرده است که درباره دو حمله در ایران «دلایل معقولی» وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا مرتکب جنایت جنگی شده است. یکی از این حملات به مدرسه شجره طیبه در میناب مربوط است؛ مدرسه‌ای که در همان روزهای آغاز جنگ هدف حمله قرار گرفت و شمار زیادی از دانش‌آموزان و غیرنظامیان در آن شهید شدند. حمله دوم نیز به مجموعه‌ای ورزشی در لامرد مربوط می‌شود که در آن نیز غیرنظامیان به شهادت رسیدند. مجموع قربانیان این دو حادثه، بنا بر گزارش کمیته، دست‌کم ۱۷۸ نفر بوده است.

این بار دیگر موضوع صرفاً روایت تهران نیست. یک سازوکار وابسته به شورای حقوق بشر سازمان ملل، پس از بررسی‌های خود، درباره عملکرد آمریکا در جنگ ایران به چنین نتیجه‌ای رسیده است. اما یک «اما»ی بزرگ وسط این ماجراست:

این گزارش تقریباً هفت ماه بعد از آغاز جنگ منتشر شده است

حمله میناب در ۲۸ فوریه / ۹ اسفند رخ داد. از همان روزهای نخست، تصاویر مدرسه و پیکر دانش‌آموزان در رسانه‌های ایران و جهان منتشر شد. گزارش‌های مستقل بعدی نیز شواهدی درباره استفاده از مهمات آمریکایی و ارتباط حمله با عملیات آمریکا ارائه کردند.

حالا، بعد از گذشت ماه‌ها، کمیته حقیقت‌یاب به «دلایل معقول» رسیده است. خب، نتیجه این تحقیق در این فاصله قرار است چه چیزی را عوض کند؟

مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب پس از حمله آمریکا و شهادت دانش آموزان

برای خانواده‌ای که فرزندش را از دست داده، گزارش سازمان ملل هرگز بی‌اهمیت نیست. برای پرونده حقوقی و سیاسی ایران هم اهمیت دارد. اما سؤال اینجاست که چرا سازوکاری که عنوان «حقیقت‌یاب» را با خود یدک می‌کشد، برای رسیدن به یک نتیجه درباره حمله‌ای با چنین ابعاد و شواهدی، این‌همه زمان نیاز داشته است؟

و سؤال مهم‌تر اینکه چرا وقتی بالاخره پای آمریکا به میان می‌آید، این نهاد نمی‌تواند حتی یک گزارش را بدون بازکردن دوباره پرونده جمهوری اسلامی ایران تمام کند؟

آمریکا را محکوم کردند؛ ایران را هم متهم کردند

کمیته حقیقت‌یاب در همان گزارشی که از احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط آمریکا حرف می‌زند، جمهوری اسلامی را نیز به ارتکاب جنایت علیه بشریت در برخورد با اعتراضات متهم کرده است.

فرض کنیم کمیته حقیقت‌یاب به این نتیجه رسیده که حمله به مدرسه میناب با حقوق بین‌الملل سازگار نبوده است. بسیار خوب. این یک یافته مهم است و جمهوری اسلامی ایران باید آن را در مجامع بین‌المللی دنبال کند.

حملات هدفمند آمریکا به یک سوله ورزشی در لامرد که منجر به شهادت غیرنظامیان شد

اما چرا همان گزارش باید بلافاصله تبدیل شود به تریبونی برای تکرار همان ادعاهایی که این نهاد از سال‌ها قبل علیه ایران مطرح کرده است؟

این پرسش را نمی‌شود با یک جمله حقوقی کنار گذاشت که «هر دو موضوع در حوزه مأموریت کمیته قرار دارند».

بحث بر سر صلاحیت نیست؛ بحث بر سر تصویر سیاسی یک گزارش است.

در افکار عمومی ایران، نهادی که سال‌ها با عنوان نقض حقوق بشر در ایران شناخته شده، حالا یک بار آمریکا را هم محکوم کرده است؛ اما در همان متن، دوباره نظام رسمی کشور را در جایگاه متهم قرار داده است.

این اتفاق برای کمیته حقیقت‌یاب یک امتیاز اخلاقی خودکار ایجاد نمی‌کند. در واقع می توان گفت:

یک بار آمریکا را محکوم کردن، کارنامه چندساله یک نهاد درباره ایران را پاک نمی‌کند

مدرسه میناب؛ جایی که دیگر نمی‌شد سکوت کرد

در میان تمام بخش‌های گزارش، پرونده میناب اهمیت دیگری دارد.

اینجا با یک درگیری در میدان جنگ مواجه نیستیم که بتوان درباره ماهیت هدف و وضعیت آن اختلاف‌نظر داشت. موضوع، مدرسه‌ای است که در زمان حمله محل حضور دانش‌آموزان بوده است.

گزارش‌های منتشرشده درباره این حادثه، از شهادت بیش از ۱۵۰ نفر سخن گفته‌اند و بخش عمده قربانیان را کودکان معرفی کرده‌اند. گزارش تازه کمیته نیز حمله را در چارچوب بررسی جنایت جنگی قرار داده است.

تشییع باقیمانده پیکرهای تازه تفحص شده دانش آموزان میناب

این همان نقطه‌ای است که باید پرسید: اگر چنین حادثه‌ای در هر جای دیگری از دنیا رخ می‌داد، آیا باز هم ماه‌ها طول می‌کشید تا یک نهاد حقوق بشری سازمان ملل درباره آن به نتیجه برسد؟

جمهوری اسلامی در طول سال‌های گذشته بارها به استفاده گزینشی غرب از ادبیات حقوق بشر اعتراض کرده است. حالا یک فرصت تازه در اختیار تهران قرار گرفته است: خود سازمان ملل درباره حمله‌ای که در خاک ایران رخ داده، برای عملکرد آمریکا عنوان جنایت جنگی را مطرح کرده است.

این سند باید استفاده شود؛ اما نه با این تصور که ناگهان کمیته حقیقت‌یاب تبدیل به مدافع حقوق ایران شده است.

کمیته‌ای که از ابتدا برای ایران ساخته شد

کمیته حقیقت‌یاب در سال ۲۰۲۲ و پس از اعتراضات ایران شکل گرفت. مأموریت اولیه‌اش بررسی نقض‌های حقوق بشری در جریان اعتراضات بود و بعدتر دامنه مأموریت آن گسترش یافت.

آلمان و ایسلند در شکل‌گیری این سازوکار نقش داشتند و برلین از حامیان جدی آن بوده است.

این موضوع به خودی خود به معنای وابستگی کمیته نیست؛ اما وقتی امروز درباره «استقلال» این نهاد حرف می‌زنیم، نمی‌توان تاریخچه شکل‌گیری آن را فراموش کرد.

کمیته از روز اول برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران شکل گرفت، نه برای بررسی رفتار همه طرف‌های منازعه در غرب آسیا.

در سال‌های بعد، گزارش‌های آن عمدتاً درباره رفتار جمهوری اسلامی بود و مأموریتش نیز تمدید شد.

حالا جنگ، یک متغیر تازه وارد کرده است: ایران این بار فقط موضوع یک پرونده حقوق بشری نیست؛ قربانی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل هم بوده است.

همین تغییر باید در ادبیات حقوق بشری سازمان ملل دیده می‌شد.

اسرائیل به عنوان شریک جرم، کجای این داستان است؟

یکی از نقاط ضعف گزارش‌هایی از این دست، محدودشدن بحث به همان مواردی است که یک نهاد بین‌المللی انتخاب کرده بررسی کند.

در جنگ اخیر، آمریکا تنها بازیگر خارجی حاضر در صحنه نبود. رژیم صهیونیستی نیز در کنار آمریکا مستقیماً در عملیات نظامی علیه ایران حضور داشت.

بنابراین اگر قرار است از «حقوق بشر» و «حقوق بشردوستانه» حرف بزنیم، سؤال درباره حملات اسرائیل به ایران نیز نمی‌تواند از متن ماجرا حذف شود.

اینکه کمیته حقیقت‌یاب در این گزارش مشخصاً درباره دو حمله منتسب به آمریکا تحقیق کرده، به معنای آن نیست که مسئولیت سایر حملات خارجی از موضوع حقوق بین‌الملل خارج می‌شود.

اتفاقاً اینجا یک مطالبه روشن از این نهادها وجود دارد:

اگر اصل، حمایت از غیرنظامیان است، قربانی ایرانی باید قربانی ایرانی دیده شود؛ فرقی نمی‌کند موشک از کدام پرچم آمده باشد.

همان کودکی که در مدرسه میناب به شهادت رسیده است، پیش از آنکه «موضوع یک پرونده حقوق بشری» باشد، یک قربانی جنگ است.

این تفاوتی است که در بسیاری از روایت‌های غربی درباره ایران گم می‌شود.

گزارشگر ویژه؛ پرونده‌ای قدیمی‌تر

در کنار کمیته حقیقت‌یاب، سازوکار دیگری هم وجود دارد که نباید با آن اشتباه گرفته شود: گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران.

این مأموریت سابقه‌ای طولانی‌تر دارد و سال‌هاست وضعیت ایران را دنبال می‌کند. اکنون مای ساتو از ژاپن، این مسئولیت را بر عهده دارد.

گزارشگر ویژه و کمیته حقیقت‌یاب از نظر ساختاری یکی نیستند؛ اما برای ایران یک وجه مشترک دارند: هر دو در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از فعالیت خود را به بررسی و انتقاد از عملکرد جمهوری اسلامی اختصاص داده‌اند.

اینجا بحث بر سر این نیست که هر انتقادی از ایران درست یا نادرست است؛ بلکه بحث بر سر این سوال است که:

آیا همان حساسیتی که برای رفتار جمهوری اسلامی وجود دارد، وقتی پای آمریکا و اسرائیل وسط می‌آید هم وجود دارد؟

اگر پاسخ مثبت است، باید در گزارش‌های بعدی دیده شود؛ نه در یک بند از یک گزارش.

دست شما برای تهران خوانده شده است

اینجا شاید بتوان تکلیف گزارش تازه را روشن‌تر کرد.

تهران نباید از اینکه کمیته حقیقت‌یاب آمریکا را محکوم کرده، ناراضی باشد. برعکس؛ این بخش از گزارش یک سند مهم برای دیپلماسی ایران است.

اما تهران نباید اجازه دهد همین گزارش به عنوان گواهی بر «بی‌طرفی» کمیته معرفی شود و حاکمیت باید برای آن استدلالی داشته باشد.

سخنگوی وزارت امور خارجه در حال تشریح جنایت جنگی آمریکا و شهادت غیرنظامیان در لامرد و وعده پیگیری بین المللی 

کمیته هنوز همان نهادی است که سال‌ها پرونده ایران را با همان ادبیات قبلی دنبال کرده است. هنوز درباره روش‌های گردآوری اطلاعات، نبود دسترسی میدانی به ایران و وزن روایت‌های مختلف می‌توان سؤال‌های جدی مطرح کرد.

و مهم‌تر از همه، همین گزارش نشان می‌دهد که وقتی نوبت آمریکا رسید، کمیته توانست درباره رفتار واشنگتن تحقیق کند؛ اما حتی در همان لحظه نیز نتوانست از طرح دوباره اتهامات علیه جمهوری اسلامی صرف‌نظر کند.

پس مسئله فقط این نیست که چه کسی محکوم شد؛ مسئله این است که چه کسی همیشه در جایگاه متهم باقی می‌ماند.

واکنش آمریکا چه خواهد بود؟

واشنگتن احتمالاً این گزارش را پایان ماجرا نمی‌داند.

آمریکا تاکنون مسئولیت حمله لامرد را نپذیرفته و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز انتساب این حمله را رد کرده است. درباره یافته‌های داخلی آمریکا درباره حملات نیز گزارش‌های عمومی کاملی منتشر نشده است.

بنابراین انتظار می‌رود واکنش آمریکا بر چند محور بچرخد: رد یافته‌های کمیته، زیر سؤال بردن روش تحقیق، تأکید بر نظام هدف‌گیری آمریکا و در مورد برخی حملات، انکار مسئولیت.

اما برای ایران، حتی همین واکنش نیز قابل استفاده است؛ چرا که تهران اکنون می‌تواند یک پرسش روشن را در مجامع بین‌المللی مطرح کند:

اگر آمریکا معتقد است این حملات قانونی بوده‌اند، چرا باید از یک تحقیق مستقل و انتشار جزئیات آن نگران باشد؟

این همان نقطه‌ای است که پرونده حقوق بشری می‌تواند به پرونده سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شود.

یک گزارش علیه آمریکا، سابقه علیه ایران را پاک نمی‌کند

کمیته حقیقت‌یاب امروز یک کار مهم انجام داده است؛ جنایت جنگی آمریکا در ایران را در یک سند رسمی بین‌المللی ثبت کرده است.

اما همین کمیته هنوز باید درباره یک مسئله بزرگ‌تر پاسخ بدهد: آیا قرار است از این به بعد حقوق بشر را واقعاً فارغ از قدرت و سیاست دنبال کند یا نه؟

اگر پاسخ مثبت است، راه کمیته روشن است.

باید درباره حملات آمریکا و اسرائیل به ایران همان‌قدر جدی تحقیق شود که درباره اصطلاحا رفتارهای جمهوری اسلامی ایران تحقیق شده است. باید درباره شهادت کودکان ایرانی، تخریب مراکز غیرنظامی و تبعات جنگ حرف زده شود. باید روایت تهران هم همان‌قدر جدی شنیده شود که روایت مخالفان آن شنیده می‌شود.

تا آن زمان، گزارش تازه را باید همان‌طور که هست خواند؛ نه کمتر و نه بیشتر.

برای ایران، این گزارش یک سند علیه آمریکا است؛ اما چک سفیدامضایی برای کمیته حقیقت‌یاب نیست.

آنها این بار یقه آمریکا را گرفته‌اند و این، خوب است. اما پرونده‌ای که سال‌ها علیه ایران ساخته‌اند نیز هنوز روی میز است و تهران حق دارد بگوید: یک بار محکوم‌کردن آمریکا، برای اثبات بی‌طرفی کافی نیست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.