فاطمه شوشتری
دبیر شهرآرا محله
بله! بالأخره بعد از سالها انتشار شهرآرامحله، دهمین سالگرد روزنامه شهرآرا بهانهای شد تا کنار هم جمع شویم.
دورهمی که چند روز پیش باعث شد تا عصر چهارشنبه متفاوتی را بگذرانیم؛ عصری با طعم نقد مؤسسه شهرآرا و تمامی ضمیمههای آن بهویژه شهرآرامحله ثامن از سوی مخاطبان؛ مخاطبهای چندساله روزنامه که در بین حرفهایشان تعریف و تمجید هم بود و البته بیشتر انتقاد. انتقاد به اینکه چرا در باجهها روزنامه شهرآرا بهراحتی پیدا نمیشود؟ چرا شهرآرا بهعنوان رسانه نتوانسته جلو تخریب بافت تاریخی مشهد را بگیرد؟ چرا برخی از پیگیریهای شهرآرا در مسائل خرد و کلان بیپاسخ میماند؟ چرا شهرآرا کلی ضمیمه دارد، اما زائران در آن دیده نشدهاند؟ و خیلی چیزهای دیگر.
این گزارش خلاصهای است از گفت و شنود ما و مردم در کنار حوض آبی خانه داروغه . گفت و گو با مردمی که بدون آنها نه شهرآرامحله معنا پیدا میکند و نه روزنامه.
وقتی خبری از شهرآرا در قطار، اتوبوس و هواپیما نیست!
حوالی ساعت 6 بعدازظهر، میهمانی به صرف انتقاد با آمدن مخاطبهای مردمی و حسینیپویا، رئیس کمیسیون حقوقی شورای اسلامی شهر، جان گرفت. میهمانی برای دهسالگی روزنامه شهرآرا که جشنی به دل نداشت تا مردم بتوانند راحت و صریح از روزنامه خودشان در مشهد و شهرآرامحله منطقه ثامن در محل زندگیشان بگویند.
بحث با صحبتهای یکی از ساکنان قدیمی خیابان امامرضا(ع) که فعال و راهنمای گردشگر در خراسان و ایران است و مخاطب چندساله روزنامه شهرآرا شروع شد. محسن مکرم برایمان از 30میلیون زائر و گردشگری که سالانه وارد مشهد میشوند، گفت. از اینکه اولین ارتباط زائران با این شهر در قطار، هواپیما و اتوبوس با همان چند برگ روزنامهای که به دستشان میرسد، برقرار میشود. حال آنکه در بین این روزنامهها، شهرآرایی وجود ندارد. روزنامهای که مختص این شهر منتشر میشود و به دلیل همین تخصصی بودن، بیشتر به کار زائر و گردشگر میآید.
شهرآرا، جلو خرابیها را بگیر
«شهرآرا از آنِ مردم است و باید برای مردم کار کند». دومین شرکتکننده این نشست که دستش را برای گفتوگو بلند کرد، بیشتر از نقد، درخواست داشت؛ درخواستی برای حفظ هویت و تاریخ مشهد.
محمدجواد نظامالملکی، از نوادگان خواجه نظامالملک توسی، حرفهایش را با همین جمله شروع کرد و گفت: چرا وقتی طرح نوسازی اطراف حرم مطهر آغاز شد، طرحی که دست گذاشت روی خراب کردن هویت مردم مشهد، سر رسانههای این شهر هم کلاه رفت؟! رسانهای که وظیفهاش حمایت از مردم است.
او با گریزی به محل زندگی کودکیاش در کوچه ساربانها گفت که این کوچه به دلیل همین تخریبها دیگر وجود خارجی ندارد. او به محل زندگی کنونیاش هم در اراضی وقفی اجدادش نقبی زد و گفت: «چهارباغ هم دیگر چهارباغ نیست». تلخی حرفهای او از جایی گزندهتر شد که از چهارباغ سلطنتی گفت و تعریف کرد محلهای که روزگاری محل سکونت بزرگان و سلطانها بوده، حال در 2 کوچه خلاصه شده است؛ آن هم به دلیل همین تخریبها که رسانه در مقابل آن ساکت ماند.
نظامالملکی حتی پای آبانبار کشفشده چند ماه قبل در زیر آسفالت کوچه چهارباغ را هم پیش کشید و گفت: واقعا شهرآرا برای حفظ این تاریخ چه کرد؟ هر آنچه پیدا شده بود، زیر خروارها خاک رفت و همهچیز به فراموشی سپرده شد!
به گفته وی یک رسانه باید به حدی قدر باشد که بتواند مسائل داخل شهر را مدیریت کند. او گریزی به انتخاب شهردارهای منطقه ثامن هم زد و گفت: بیشتر تخریبها در دورانی اتفاق افتاده که سکانداری شهرداری منطقه در دست فردی افتاده که بچه این محل نبوده و دغدغه تاریخ و هویت نداشته است.
این مخاطب روزنامه شهرآرا، گلایهای هم از بینتیجه بودن برخی پیگیریهای خبرنگاران این رسانه کرد و افزود: پیگیریهایی که در شهرآرا و شهرآرامحله صورت میگیرد، خیلی خوب صورت میگیرد و تا مرحله گرفتن پاسخ هم پیش میرود اما متأسفانه در عملیاتی شدن دچار مشکل میشود. ای کاش کاری کنید تا این مرحله هم به خوبی انجام شود وگرنه پیگیریهای شما فقط در خاطرات ثبت و بعد از مدتی همهچیز تمام میشود.
چرا شهرآرا در باجهها پیدا نمیشود؟
مخاطب بعدی که دعوت مجموعه را برای حضور در این نشست قبول کرده و به خانه داروغه آمده بود، توزیع نامناسب روزنامه را مورد نقد قرار داد.
امیر دانشور گفت: چند سال است که مخاطب این روزنامه شدهام، اما شاید باورتان نشود که برخی روزها نسخههای آن را اصلا پیدا نمیکنم. حتی چندبار چهارشنبه برای گرفتن روزنامه وضمیمه کولهپشتی، در چند ساعت مختلف به باجههای مطبوعات مراجعه کردم اما باز هم خبری نبود.
او به این نکته هم اشاره کرد که چرا در باجههای مطبوعات که روزنامهها را برای دیدن صفحه اول بیرون میچینند، شهرآرا را در بین آنها قرار نمیدهند؟ این پول بیتالمال است، لطفا در خرج کردن آن دقت کنید.
زحمتکشی مردم را در شهرآرا ببینید
کشمیری، از دیگر شرکتکنندههای این جلسه نقد بود. کسی که افتخار روزنامه شهرآرا را در پرداختن به سوژههای محلی دانست و گفت: نکند روزی بیاید که شهرآرامحله تعطیل شود.
او از پرداختن بهموقع شهرآرامحله به سوژهها هم گفت و تأکید کرد این روند ادامه پیدا کند تا هر سوژهای در زمان مناسب خودش روایت شود تا بیشتر دیده شود.
کشمیری مثالی از این پرداخت در شهرآرامحله ثامن زد و افزود: زمانی که سیل بیشتر شهرهای استان گلستان و خوزستان را فراگرفت، مردم زیادی کمک کردند، اما برخی از افراد ویژهتر به این مسئله پرداختند که یکی از آنها مجتمع فاطمیه در خیابان کامیاب بود. من از طریق این روزنامه و دوستانی که در مجتمع دارم، متوجه شدم حدود یکمیلیارد تومان از طریق همین مجتمع به سیلزدهها کمک شده است؛ گزارشی که واقعا شهرآرامحله بهموقع به آن پرداخت.
او این را هم گفت که چرا پرداخت به این سوژهها و همچنین خیران در شهرآرا کم است؟
البته از نظر کشمیری این پرداخت کم به موضوع معرفی و گفتن از کار هیئت و تشکلهای مذهبی هم برمیگردد به اینکه ای کاش روزنامه در آینده در راستای اصلاح قدم بردارد.
این قدیمی محله کشمیریها پیشنهادی هم داد و بیان کرد: شهرآرامحله در زنده کردن هویت مردم این شهر به مردمی که هنوز هم هر روز جلو خانههایشان را آب میریزند، بپردازد و به پاسداشت یک رسم قدیمی اقدام کند تا این رسم فراموش نشود.
جای خالی صفحه زائر
ماندانا مکرم، دیگر مخاطب روزنامه شهرآرا، وقتی فرصت صحبت پیدا کرد، از جای خالی ویژهنامه زائر و صفحه آن در این روزنامه گفت: «در هر شهری از ایران اگر چنین ظرفیت میلیونی زائر و گردشگر بود، نشریههایش در پرداخت به آنها کم نمیگذاشتند اما در روزنامه اختصاصی شهرمان نهتنها خبری از ویژهنامه زائر نیست، بلکه صفحهای هم به این قشر عظیم اختصاص پیدا نمیکند».
البته او پیشنهاد کرد که اگر روزنامه شهرآرا قابلیت راهاندازی ویژهنامه زائر را ندارد، در شهرآرامحله ثامن صفحهای به زائران اختصاص داده شود و پنجشنبهها که شهرآرامحله ثامن چاپ میشود در هتلها، مهمانپذیرها و خانههای شخصی توزیع شود.
دنبال راهحل توزیع بهتر هستیم
هر تولدی، دورهمی هم دارد و اینبار در تولد دهسالگی روزنامه شهرآرا، میزبان بیش از 50نفر شدیم در خانه تاریخی داروغه تا بشنویم آنچه را که تاکنون از زبان مخاطبهایمان نشنیده بودیم. میهمانی برای شنیدن نقد که رضا سلیماننوری، سردبیر شهرآرامحله بعد از خوشآمدگویی برگزاریاش را برای شنیدن نقاط قوت و ضعف روزنامه خواند تا با شنیدن و انجامش در آینده، خدمتگزاری بهتری صورت بگیرد.
سردبیر شهرآرامحله در ادامه این نشست به تکتک درخواستها و نقدهای شرکتکنندگان پاسخ داد. او در پاسخ به مخاطب روزنامه که گفت چرا شهرآرا از ظرفیت زائر استفاده نمیکند و ویژهنامهای هم برای این مهم ندارد، بیان کرد: راهاندازی نشریهای به زبان عربی در چشمانداز آینده روزنامه شهرآرا دیده شده است و بعد از بررسی منتشر خواهدشد.
او همچنین درباره توزیع روزنامه که مورد نقد چند نفر از شرکتکنندگان بود، پرداخت و توضیح داد: تعدادی باجه در مشهد وجود دارد که از نظر آماری محدود است. از طرف دیگر این باجهها سرخطهایی دارند که بر اساس آن هدایت میشوند و کار انجام میدهند. به همین دلیل، سرخطها هدایت میکنند که شهرآرا در کجای پیشخوان باجهها قرار بگیرد. البته روزنامه چندینبار در اینباره گفتوگو کرده که بعد از آن وضعیت بهتر شده است. البته این خوب شدن تداومی نداشت و دوباره به حالت قبل برگشته است. درحال حاضر هم دنبال راه حل بهتر توزیع هستیم.
وی در توضیح پرداخت به هیئت و تشکلهای مردمی و مذهبی هم این قول را داد که در صفحهآرایی جدید شهرآرامحله که از 2 هفته گذشته اجرایی شده، بیشتر به این موضوع پرداخته خواهدشد.
تغییر محسوس رویکرد شهرآرا نسبت به گذشته
سیدمحسن حسینیپویا، رئیس کمیسون حقوقی شورای اسلامی شهر مشهد، نیز که از شهروندان قدیمی تپلمحله محسوب میشود، در این نشست بیشتر خواست شنونده حرفهای مردم باشد و فقط به گفتن یک جمله اکتفا کرد و گفت: روزنامه شهرآرا نسبت به گذشته رویکردش تغییر کرده که دیگر رسانه شهرداری تلقی نمیشود و این تغییرات محسوس است.به گفته وی شهرآرا با گامی که برداشته، مستقل بودن خودش را در بین روزنامهها نشان میدهد.
یک ریال به ناحق خرج نشده است
ادامه این هماندیشی با صحبتهای مدیر روابطعمومی روزنامه شهرآرا همراه شد که از ابتدای نشست شنونده نقدهای مخاطبان روزنامه بود. وحید عرب از نحوه هزینهکرد در روزنامه گفت و با تأکید بر اینکه یک ریال در شهرآرا به ناحق خرج نمیشود، افزود: پول بیتالمال را میگیریم که میزان آن خیلی اندک است و از طرف دیگر سازمان بازرسی، شورای شهر و شهرداری که مو را از ماست بیرون میکشند، روی روزنامه و خرجهای آن نظارت دارند.
وی همچنین از سختیهای انتشار روزنامه برای 3 میلیون سلیقه در مشهد گفت و در توضیح توزیع آن بیان کرد: توزیع در قطار، هواپیما و اتوبوس نیاز به مجوز دارد و شهرآرا از مدتها قبل دنبال اجرای این مهم رفته اما تاکنون موفق نشده است.
عرب پایان صحبتهایش را هم به توزیع رایگان شهرآرا اختصاص داد و گفت که در مدیریت گذشته شهرآرا به هر دلیلی تعدادی روزنامه به صورت رایگان در اختیار افرادی قرار میگرفت ولی مدیریتشهری و مدیریت شهرآرا در این دوره این نحوه توزیع را نادرست میداند و معتقد است اگر خروجی قابل دفاعی دارد، باید مردم برای آن پول بدهند و آن را بخرند.
به گفته وی پیدا نشدن شهرآرا در برخی از دکههای مطبوعاتی هم نشان میدهد که شهرآرا در این مکانها نمیماند تا خمیر شود و حتیمخاطب داشته است.
دورهمی برای شنیدن نقدهای مردم
در این هماندیشی میلاد رهنما، مدیر امور مناطق روزنامه شهرآرا از تغییر رویکرد این رسانه نسبت به گذشته گفت و تأکید کرد که روزنامه در انعکاس مشکلات شهری و نظرهای مردمی گام برمیدارد و در این بین ارتباطی که بین مردم و مدیریتشهری ضرورت دارد را برقرار میکند.
او با اشاره به هدف برگزاری این نشست، یعنی شنیدن نقدهای مردمی از روزنامه شهرآرا افزود: درخواست ما این است که کمک کنید تا شهر مشهد به شهر پویا و شهر امید و زندگی که شعار مدیریتشهری در این سالهاست، به تحقق بپیوندد. البته او در ادامه صحبتهایش درباره نحوه پرداخت سوژه در شهرآرامحله خاطرنشان کرد: تلاش و سعی ما در شهرآرامحله این است که تعلق خاطری در بین شهروندان نسبت به محل زندگیشان ایجاد کنیم و برای پرداخت و حل مشکلات محلی ریزتر و تخصصیتر اقدام کنیم. به گفته وی مدیران شهری به شهرآرامحله توجه ویژهای دارند.
شهرآرامحله، منبع خوب پژوهشی شهر
یکی از میهمانهای جلسه هماندیشی شهرآرامحله که سالهاست مشترک و مخاطب این روزنامه است و به واسطه شغلش آرشیو این روزنامه را هم دارد، از اهمیت روزنامه محلی گفت و با استناد به تحقیقی که صورت گرفته از تهدیدهای حذف آن حرف به میان آورد.
حسنآبادی، رئیس مرکز مطبوعات آستان قدس رضوی، حرفهایش را با توضیحاتی درباره نشریههای محلی آمریکا شروع کرد و گفت: در 15سال قبل در آمریکا7100 نشریه محلی چاپ میشد که امروز 1800 مورد آنها تعطیل شده است. به همین دلیل درباره تعطیلی آنها تحقیقات گستردهای انجام شده است و در پایان نتیجهگیری شده اگر قرار است نشریه محلی ماندگاری داشته باشد، فارغ از اینکه در چه فضایی مطالب آن تولید میشود، باید اخبار موثق ارائه کند و حس تعلق داشته باشد.
او با همین مقدمهچینی سراغ شهرآرامحله رفت که چندین سال از انتشار آن میگذرد و ادامه داد: در مجموع، مطبوعات محلی بهعنوان شاخصههای هویتی هر شهر به حساب میآیند و باید ویژگیهایی داشته باشند. ایجاد هویت و دیدگاه و نوستالژی نسبت به گذشته یکی از مهمترینهاست.
به گفته وی با همین رویکرد روزنامه شهرآرا، شهرآرامحله را راهاندازی کرده که یکی از کارهای درخور تقدیر آن محسوب میشود.
وی با اشاره به گزارشهایی هویتی و مردمی که در شهرآرامحله منتشر میشود، این را هم خاطرنشان کرد که نوشتهها و مطالب تولیدی شهرآرامحله روزنامه شهرآرا طی 10الی 20 سال آینده بهعنوان منابع خوب پژوهشی در هر محلهای به شمار خواهد رفت.
چرا روزنامه نام مشهد را ندارد؟
حسنآبادی ادامه صحبتهایش را به خاطرات چند سال خود از روزنامه شهرآرا اختصاص داد و تعریف کرد: از آنجایی که روزنامه محلی یک شهر، هویت همان شهر محسوب میشود و من هم در این حوزه دغدغه دارم، چندسال قبل در زمان هفتهنامه بودن شهرآرا خدمت آقای فیاضی رفتم تا اعتراض کنم که چرا مشهد یک روزنامه اختصاصی و به نام خودش ندارد؟ با وجود اینکه مشهد بعد از تهران ماندگارترین روزنامهها را در ایران دارد.
در تهران از کیهان و اطلاعات که بگذرید، مشهد و مطبوعاتش هست که از 70 - 80 سال قبل منظم انتشار یافتهاند.
به گفته وی در دوره قاجار و پهلوی روزنامههایی به نامهای توس در مشهد منتشر میشد، اما امروز هیچ روزنامهای با نام مشهد در این شهر منتشر نمیشود؛ حال آنکه در شهرهایی همچون اصفهان روزنامهها با نام بزرگ اصفهان چاپ میشود.
آنطور که او در صحبتهایش گفت، روزنامه شهرآرا که در گذشته با پسوند مردم مشهد و امروز شهر امید و زندگی چاپ میشود، باید واژه مشهد را بزرگ در کنار نام خودش بیاورد.
رئیس مرکز مطبوعات آستان قدس رضوی، پایان صحبتهایش را هم به شهرآرامحله اختصاص داد و تأکید کرد: شهرآرا با انتشار شهرآرامحله و گامهایی که در این حوزه برداشته، کارهای خیلی خوبی در موضوع هویت شهر انجام داده است. توصیه ما هم ادامه این کار با تلاش بیشتر و جدیتر است. علاوه بر این پیشنهاد میکنم در این هفتهنامه از اطلاعات نشریات قدیمی هم استفاده کنید و ببینید چه کاری انجام دادهاند که این خود نوعی انتقال هویت است.
تغییر در شهرآرا و علاقهمندی مردم
مهدی دانشمند، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ثامن هم صحبتهای خود را با طرح یک سؤال آغاز کرد. اینکه اگر شهرآرامحله همراه روزنامه شهرآرا نباشد، چه اتفاقی میافتد؟
وی ادامه داد: این سؤال در ذهنم بود که متوجه شدم چندین نفر در مکانهای مختلف میگویند شهرآرامحله به دست من نرسیده است. همین جمله نشان میدهد آنها تغییری در این روزنامه دیدهاند و به آن علاقهمند هستند.