بحران و حوادث آسیبزا بدون توجه بهشدت آن واکنشهای مختلفی را در دانشآموزان به همراه دارد. ترس، خشم، احساس گناه، افسردگی، دیدن تصاویر آزاردهنده درخواب یا بیداری، مشکلات حافظه، تمرکز و یادگیری در دانشآموزان ازجمله این نمونههاست. حتی اثر این حوادث میتواند بهطور جدی در یادگیری تداخل ایجاد کند و فعالیتهای عادی مدرسه را با مشکل مواجه کند. باتوجه به اینکه کودکان زمان زیادی از زندگیشان را در مدرسه میگذرانند و قسمت زیادی از یادگیریها در محیط مدرسه اتفاق میافتد، آنها میتوانند با ارتباط صحیح و حمایت لازم از سوی معلمان و اولیای مدرسه، بسیاری از مشکلاتشان را حل کنند و به زندگی عادی خود بازگردند. بهدنبال همین معلمان باید روشهای ساده و عملی (فعالیتهایی که در کلاس انجامپذیر است) بهخصوص بازی را فرا بگیرند تا بتوانند کودکانی که بعد از حوادث و بلایای طبیعی نیاز به حمایت روانی و اجتماعی دارند را زودتر به وضعیت و شرایط طبیعی بازگردانند. این روشهای ساده را میتوان در فعالیتهایی که به کودکان امکان بیان احساسات و افکار را میدهد، تشویق به همکاری میکند، احساس مسئولیت و مشارکت ایجاد میکند و انواع بازیهای دیگر خلاصه کرد. بازیهایی تجسمی که در نقاشی و مجسمهسازی خلاصه میشود و متناسب کودکان و نوجوانان ۵ تا ۱۸ سال است و میتواند درباره رویداد مشکلساز باشد. دومین بازی انجام حرکات ورزشی است با همان گروه سنی، بهطوری که همه عضلات بزرگ بدن را به حرکت وادارد؛ همچون دویدن، فوتبال و طنابزدن. سومین بازی میتواند قصهنویسی و قصهگویی باشد؛ آنهم از طریق قصههایی که میتواند راهحلهای مثبت برای برخوردها و مشکلات اجتماعی به کودکان و نوجوانان ارائه کند. چهارم در بازیهای همکاری خلاصه میشود؛ بازیهایی که باعث میشود تا کودکان با شرکت در آن احساس شادمانی، اعتماد و همدلی را در بین گروه بهدست آورند و با عضویت در گروه کودکان، احساس آشنایی توأم با امنیت و باهم بودن و ارتباط داشتن را تجربه کنند. بازیهایی همچون هیچکس بازی را نمیبازد (همین که در بازی شرکت کنند و خوش باشند، موفقیت را کسب کردهاند)، موفقیت کودک وابسته به موفقیت تمام کودکان دیگر است (برای خروج کودکان از انزوای خود) و همه شرکتکنندگان بهآسانی بهموفقیت جسمانی دست مییابند، از جمله این گروه بازیهاست.
در پنجمین مجموعه از بازیها باید به نقش نمایش و موسیقی اشاره کرد. از آنجا که یکی از اثرات شایع بلاها و حوادث غیرمترقبه بهوجود آمدن احساس از دست دادن کنترل زندگی است، بازیهای نمایشی میتواند این احساس را بهبود دهد؛ چرا که در بازی نمایشی کودک نقشی را ایفا میکند و به انجام کاری میپردازد. همچنین استفاده از موسیقیهای بومی و متناسب با سن کودکان و استفاده از ریتم (مثل کفزدن) نمایش موجب میشود محیطی که کودکان در آن قرار دارند به محیطی آرامشبخش، تسلیدهنده و دارای انرژی تبدیل شود و به آنان کمک میکند تا آرامش و تمرکز بیشتری را احساس کنند. در همه این بازیها گروهی بودن خیلی اهمیت دارد. در کنار این بازیها نوشتن خاطرات روزانه، انشا درباره حادثهای که اتفاق افتاده و تکمیل جملات ناتمام نیز میتواند در کنترل بحران واردشده به کودک مؤثر باشد. البته همه این نمونهها باید در مدرسه انجام شود؛ چرا که این مکان مناسب برای بیان احساسات، افکار، افزایش احساس مسئولیت، شراکت و بهبود مشکلات روانیاجتماعی بعد از بلاها و حوادث است.