مریم سبحانی - وقتی از اوقات فراغت حرف میزنیم یاد فصل آسودگی از درس و مدرسه میافتیم. البته اوقات فراغت فقط فرار از بیکاری در تعطیلات تابستانی نیست. آنچه در واقعیت اتفاق میافتد این است که برای ما همیشه وقت فراغتی هست و این زنگ هشدار برای کودکان و نوجوانان ما بیشتر است. تاکنون به مجموعههایی به نام گیمنت که در محله شما فعال هستند فکر کردهاید؟ همانهایی که بهبهانه پرکردن فراغتها بیآنکه بدانیم مسئلهساز هستند و کلی هم مخاطب و مشتری دارند. مجموعههایی که با هیجان و رغبت، وقتهای زیادی را از نوجوانان و جوانان میگیرند. شیشههای سکوریت و تاریک یک مغازه که آن سمت دیوارش کلی نوجوان رفتوآمد دارند و وقت درس و تحصیلشان را در یک جمع شلوغ میگذرانند، آن هم درحالی که از گفتن هیچ حرف نامربوطی پرهیز نمیشود، چه معنایی میتواند داشته باشد؟ بنابراظهار بیشتر کاربران گیمنت، محل بازیها تا آن اندازه سرگرمکننده است که آنها ترجیح میدهند بهجای سرگرم شدن در پارک و سینما در گیمنتها مشغول باشند.
برخی از مغازهها با گذاشتن چند میز و نیمکت و چند دستگاه رایانه کلی برو بیا و رفتوآمد دارند.
کودک ششساله ،جوان سیساله
کلوب باز است، اما با توجه به اینکه از بیرون پوششی از پوسترها شیشه مغازه را پوشانده است، فضایی از داخل مشاهده نمیشود. تمام سطح با پوستر و کاغذرنگی پوشانده شده است. پس ازکنارزدن پردهای ضخیم در فضایی نیمه تاریک، تازه متوجه حدود چندین کودک و نوجوان میشویم که سخت مشغول بازی هستند.
متصدی گیمنت میگوید: «محدویت سنی برای استفاده از بازیها وجود ندارد؛ چون مهیج است و هیجان برای کودک ششساله تا جوان سیساله جذابیت دارد.»
علیرضا که محصل است و فصل تعطیل و تابستان به کلوب میآید، میگوید: « بیشتر بازیهای اینترنتی و استراتژیک مورد استقبال است. در بازیهای استراتژیک، کاربر نقش هدایتکننده گروه یا شخصیت خاصی را بهعهده دارد.»
او درباره اینکه بازیها مجوزی از اداره ارشاد دارد یا نه هیچ اطلاعات خاصی ندارد.
درباره فضای تاریک و پوشاندهشدن شیشهها با پوستر که میپرسم، تابش نور خورشید را علت آن میداند و میگوید: «نور در صفحه مانیتور مانع وضوح دید است.»
این ادعا درحالی بیان میشود که تمام سیستمها در جایی جانمایی شده که انعکاس نوری نیست.
لذت هیجان پنهانی
پسرک را روبهروی مغازهای میبینم که سردر آن تابلو بزرگ «گیمنت» درج شده است. خودش را محمد و سیزدهساله معرفی میکند و میگوید: «چندباری بهاصرار دوستانم پنهانی به کلوبی در محله وحید رفتم. این پنهانی که میگویم یعنی میدانم اگر پدر و مادرم متوجه شوند بهشدت مخالفت میکنند. حقیقتا آنقدر دوستان و همکلاسیهایم با هیجان از بازیهای کامپیوتری تعریف میکردند که وسوسه شدم برای یکبار هم که شده آن را تجربه کنم.»
او ادامه میدهد: «اهل این محله نیستم و برای دیدن دوستانم آمدهام. خانوادهام هیچوقت اجازه حضور در چنین مکانهایی را نمیدهند، اما تقریبا تمام دوستانم بهخصوص در ایام تابستان وقتشان را در گیمنت میگذرانند. شاید بهخاطر این است که بازیهای کامپیوتری و مخصوصا گروهی جذاب و هیجانانگیز است.»
مشکلاتی که پیگیری نمیشود
طبیعی است که خانوادهها با ورود فرزندانشان به این مجموعهها مخالف باشند. سرصحبت را با خانم عباسی که دیواربهدیوار و در همسایگی یکی از گیمنتهاست باز میکنم و میگوید: «2پسر نوجوان دارم؛ اما من و همسرم اصلا به بچهها اجازه رفتن به کلوب را نمیدهیم. اگر دقت کنید اکثر کلوبها در مکانهایی دنج هستند یا اگر هم در حاشیه خیابان باشند آنقدر با پوستر و کاغذ پوشانده شدهاند که از بیرون هیچ دیدی ندارند. مشکل دیگر حضور افرادی است با سنین مختلف، و متأسفانه بسیاری از بچهها در این محیط، آلوده برخی مسائل میشوند. من نمیتوانم همه این حرفها را بیانکنم، اما این مشکلات هست و همه هم میدانند، ولی کسی پیگیر نیست»
آمدن به کلوب، به جای رفتن به استخر
مرتضی و یوسف پسرعمو هستند و به گفته خودشان هروقت پولی دستشان بیاید، سری به کلوب محله میزنند. در حالیکه هر 2 در منزل رایانه دارند، میگویند والدینشان اجازه بازیهای کامپیوتری را به آنها نمیدهند. وقتی از مرتضی درباره هزینه و زمانی که قرار است در این کلوب صرف کنند میپرسم، با خنده میگوید: «ما هفتهای یکبار اجازه داریم به استخر برویم، ساعت و هزینه استخر را صرف آمدن به کلوب میکنیم.»
یوسف، دنباله حرف پسرعمویش را گرفته و ادامه میدهد: «لذتی که در بعضی بازیهای کامپیوتری هست، در شنا و فوتبالی که خانوادههایمان اصرار بهدنبالکردن آن دارند، نیست.»
پیچیدهتر از این حرفهاست
هرچند میدانیم پیگیری این موضوع ربطی به نیرویانتظامی ندارد، ولی سرهنگ ابراهیمی، معاون سرکلانتر ششم، اولین گزینهای است که بهنظرمان میآید تا پیرامون این موضوع با او همکلام شویم.
اعتیاد به فضای مجازی آن هم در گیمنتهایی که متأسفانه نظارتی بر آنها نیست، دغدغه این مسئول محلی هم هست و در این رابطه میگوید: «ماجرا پییچیدهتر از آن است که بتوان ناهنجاریهایش را در چند کلام خلاصه کرد. فقط میتوانم بگویم برای هشداردادن درباره چنین مجموعههایی باید دورههای آموزشی گذاشت؛ که ان شاءا... نیرویانتظامی قصد دارد دورههای آگاهی و هشدار درباره این برنامهها را در مساجد و بین خانوادهها اجرایی کند.»