صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

اصل گوش‌دادن است نه سینه‌زدن!

  • کد خبر: ۶۴۸۵
  • ۱۵ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۸
  • ۱
گفت‌وگو با نوحه‌خوان قدیمی بولوار شهید رستمی که بازنشسته نیروی انتظامی است
رها راد - از هشت سالگی پا به هیئت‌های مذهبی می‌گذارد و با نوحه‌خوانی مأنوس می‌شود. از دوازده سالگی با استاد آذر آشنا و شیفته جلسات هفتگی او می‌شود. بعد‌ها شروع به جمع‌آوری نوحه‌های قدیمی و چاپ آن‌ها می‌کند. خودش هم دستی به قلم دارد و نوحه می‌سراید. خوب که به حرف‌هایش گوش می‌دهم می‌بینم لحظه‌های او با این نوع ادبی آیینی گره خورده است و در جای جای زندگی‌اش دیده می‌شود، حتی در گوشه گوشه خانه‌اش! عکس استاد آذر را قاب و کنج دیوار اتاق آویزان کرده است، انواع و اقسام کتاب‌ها در زمینه نوحه‌خوانی هم روی یک میز با نظم خاصی کنار هم چیده شده است.
حیدر جوادی متولد ۱۳۲۶ و بازنشسته نیروی انتظامی است و از نوحه‌خوان‌ها و نوحه‌سرایان قدیمی منطقه محسوب می‌شود. در این شماره با او گفتگو کردیم و او از اصول سفت و سخت نوحه‌خوانی قدیم گفت از فراز و نشیب‌هایی که در این راه طی کرده است، از اصولی که تا پیش از این نمی‌دانستم و با دانستن آن‌ها بعد از این گفتگو نوحه را جور دیگری شناختم.

از دوران کودکی‌تان برایمان بگویید. اصلا چه شد که به نوحه‌خوانی علاقه‌مند شدید؟
۷ سال بیشتر نداشتم که پدرم من را وردست یک اوستا نجار گذاشت تا به قول خودش مرد بشوم و کاری بار بیایم. یک سال بعد پدرم فوت کرد. اوستا پدر دوم من شده بود و در عالم بچگی به‌نوعی الگوی من محسوب می‌شد. او علاقه زیادی به نوحه‌خوانی داشت و پای ثابت هیئت‌های مختلف بود و البته بیشتر من را هم همراه خودش می‌برد. این شد که از همان کودکی به نوحه‌خوانی علاقه‌مند شدم.
 
چه زمانی تصمیم گرفتید نوحه‌خوانی را حرفه‌ای‌تر دنبال کنید؟
۱۲ سال بیشتر نداشتم که به جلسات نوحه‌خوانی استاد آذر پا گذاشتم. اسم این جلسات هم (نوحه‌سرایان) بود. او استاد بسیاری از نوحه‌خوانان ایران است. ۴ یا ۵ جلد کتاب درباره نوحه‌خوانی دارد. همه آن کتاب‌ها را دارم و هنوز خیلی وقت‌ها به آن‌ها رجوع می‌کنم. چیزی نگذشت که عاشق و شیفته استاد آذر و جلسات نوحه‌سرایان شدم. باوجوداین ۲ سال تمام فقط نگاه کردم و گوش دادم بدون اینکه حتی یک بند نوحه بخوانم. تا اینکه خود استاد یک روز به من گفت: «نمی‌خواهی نوحه بخوانی؟» بعد از آن کم کم شروع به خواندن کردم. روال جلسات این بود که افراد نوحه می‌خواندند و استاد ایرادهایشان را به آن‌ها می‌گفت. خلاصه نوحه‌سرایی تمام زندگی من شده و همیشه با من بود. هر روز مسافتی طولانی را با دوچرخه طی می‌کردم تا در آن جلسات شرکت کنم. در راه یک دستم به دسته دوچرخه بود و یک دستم به دفتر نوحه. برای خودم می‌خواندم و می‌رفتم. روز‌های خوبی بود.
 
خاطره اولین نوحه‌خوانی خود در هیئت را به یاد دارید.
حاجی آذر یکی از سفارش‌هایش این بود که نوحه‌خوان خوب همیشه حتی اگر به عروسی می‌رود باید دفتر نوحه توی جیبش باشد. من هم با اینکه
آن زمان مشغول یادگیری بودم و نوحه نمی‌خواندم دفتر نوحه‌ام را همه جا با خودم می‌بردم. دهه محرم بود و یک شب که به همراه اوستاکارم به هیئت حسینیه کرمانی‌ها رفته بودیم نوحه‌خوانشان نیامده و کارشان لنگ مانده بود. آمدند گفتند که اگر کسی نوحه‌خوانی بلد است کار ما را راه بیندازد. من هم که تا به حال جایی نوحه نخوانده بودم ساکت نشسته بودم و چیزی نمی‌گفتم، اما اوستای نجارم از من خواست که بخوانم. گفتم: «نمی‌توانم!» با تحکم گفت: «همین که گفتم! بلند شو و بخوان!» بلند شدم و خواندم. اولین‌بار بود که نوحه می‌خواندم. مضطرب بودم و صدایم می‌لرزید، اما خوب مجلس برگزار شد.
 
مهم‌ترین درسی که از استاد آذر گرفتید چه بود؟
اینکه کلاس آموزشی خود را تشکیل می‌داد چه با یک نفر چه با ۵۰ نفر! به یاد ندارم که حتی یک‌بار هم گفته باشد که چرا فلانی امروز به جلسه نیامده است؟ پشت این رفتار به‌ظاهر ساده او هم دلیلی وجود داشت. اینکه بدانیم نوحه‌خوانی عشق می‌خواهد، علاقه می‌خواهد و کسی که علاقه داشته باشد خودش می‌آید. نوحه با زور و عتاب نمی‌شود. اصلا هر چیزی که گره خورده باشد با اعتقادات اجباربردار نیست. حالا که جلسه نوحه‌سرایان را مدیریت می‌کنم خیلی وقت‌ها پدر و مادرها، بچه‌هایشان را به‌زور می‌آورند که نوحه یاد بگیرند، اما این بچه که با زور خانواده آمده است هرگز چیزی یاد نمی‌گیرد. نوحه‌خوانی عشق و علاقه می‌خواهد.
از جلسه نوحه‌سرایان بگویید.
بنیان‌گذار اصلی جلسات خود مرحوم استاد آذر بود. سال‌های آخر عمرش دیگر توان خواندن نداشت و این جلسات را به دست مرحوم حاج حسین رضازاده واگذار کرد. سال ۷۰ حاج حسین هم فوت کرد و من از همان زمان تا به امروز این جلسات را اداره می‌کنم. حالا هر یکشنبه این جلسات در خانه من تشکیل می‌شود. درست است دیگر مثل سابق رونق ندارد، اما هنوز هم تک و توک از پیر و جوان شرکت می‌کنند.
 
 
رسالت یک نوحه از نظر شما چیست؟ یک نوحه خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟
بگذارید قبل از آن خاطره‌ای را تعریف کنم تا جوابی که می‌دهم برایتان روشن باشد. محرم دو سال پیش بود که داشتم از پایین‌خیابان پیاده به‌سمت حرم مطهر می‌رفتم. دیدم ۱۵ یا ۱۶ نفر دارند تند تند سینه می‌زنند و با ریتم موسیقی همراهی می‌کنند. دو بلندگوی بزرگ هم داشتند که صدایش دنیا را برمی‌داشت. سینه می‌زدند و کلماتی را تکرار می‌کردند که اهانت به امام حسین و اهل بیت (ع) بود. چیزی که امروز می‌بینیم نوحه اصیل و سنتی نیست! اساس یک نوحه مفهوم و مضمون آن است. وقتی تند تند سینه بزنی توجهت به مفهوم کم می‌شود و بیشتر با ریتم همراه می‌شوی، اما نوحه سنتی به‌اصطلاح سنگین و آرام است. در نوحه سنتی فرد سینه‌زن فرصت گوش‌دادن و اندیشیدن دارد. نوحه باید مثل یک روایت باشد. سینه‌زن گوش بدهد و با روایت همراه شود، اما حالا فقط سینه می‌زنند و با ریتم موسیقی همراه می‌شوند.
اصلا بخواهم مختصر و مفید بگویم نوحه در چند جمله، یعنی اینکه ما مصائب اهل بیت (ع) را بخوانیم، مردم گوش بدهند، محزون شوند و بعد با خود فکر کنند. اصل گوش‌دادن است نه سینه‌زدن. زبان نوحه هم بسیار ساده و روان است تا این فهمیدن راحت‌تر اتفاق بیفتد و عموم مردم با آن ارتباط برقرار کنند. پیرو همین موضوع بهتر است به خاطره‌ای از یکی از استادانم اشاره کنم. در هیئتی بودیم و استادم کنار من سینه می‌زد. لحظاتی دقت کردم و دیدم به اصطلاح لق سینه می‌زد و ریتم را گم کرده است. بعد که از او درباره علت این امر پرسیدم گفت: «من محو متن روضه شده بودم و موسیقی را فراموش کرده بودم.» به این می‌گویند نوحه اصیل و سنتی! نوحه‌های جدید راحت است. نیاز به اصول و آموزش ندارد. هر کسی که از راه می‌رسد، می‌تواند بخواند، اما نوحه‌خوانی هم اصول خاص خودش را دارد.
 
نوحه چه قالبی دارد؟
قالب نوحه، قالب نوحه است! یک قالب خاص و مشخص مثل دیگر قالب‌های شعری نیست. هر نوحه تشکیل شده از یک دَم، شاه دَم و چند بند. این بند‌ها باید بسته به تعداد سینه‌زدن‌ها چیده شوند. بعضی نوحه‌ها بلند است بعضی نوحه‌ها کوتاه. البته این قالب مخصوص نوحه سنتی است. نوحه‌های امروزی همان موسیقی پاپ هستند. موسیقی پاپ هم روان است. هجا‌های کوتاه و بلند مثل هم خوانده می‌شوند، اما نوحه سنتی سنگین و ریز است. هجا‌های کوتاه و بلند دارد و خواندنش سخت است.
 
درباره سبک‌های نوحه‌خوانی توضیح مختصری بدهید.
مثلا آوازخوانی دستگاه‌های مخصوص خودش را دارد. دستگاه همایون، ماهور و... نوحه‌ها هم سبک‌های مختلفی دارند و به جای دستگاه به آن‌ها (زمینه) می‌گوییم. زمینه راسته و... یک نوحه‌خوان باید همه را بلد باشد.
 
دوره طلایی نوحه‌خوانی و نوحه‌سرایی را چه دوره‌ای می‌دانید؟
دهه‌های ۴۰ تا ۶۰ دوره طلایی نوحه‌خوانی بود. یکی از دلایل آن این است که چاپ کتاب رونق گرفت و نوحه‌ها دردسترس بود. کتاب‌های استاد آذر، سراج و... چاپ شد و نوحه‌خوان‌ها به نوحه‌های خوب دسترسی پیدا کردند. آن قدیم‌ها این‌طور نبود. ما نوحه‌ها را به‌سختی به دست می‌آوردیم. هفتاد، هشتادسال پیش که کتابی نبود، متن نوحه‌ها را از کربلا می‌آوردند. شاعری ایرانی بود به نام سراج که در کربلا زندگی می‌کرد. نوحه‌هایش باارزش و کمیاب بود. کتاب‌های او را از کربلا می‌آوردند و دانه‌ای صد تومان هم می‌فروختند. صد تومان آن موقع کم پولی نبود! اما با چاپ کتاب‌ها همین نوحه‌ها به‌راحتی دردسترس شد. یکی از دلایل دیگر هم شکل‌گیری انقلاب اسلامی بود. آن دوره نوحه‌ها هم رنگ و بوی اعتراضی گرفته بودند و پرشورتر بودند و همه این‌ها به نوحه‌خوانی رونق بخشیده بود.
 
چه زمانی شروع به جمع‌آوری نوحه و چاپ آن کردید؟
از همان کودکی این‌ها را جمع‌آوری می‌کردم و سال ۸۵ سرانجام کتاب را، چون احساس نیاز می‌کردم، به چاپ رساندم. تا پیش از آن، نوحه‌های سراج را چاپ می‌کردند، اما نوحه‌ها را قطعه قطعه می‌کردند که تعدادش بیشتر بشود و مردم بخرند. من با کمک پسرم رضا نوحه‌هایی را که در تمام این سال‌ها برای خودم نوشته بودم چاپ کردم. رضا پسرم به نوحه‌خوانی علاقه دارد و تنها فرزندم است که سمت نوحه‌خوانی آمد. من تا کلاس پنجم بیشتر درس نخواندم، اما رضا الان برای خودش مهندس است و باسواد. این کتاب‌ها هنر دست رضاست.
 
رضا تنها پسر شماست که به نوحه‌خوانی علاقه پیدا کرد؟
بله از کودکی با من به هیئت می‌آمد و کم کم با نوحه آشنا و خودش علاقه‌مند شد. هیچ‌وقت به او نگفتم نوحه بخوان، خودش علاقه داشت. همه چیز را هم پله پله و اصولی یاد گرفت. در نوحه‌خوانی باید از همان اول همه چیز را پله پله یاد بگیری. باید تا مدت‌ها خوب گوش بدهی و از استادت تقلید کنی و بعد اگر خواستی طبق سلیقه‌ات می‌توانی تغییراتی هم اعمال کنی. وقتی زمینه‌های مختلف را تقلیدی یاد گرفتی می‌توانی خودت تحریر بزنی و روش خودت را اعمال کنی، اما حالا بعضی یک‌بار نوحه را گوش می‌دهند و بعد سعی می‌کنند بخوانند. همین مهارت کم باعث ایجاد سبک‌های اشتباه می‌شود. مثلا طرف وسط نوحه شروع می‌کند به صحبت‌کردن یا روضه‌خواندن. این‌ها همه انحراف‌هایی است که در نوحه‌خوانی بر اثر بی‌تجربگی و بی‌علمی به وجود می‌آیند.
 
چه زمانی شروع به نوحه سرودن کردید؟
حوالی سال ۸۰ شروع به نوحه نوشتن کردم. پیش از آن به شعر‌های سنتی مثل اشعار حافظ و سعدی علاقه داشتم و می‌خواندم. به همین دلیل اولین شعر‌هایی که گفتم یکی دو تا غزل بودند. بعد شروع به نوحه نوشتن کردم. حالا ۱۸۰ تا نوحه دارم. دو کتاب چاپ کرده‌ام و قصد دارم سومی را هم چاپ کنم، اما به‌دلیل هزینه‌های زیاد چاپ کتاب فعلا امکانش را ندارم.
 
بهترین نوحه‌ای که تا به حال خوانده‌اید کی بوده است؟ نوحه‌ای که خیلی دوست داشتید و حال و هوای خوبی هنگام خواندنش داشتید.
سال‌هاست که شب‌های ماه رمضان در بست شیخ حرعاملی حرم امام رضا (ع) همراه با هیئتی نوحه می‌خوانم و با هم سینه می‌زنیم. آن حس و حال را با هیچ چیز در دنیا عوض نمی‌کنم.
چقدر طول می‌کشد تا یک نوحه بسرایید؟
بستگی دارد! اگر نوحه جوششی باشد، همان چیزی را که به ذهنم می‌رسد، سریع روی کاغذ می‌آورم. بعضی نوحه‌ها هم یک هفته سرودنشان طول می‌کشد. گاهی حتی مجبورم به فرهنگ لغت رجوع کنم تا کلمه مناسب پیدا کنم و خلاصه کلی زمان می‌برد.
 
تا به حال درآمدی هم از نوحه‌خوانی داشته‌اید؟
۶۰ سال است که نوحه می‌خوانم و یک دانه یک قرانی هم از کسی نگرفته‌ام، چون معتقدم که این‌کار عشق می‌خواهد، عشق خواندن. یک‌بار جوان‌تر که بودم در هیئتی نوحه می‌خواندم. پیرمردی که خیلی تحت‌تأثیر واقع شده بود جلو آمد و اسکناسی کف دستم گذاشت. گفتم نمی‌خواهم حاج آقا. اصرار کرد، اما قبول نکردم. دیدم اشک در چشم‌هایش جمع شد. پول را گرفتم و بعد هم در صندوق صدقات انداختم.
 
بپردازیم به حرفه‌تان که از طریق آن امرار معاش می‌کردید. کار در نیروی انتظامی در هر بخش آن سختی‌های خاص خود را دارد. چطور روحیه هنری و لطیف شما با این شغل عجین شد؟ نوحه‌خوانی و کار در نیروی انتظامی چگونه در کنار هم نشست؟
سال ۱۳۵۰ وقتی از سربازی آمدم یکی از رفقایم در شهربانی بود، به من پیشنهاد داد که من هم آنجا مشغول به کار شوم. همین‌طور هم شد. دلم خوش بود فقط کار مردم راه می‌افتد. همین.
 
پس سال‌ها از بازنشستگی‌تان می‌گذرد؟
بله. بعد از ۲۷ سال خدمت بازنشسته شدم.
دقیق چه کاری انجام می‌دادید؟
در این ۲۷ سال، هم راننده بود هم سر پست نگهبانی و...، اما بخش مهم کارم در زندان مرکزی وکیل‌آباد بودم که آنجا مأمور به خدمت بودم.
 
بین شغلتان و نوحه‌خوانی و نوحه‌سرایی اگر بخواهید یکی را انتخاب کنید کدام است؟
قطعا نوحه‌خوانی و نوحه‌سرایی.
 
برای زندانیان و مراسم مختلف مناسبتی در زندان هم نوحه می‌خواندید؟
جز رفقای خصوصی و گرمابه و گلستانم بقیه نمی‌دانستند که من نوحه می‌خوانم.
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
یاسمین
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۱
من پدربزرگم حیدر جوادی هستش و رضاجوادی داییم هستش
عکس پدربزرگم دیدم تو خونشون بغلشون کردم