سیرجانی - دیوارهای آجری حسینیه فاطمهالزهرا (س) پوشیده از پارچهها و پرچمهای سیاه عزای حسین (ع) است. گوشهای با پارچههای سبز و المانهایی از دشت کربلا فضاسازی شده است. یکسوخیمههایی علم شده، سوی دیگر گهواره علی اصغر (ع) ششماهه، آن سوتر طبل، کلاهخود و ... تا فضای کربلا عینیتر شود. بچهها دسته دسته با مادران و مربیان خود وارد میشوند. دخترهای کوچک با چادرسیاه، سربند و روسری سبز رنگ و پسربچهها با بلوز مشکی و سربند یاحسین (ع) قرمز رنگ. مراسم مربوط به اربعین حسینی است که کودکان و نونهالان مهد و پیشدبستانی حسینیهای که در همسایگی قرار دارد، اجرا میکنند. گفته میشود دهمین سال اجرای آن از سوی کودکان است. انبوه جمعیت و شوق حضور مادران نشان از اهمیت و توجهشان به تربیت حسینی (ع) فرزندشان دارد.
انتقال پیام کربلا به نسل بعد
بیبی عفت عباسی، بانی راهاندازی هیئت عزاداران کوچک است. او درباره انگیزه این حرکت و برپایی مراسم اربعین حسینی برای خردسالان میگوید: «واقعه کربلا یک روز بود. آنهایی که تقدیرشان بود در زمره یاران امامحسین (ع) شهید شوند، شهید شدند، آنهایی هم که باید در دسته اشقیا کشته شوند، کشته شدند. آنچه از این واقعه برجای ماند پیام کربلا بود. امامحسین (ع) درحالیکه میدانست خود و یارانش شهید میشوند و خاندانش به اسارت میروند، برای اتمام رسالتش وارد میدان کارزار شد. برماست که به هر طریقی که میتوانیم پیام کربلا را به نسل بعدمان برسانیم و عشق حسین، عظمت این خاندان و حقیقت واقعه کربلا را برای بچههایی که ذهنی پاک و بیآلایش دارند، به تصویر بکشیم.»
عباسی که مدیریت مهدکودک و دبستان شهیدعباسی را هم عهدهدار است، ادامه میدهد: «در خانوادهای مذهبی بزرگ شدهام. پدرم روحانی است. تأثیر از حسین (ع) گفتن و دفاع از حق و حقیقت نتیجهاش این شد که برادر ۱۴ سالهام در زمان جنگ نابرابر ایران و عراق راهی جبهه شد و به شهادت رسید. بعدها به فکرم رسید به خاطر کودکان که دل پاکی دارند و تأثیرپذیریشان زیاد است مراسم امام حسین (ع) را با آنها برگزار کنم. این جریان از محرم سال ۸۸ و ایام نزدیک به اربعینحسینی شکل گرفت. مراسم عزاداری با حضور دانشآموزان و مادران آنها در محوطه باز مدرسه انجام شد.»
عباسی توضیح میدهد: تأثیر این حضور در مراسم عزاداری را امروز میتوانم در پسربچههایی که یک روز سینهزن امامحسین (ع) در این مراسم بودند، حالا در مسجد جامع محله نوحهخوان حضرت هستند و مبلغ مکتب او، ببینم.
مجلس سیدالشهدا، دعوتی نیست
با آنکه مدعوان کارکنان مرکز آموزشی و مادران دانشآموزان هستند، اما جمعیت حاضر در حسینیه چند برابر میزان نفراتی است که دعوت شدهاند، صدای نوحهخوانی و سینهزنی بچهها و مادران تا بیرون محوطه حسینیه میرود.
رقیهسادات یکی از همسایههای حسینیه است و هر جایی که برای جدش سیدالشهدا مراسم بگیرند، تا پایی برای رفتن داشته باشد، در آن مراسم حاضر میشود: «ازکودکی یادمان دادند ازکنار مجلس عزاداری سید و سالار شهیدان راحت نگذریم. این خانه و این عزاداری که جای خود دارد.» او درحالی که به سینهزنی و نوحهخوانی بچهها اشاره میکند، میگوید: «چه مجلسی بیریاتر و خالصتر از مجلس حسینی که عزاداران و سینه زنانش بچهها باشند. ساده و بیآلایش عزاداری میکنند حسین حسین میگویند. همینها هستند که پرچمدار آقا در کربلا هستند.»
با یکی از مربیان مرکز آموزشی شهید عباسی که از ابتدای برنامه سعی در مدیریت بچهها برای اجرای بهتر برنامه را دارد، همکلام میشوم. سمانه کریمی تجربه ۶ ساله حضور در مرکز پیشدبستانی دارد. او میگوید: «همیشه رسم بر این است که در مراسم مناسبتی بهویژه عزاداریها، بزرگترها حضور دارند و معمولا بچهها در حاشیه هستند و گاهی به نحوی به کناره رانده میشوند. حالا جایی پیدا شده که قرار است گردانندگان مجلس و محور عزای حسین (ع) باشند، کودکان این حس تشخص و بزرگی را از منزلت و بزرگی مجلسی دارند که در آن حضور پیدا کرده اند.» او همانطور که سربند یا حسین (ع) یکی از بچهها را میبندد، ادامه میدهد: «ذهن بچهها مثل کاغذی سپید و بینقش و نگار است. هرچه از همین کودکی به آنها آموزش داده شود در آن نقش میبندد. از همینرو سعی میکنیم واقعه کربلا را با زبانی کودکانه و البته تأثیرگذار برای بچهها نقل کنیم.»
بیمه سیدالشهدا
خسروی، یکی از خادمان افتخاری محفل، شاغل است و برای حضور و خدمت در مجلس مرخصی گرفته است، میگوید: «فرزند من دوره پیش را در همین مرکز گذراند. مراسم عزاداری این بچهها به قدری زیبا و تأثیرگذاراست که فرزندم با اینکه در این مدرسه تحصیل نمیکند، اما هر زمان مطلع شوم مراسم اربعین حسینی بچهها قرار است برگزار شود، به این محله میآیم.»
او همانطور که لیوانهای شربت زعفران را در سینی مرتب کنار هم میچیند، میگوید: «ما در همین محافل و مجالس حسینی شدیم، امیدوارم فرزندان ما که نسل فردای این سرزمین هستند، در چنین محافل و مجالسی بیمه حسین شوند و راه و مسیر صحیح زندگی خود را پیدا کنند.»
کودکانی که اسیر میشوند
نمایش اسارت خاندان امامحسین (ع) و یارانش نمایی از صحنه کربلاست، شمرهای سرخ پوش، تازیانه بر سر زنان و دخترکان فرود میآوردند. کودکان معصوم در لباسهای سبز و سرخ، غرق در بازی هستند و سعی دارند در نمایش صحنه کربلا بهترین باشند. حال آنکه مادران گویی به تماشای صحنه واقعی کربلا نشستهاند و با هر بار که تازیانه بر سر دخترکان سبزپوش فرود میآمد، صدای ضجه و فریادشان اوج میگیرد.