صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

همسایه‌های آن دوره؛ همسایه‌های حالا

  • کد خبر: ۴۶۶۹
  • ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۳:۵۹
محبوبه فرامرزی دبیر شهرآرامحله منطقه ۲

صدای شیونش محله را برداشته بود. با لباس خانه و بدون حجاب وسط کوچه جیغ می‌کشید.
پا برهنه در کوچه به این طرف و آن طرف می‌دوید. آن‌قدر جیغ زد که همه محله ریختند بیرون. مردی را فحش می‌داد و به آدم‌هایی که بر و بر نگاهش می‌کردند التماس می‌کرد به 110زنگ بزنند. وقتی دیدم حجاب ندارد نفهمیدم چطور از روی جالباسی مانتو و روسری برداشتم و پله‌ها را دوتا یکی طی کردم. تا به او برسم هزار فکر از سرم گذشت. تصور اینکه ساعت 12نیمه شب زنی بدون حجاب در کوچه به این طرف و آن طرف بدود لحظه‌ای از مقابل چشم‌هایم کنار نمی‌رفت.
نفسش بند آمده بود. آب دهانش را نمی‌توانست قورت بدهد. پشت پراید همسایه خودش را مخفی کرده بود. یکی از همسایه‌ها برایش چادری آورده بود و مانتو و روسری من به کارش نمی‌آمد. مردهای همسایه با شلوار خانه در کوچه قدم می‌زدند. هر کدامشان نظری می‌دادند. یکی می‌گفت اختلاف خانوادگی است. بعید می‌دانم پلیس خودش را دخالت بدهد. آن یکی می‌گفت: چقدر اختلاف زیاد شده. زن و شوهرها مدام با هم دعوا می‌کنند. معلوم نیست چرا سازگاری‌ها کم شده است.
زن‌های همسایه یا از پشت پنجره به ماجرا نگاه می‌کردند و یا چادر به دندان گزیده بودند و از دیدن زن جوان تأسف می‌خوردند. یکی به دیگری می‌گفت: می‌گوید شوهرم کتکم زده است.دیگری می‌گفت: دوره زدن تمام شده چرا مردها قبول نمی‌کنند که دیگر اجازه ندارند دست روی زن بلند کنند. مملکت قانون دارد.
زن اما زیر چادر مثل گنجشک می‌لرزید. به پاهای برهنه‌اش نگاه می‌کرد و آب دهانش را به زور قورت می‌داد. آن طور که زن جوان می‌گفت همسرش شیشه مصرف می‌کند و امشب مانند خیلی از شب‌های دیگر او را زیر مشت و لگد گرفته است. نگران پسربچه‌اش بود که در خانه با پدرش مانده بود.
پلیس‌ها سر رسیدند و مرد را با خودشان بردند اما هنوز این ماجرا آزارم می‌دهد. تا 5دقیقه زن جوان بدون حجاب در کوچه خودش را به در و دیوار می‌کوبید اما هیچ‌کدام از همسایه‌ها با خودشان فکر نکردند نگاه‌هایشان چقدر می‌تواند آزاردهنده باشد. با خودشان فکر نکردند زنی در این شرایط به پوشش نیاز دارد لااقل اگر پوششی برایش فراهم نمی‌کنیم با نگاه‌هایمان آزارش ندهیم.
از سوی دیگر ایستادن و نگاه کردن زنی در این شرایط چرا باید برای همسایه‌ها لذت‌بخش باشد؟ چه دردی از آن‌ها دوا می‌کند؟ قدیم‌ترها لااقل 20سال پیش همسایه‌ها غمخوار هم بودند. حالا حتی همدیگر را نمی‌شناسند. هیچ‌کدام از همسایه‌ها نمی‌دانستند زنی که در کوچه بدون حجاب شیون می‌کند یکی از همسایه‌هاست. مگر می‌شود دیگر حتی همدیگر را نشناسیم که هیچ به جای اینکه حق همسایگی را بجا آوریم بایستیم و مانند یک تماشاچی به دعوای یک زن و شوهر نگاه کنیم. قدیم‌ترها مردم میانجی می‌شدند و میانه دعوا را نگه می‌داشتند. اما حالا از دور به دعوای مردم نگاه می‌کنند و اگر فیلم نگیرند و فضای مجازی را پر نکنند خودشان یک پا مشاور خانواده می‌شوند و درباره ماجرایی که هیچ خبری از آن ندارند نظریه صادر می‌کنند.
حالا دیگر مردم کمتر روی مرام همسایه‌ها و کمکشان حساب می‌کنند. به نظرم کاش آدم‌های همان دوره و زمانه بودیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.