رضاریاحی
حسین برادرانفر
شاعر است و میسراید، شعرهایش دلی است، به قول خودش شعرهایش به او الهام میشود. تاکنون ۴ هزار تا ۵ هزار بیت شعر سروده، اما به دلایل مختلف امکان چاپ آنها فراهم نشده است. اولین شعرهایش را در دوران جنگ و به سفارش همرزمانش سروده است. جنگ که تمام شد و به خانه برگشت، باز هم هر وقت دلش هوای شاعری کرد و ابیات بر قلبش الهام شد، شعر سرود. شاعری بداههگو است و در تمام زمینههای مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شعر سروده است، اما خودش میگوید بهترین و نابترین شعرهایش رنگ و بوی مذهبی دارد و سرآمد این اشعار در وصف امام رضا (ع) و زائران پیاده حرم رضوی است. اصلا معتقد است عشق به علیابن موسیالرضا (ع) یکی از دلایل شاعری اوست.
علی غضنفریان شاعر خوشذوق، اما گمنام محله اقدسیه است، با او گفتوگوی دوستانهای انجام دادهایم که در سطور بعدی خواهید خواند.
سرودن شعر در سربازی
علی غضنفریان متولد سال ۱۳۴۶ در محله فردوسی است. اولین اشعارش را در نوزدهسالگی، در زمان سربازی و برای همرزمانش سروده است.
علی غضنفریان با تأیید این مطلب میگوید: سابقه خانوادگی سرودن شعر در خانواده ما وجود ندارد، اما دایی مادرم که از روحانیون دوران پیش از انقلاب بود، علاقه زیادی به شاهنامهخوانی داشت و هر زمان که برای میهمانی به خانهاش میرفتیم، داستانهای شاهنامه را با لحن حماسی برای ما روایت میکرد، البته ایشان تنها دلیل علاقه من به شعر نبود، حسن همجواری با حکیم سخن در محله فردوسی باعث شد تا از کودکی شعر را با خود زمزمه کنم و البته عشق به امام رضا (ع) نیز از بزرگترین دلایل من برای گرایش به سوی شاعری است.
اولین اشعارم را در دوران سربازی سرودم، دوران جنگ ۳۰ ماه را در مناطق جنگی جنوب و غرب ایران بودم. جبهه و جنگ حال و هوای خاصی داشت. شهادت برخی همرزمان و دلتنگیهای دوری از خانه و خانواده، باعث سرودن اولین اشعارم شد. به یاد دارم اولین شعرم را در وصف یکی از هم رزمان شهیدم سرودم. بعد از سرودن این شعر بچههای گردان که متوجه استعدادم در زمینه شاعری شده بودند، هر زمان که قصد نامه نوشتن برای خانواده، همسر و دوستان خود داشتند، از من میخواستند چند بیتی را در وصف حال آنها بسرایم. این اشعار موضوعات متنوعی داشت و شامل اشعاری در وصف دوری از والدین و خانواده تا دلتنگی برای همسر و فرزندان و همچنین سرودن اشعار حماسی در وصف جانبازی و شجاعت رزمندگان را شامل میشد.
سرودن اشعار فرهنگی و اجتماعی
شاعر محله الهیه، بعد از دوران سربازی سرودن اشعاری در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و مردمی را آغاز میکند و برای تأثیرگذاری اشعارش بیشتر از زبان طنز استفاده میکند.
وی میگوید: بعد از سربازی به عنوان حسابدار در شرکتی استخدام شدم، اما هیچگاه از سرودن شعر غافل نبودم. همیشه خودکار و دفترچهای در جیب داشتم و در فرصتهای مناسب که با سوژههای جذاب اجتماعی برخورد داشتم، وصف حالشان را بهصورت شعر و غالبا شعر طنز بیان میکردم. ازاین رو اشعار زیادی درباره موضوعاتی همچون متکدیان خیابانی، رانندگان بیقانون، گرانی کرایه تاکسی و دیگر موضوعات اجتماعی و فرهنگی سرودهام که بخش بزرگی از آن در صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی پخش شده است.
غضنفریان از خود بهعنوان یک شاعر بداههگو نام برده و میگوید: یکی از ویژگیهای یک شاعر بداههگو، «درلحظه» شعر گفتن است، خوشبختانه من نیز از این موهبت شاعری برخوردار هستم و میتوانم در همان لحظه اشعار مربوط به موضوع را بسرایم، به عنوان مثال چند سال قبل که برای پرداخت کرایه اتوبوس به جای بلیت کاغذی از «منکارت» استفاده میشد، مشاجره سختی بین راننده اتوبوس و یکی از مسافران درگرفته بود، تاجایی که نزدیک بود کار به زدوخورد برسد، اتوبوس ایستاد، من در همان لحظه از فرصت استفاده کردم و شعری را فیالبداهه از زبان اتوبوس در جمع پرفورمنس کردم با این مضمون، سلام بر شهروند خوب شهرم/ من با بدون منکارتها کمی قهرم، ببین دولت چقدر زحمت کشیده/ اتوبوس قشنگ و شیک خریده، رانندههای خوب و خوشفرم و زیبا/ مؤدب و منظم و شکیبا، صبح تا شب پشت رول من سوارن/ توقع زیادی هم ندارن، زمانی من میشم خوشحال تو ایستگاه/ که با منکارت بیای نزدیک دستگاه، اگر کارتت رو من تأیید کردم/ شدی یک شهروند خوب شهرم...
اشعاری در مدح امام رضا (ع)
شاعر بداههگو خراسانی مانند بسیاری از مشهدیها ارادت خاصی به امام رضا (ع) دارد و اشعار بسیاری نیز در مدح ایشان سروده است.
وی میگوید: از زمانی که احساس کردم طبع شاعری دارم، سرودن شعر در وصف کرامات و بزرگی امام مهربانیها برای من از اهمیت ویژهای برخوردار بود. عشق به امام رضا (ع) شاعرم کرد، به قول افلاطون که میگوید: «باوجود عشق هر انسانی سراینده میشود»
خوشا آنان که خادم در رضایند/ میان این بهشت با صفایند
خوشا آنان که کفشدار حریماند/ در آن دنیا بدون خوف و بیماند.
بیایید قدر این نعمت بدانیم/ این آقا دستگیر است جا نمانیم.
وی ادامه میدهد: در وصف زائران پیادهای که به حرم امام رضا (ع) میآیند نیز اشعاری گفتهام، برای سرودن این اشعار چند کیلومتری را با زائران پیاده همراه شدم و شعرم را از زبان یک زائر پیاده با این مضمون بیان کردهام. آقا جون میدونم لطف شما زیاده/ دارم میآم به حرمت من با پای پیاده، دلم میخواد تو حرمت سفره دل وا کنم/ بغض میان سینهام را با گریه هاها کنم، این همه گریه کن آقا توی حرمت نشستن/ بعضیها دلشکستهاند، بعضیها دل شکستن.
علی غضنفریان درپایان خطاب به خبرنگار روزنامه شهرآرا میگوید: به پاس زحمتی که کشیدید و برای تهیه گزارش از یک شاعر دلی و بینام و نشان وقت گذاشتید، این ابیات را تقدیم شما و روزنامه شهرآرا میکنم.
شهری که پایتخت علم و دین است/ یک قطعه از بهشت روی زمین است، باید روزنامهای باشد دارا/ که بهترین باشد مثل شهرآرا، مطالبش همه درددل و پند/ شده مشکلگشای هر شهروند.