صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

 قرار عاشقی حیدری‌ها

  • کد خبر: ۴۷۷۳
  • ۱۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۹
جلسه ساده‌ای که به حسینیه پرشور تبدیل شد  

فاطمه سیرجانی - هیئتی‌ها وقتی دیدند قرار است زمینی به‌مکانی مذهبی تبدیل شود، همه پای کار آمدند. آجرش را یکی تقبل کرد و سیمان را دیگری. هرکس در حد توانش مبلغی گذاشت، از 10هزار تومان تا یک میلیون تومان، حتی یکی با موافقت همسرش طلاهایش را خرج حسینیه کرد. هدف همه یک چیز بود، برپایی بنا.   
 این‌ها بخشی از ماجراست. دیوارها که بالا رفت انگار اشتیاق آدم‌ها را هم بیشتر کرد. برق شوق در نگاه اهالی این را می‌گفت، باز هم از همان چیزی که داشتند مایه گذاشتند، بدون هیچ تشریفاتی فرش‌ها و پشتی‌ها به نیت و حاجتی‌‌ آورده شد. مثلا یکی از بخاری‌ها اهدایی روستای فریمان است، یکی استکان آورده است و آن یکی سماور بزرگ خانه‌اش را. فرش‌ها و پشتی‌ها دورتادور حسینیه چیده شد و در حسینیه باز شد.‌ صفرتاصد‌ کارهای آن را مردم راه می‌برند، اخلاص که باشد همه‌چیز خوب پیش می‌رود.
 نشانی سر راست است، انتهای خیابان طباطبایی22. پرده‌های سیاه رنگ روی دیوار و تابلو انصارالحیدر گویای رسیدن به مقصد است.‌ نقل است تاریخ تأسیس حسینیه به 16سال قبل می‌رسد، تا دوست‌داران ائمه(ع) جایی برای برپایی مراسم در مناسبت‌های مختلف داشته باشند. مجموعه‌ای که پایه‌گذارانش انصارالحیدری‌ها و اهالی محله چهارصددستگاه بودند.
‌ ‌انصارالحیدر سال81 شکل گرفت. مثل همه هیئت‌ها، جوانان و نوجوانان حرف اول را می‌زدند و اصلا شور و اشتیاق آن‌ها بود که برنامه را کلید زد.

 

شروع از یک جلسه بود
 جلسه‌هایی در مسجد علوی محله دریا برگزار می‌شد، اما چون خود هیئتی‌های مسجد در مناسبت‌ها برنامه داشتند، فضا و مکان محدود می‌شد و همین موضوع سبب شد به‌مرور بچه‌ها پراکنده شوند...
این‌ها را حاج‌محمود بیات، تنها بازمانده از سینه‌زنان اولیه هیئت انصارالحیدر می‌گوید و می‌رسد به‌موضوعی که به مستقل‌شدنشان انجامید: «خیری پیدا شد و خانه شخصی‌اش را در اختیار هیئتی‌ها گذاشت تا مراسم و برنامه‌های مناسبتی را آنجا برگزار کنند، اما بعداز 7سال ملکش را نیاز داشت.»محمد‌اسماعیل صفری، از قدیمی‌های چهارصددستگاه، محله پیچ‌تلگرد، در ادامه پاگرفتن حسینیه‌ می‌گوید: «انتهای محل واقع در نبش خیابان زمین افتاده‌ای بود، هرچند دورش دیوار داشت، اما همین خالی‌بودن بهانه‌ای برای تخلیه زباله شده بود. برخی‌ها که مراعات نداشتند این کار را انجام می‌دادند و زباله‌هایشان را می‌ریختند. صاحب زمین یکی از اهالی امام حسینی و اهل‌دل بود به‌نام علی‌اصغر تقی‌زاده. خدا را شکر هم به‌لحاظ اعتقادی قوی و هم ملاک بود و وضع مالی خوبی داشت، در هیئت هم آمد‌و‌شد داشت. وقتی در جریان امر قرار گرفت، گفت حاضرم زمینم را در اختیار هیئت قرار دهم.»

 

کار مشارکتی خوب پیش رفت
این‌طور شد که همه پای کار آمدند و وقتی کار مشارکتی باشد و اهالی دل‌بدهند همه چیز خوب پیش می‌رود. حتی آن‌هایی که دستشان خالی بود و مالی نداشتند، از جان مایه گذاشتند. دیوارها بالا آمد و حسینیه فرش شد. هیچ‌چیز تشریفاتی و آن‌چنانی نبود، بلکه همان چیزهایی که داشتند و کار را راه می‌انداخت آوردند. حضور نوجوانان و جوانان از امتیازات هیئت خودجوش محله طلاب است. سید‌حامد حسینی هم پابه‌پای دیگران هر کاری از دستش بربیاید کوتاهی نمی‌کند، هرچند تخصص او در مداحی و سخنرانی است. او می‌گوید: «‌اینجا از معدود هیئت‌هایی است که اکثر مخاطبان آن نوجوانان و جوانان هستند، از‌ همین‌رو سعی‌ می‌شود کنار سخنرانی‌های مناسبتی، در باب موضوعات اخلاقی و مباحث روز نیز صحبت‌ شود.»
 او ادامه می‌دهد: «بچه‌ها همیشه پای کار هستند، حالا درست است که حجم این کارها و برو و بیاها در ماه محرم متعلق به اباعبدا...(ع) بیشتر می‌شود، اما در دیگر مناسبت‌ها مثل ماه‌رمضان، عیدغدیر، عیدقربان و نیمه‌شعبان هم در هیئت باز است و رفت‌وآمد هست و آن را از تکاپو نمی‌اندازد.»
حسینی تعریف می‌کند: «در ماه‌مبارک‌رمضان، اعیادی چون غدیر ، قربان و نیمه‌شعبان، وفات‌ها و شهادت‌ها و ... حسینیه برنامه برگزار می‌کند، اما چهارشنبه‌های باصفایی داریم که ویژه و خاص انجام می‌شود.»
او در باب انتخاب این روز هفته برای انجام مراسم سینه‌زنی و مداحی می‌گوید: «ما مشهدی‌ها همسایه خوبی چون امام‌رضا(ع) داریم و اهالی طلاب قرابت و نزدیکی بیشتری به این امام بزرگوار دارند. چهارشنبه‌ها هم که منتسب به آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) است. از همین‌رو روز زیارتی آقا امام‌رضا(ع) برای برگزاری مراسم سینه‌زنی و مداحی انتخاب شد.»
تقریبا همه موافق‌اند که اگر دست خیر حاج‌علی‌اصغر تقی‌زاده برای واگذاری زمین متروک به حسینیه نبود، و اگر همت هیئتی‌ها و همدلی تک‌تک اهالی این محله نبود، شاید امروز جوان‌هایی که به این هیئت می‌آیند سرنوشت دیگری داشتند.
 محمد غلامی که یکی دیگر از بچه‌های هیئت است تعریف می‌کند: «شما اگر شب‌ها به این حسینیه بیایید می‌بینید که جای سوزن انداختن نیست. برای یک خانواده خیلی مهم است که فرزندش در چه راهی قدم می‌گذارد. بودن در دستگاه امام‌حسین(ع) و ائمه‌اطهار(ع) کجا و خیابان‌گردی و بی‌هدف در کوچه و خیابان گشتن کجا؟»
جواد قابل ادامه می‌دهد: «پاگرفتن این حسینیه به این راحتی‌ها نبود. اوایل چند‌بار دیوار را با صرف هزینه تا نیمه بالا آوردیم، روز بعد پلیس ساختمان می‌آمد و بخشی از آن تخریب می‌شد. البته پروانه‌ساخت نداشتیم و این از نظر شهرداری تخلف بود، اما از هیئت‌های‌مذهبی مجوز کار داشتیم و کار هم وانماند. در این راه حاج‌علیرضا رضایی‌برون، مسئول امور حسینیه‌ها و حاج‌آقا طباطبایی، رئیس کل شورای هیئات استان، به ما خیلی دلگرمی دادند. حمایت و پشت‌گرمی به این بزرگان و دوستان دیگر کمکمان کرد که به کارمان ادامه دهیم.»
وی ادامه می‌دهد: «اکنون هم که تعریف آن را می‌کنم خیلی مجهز نیست، یک چهاردیواری است با سقفی از ایرانیت و پشم شیشه. باران که بیاید یکی از بچه‌ها هرطور که هست خودش را به حسینیه می‌رساند تا فرش‌ها و پشتی‌ها را جمع کند. اما با همه این‌ سختی‌ها دلخوشیم که با عنایت ائمه و مولا علی(ع) در زمره هیئت‌های فعال و پرشور منطقه هستیم.»
 چندروز قبل از شروع ماه محرم کیسه‌‌های برنج برای 10شب مجلسمان تهیه شده است. در این شرایط اقتصادی اهالی کم نگذاشتند و هر کدام بانی یک کالا شدند، گوشت، عدس، لپه‌ و ... شاید باورتان نشود اما هرجا هم که ماندیم از جایی این اقلام رسید که برای خودمان هم مثل رؤیا بود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.