صفائی - معمولا وقتی صحبت از کار خیر میشود، خیلیها یاد افراد مسن و ثروتمند میافتند که ثروتی دارند و میتوانند به دیگران کمک کنند، درحالیکه اینطور نیست. جوانان هم میتوانند خیر باشند، همانطور که بارها شنیده و خواندهاید. شاید با خودتان بگویید که خب، توان مالی بیشتر جوانان برای کمککردن به دیگران خیلی زیاد نیست، مگر ثروتی داشته باشد که بتواند در این زمینه گام بردارد، اما فراموش نکنید کار خیر، فقط کمک مالی نیست، نشاط جوانی و خوشفکری بهترین سرمایه برای انجامش است. یک جوان میتواند در کنار کمکهای مالی از تواناییهایش برای اینکار استفاده کند. مطمئن باشید اگر بخواهید میتوانید با هزینههای اندک هم کارهای بزرگی انجام دهید.بهتر است بگوییم برای انجام کار خیر باید دلتان بزرگ باشد تا بتوانید قدمی هرچند کوچک در این مسیر بردارید، این واقعیتی است که «مصطفی خوشبیان» به آن اعتقاد دارد و همین اعتقاد سبب شده است تا با درآمدی هر چند کم بتواند گامی در این راه بردارد. در شهرداری مشغول به کار است و درآمد کمی دارد. تنها سرمایه زندگیاش که از پدر به او ارث رسیده است حضورش در مراسم مذهبی مرقد میرزا ابراهیم رضوی در انتهای بهشتی است که او را با مجالس اهل بیت(ع) آشنا کرده و دلش را به این آستان گره زده است. اخلاق خوش او بیشباهت به فامیلش نیست، ارتباط خوبی با همکارانش دارد و این خلق خوش او سبب میشود تا دوستانش پیشنهاد کنند در شهرآرامحله منطقه8 گفتوگویی با یکی از کارکنان منطقه داشته باشیم که دست خیر دارد و کمک حال برخی ساکنان منطقه است.
سالمندانی که عشق زیارت داشتند
خوشبیان که قصه مشارکتش در کارهای خیرخواهانه برمیگردد به یک ایده کوچک، برایمان تعریف میکند: «ماجرا از زمانی شروع شد که مسیر کارم را با اتوبوس میرفتم. در بین راه سالمندانی را میدیدم که بهسختی سوار اتوبوس میشدند تا به زیارت امام رضا(ع) بروند، آنها عشق زیارت داشتند. در این مسیر فکر میکردم چطور میتوانم به آنها کمک کنم. با تعدادی از دوستانش صحبت کردم و درنهایت به این نتیجه رسیدیم تعدادی از سالمندان ناتوان یکی از محلات محروم را برای زیارت به حرم ببریم. به کمک 3نفر از دوستانم با یک ون تعدادی سالمند را برای زیارت بردیم. لذت آنکار را هنوز به خاطر دارم. آنزمان با30هزار تومان توانستیم دل تعدادی سالمند را شاد کنیم. دعای خیر آنها حس خوبی به من داد و سبب شد این کار را ادامه دهیم.»
او کار خیر را وظیفه همه میداند و میگوید: «هرکس معنی و مفهوم بیت شعر سعدی «بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند» را درک کند در انجام کار خیر درنگ نمیکند. سال93 یکی از کارهایم در شهرداری سرکشی به مساجد بود تا ببینیم چه چیزهایی نیاز دارند که به مرکز اطلاع دهیم. برخی مساجد همان لوازم جزئی را که در آشپزخانه استفاده میشود هم نداشتند، برای همین به این فکر افتادیم چه میشود خودمان به آنها کمک کنیم. کم کم کارمان را شروع کردیم.»
کمکهای کم
داشتن یک زندگی خوب حق همه است او با اشاره به این موضوع ادامه میدهد:« در این سالها با مادر شهیدی آشنا شدم که توان رفتن به بهشت رضا را نداشت، کم کم اردوهایمان را علاوهبر حرم مطهر رضوی برای بهشت رضا و یاسر و ناصر در نظر گرفتیم و کمکهای ناچیزی به مساجد میکردیم. از خرید لیوان گرفته تا مواد شوینده و لوازم اولیه برای چای، در واقع درآمدمان آنقدر نیست که بتوانیم کمکهای زیادی بکنیم، اما همان پول اندک جمع چهار نفریمان برکت دارد. البته این را هم بگویم برخی تعمیرات جزئی را هم خودمان انجام میدادیم.» خوشبیان با وجود همه فعالیتهای خیرخواهانهاش خود را یک خیر نمیداند و میگوید: «خیلی از افراد جامعه این روزها درگیر مشکلات اقتصادی هستند اما در کنار همه مشکلات ریز و درشت زندگیشان حواسشان به اطراف هست و با کمکهایی هرچند ناچیز موجب شادی دیگران میشوند، به ویژه در آغاز ماه مهر با خرید نوشتافزار برای دانشآموزان نیازمند آنها را شاد میکنند.»
او درباره دیگر کارهایش توضیح میدهد: «یکی دیگر از فعالیتهای ما خرید نوشتافزار برای دانشآموزان نیازمند است. همچنین به نوجوانانی که به مسجد میآیند هدیه میدهیم تا تشویق شوند.»
خوشبیان که حالا خود 5سالی هست که لذت دیدن لبخند دیگران را حس کرده و طعم شیرین فعالیتهای خیرخواهانه را چشیده و اثرات مثبت آن را در زندگیاش دیده است، دوستانش را به اینکار دعوت میکند و میگوید: «بسیاری از ما مشکل داریم، اما میتوانیم با پرداخت مبالغ ناچیز به دیگران کمک کنیم. این کمکها وقتی ذره ذره روی هم جمع میشوند میتوانند گرهی از زندگی مردم نیازمند را باز کنند. شرایط سخت اقتصادی سبب شده تا نتوانیم مانند گذشته به دیگران کمک کنیم، اما اینکار را کنار نگذاشتهایم. اعتقاد دارم برکت زندگیام در همین کارهاست. هنوز هم به یاد پدر مرحومم در مراسمهای سلسله سادات رضوی شرکت میکنم تا یاد پدرم زنده بماند.»