صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

درباره دردهای روان تنی که زنان را درگیر می‌کند

  • کد خبر: ۳۸۶۳۲۰
  • ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۶
درباره درد‌هایی که ریشه در اعماق ذهن و روح دارد.

آزاده فتحی/ شهربانو، اسمش را گذاشته‌اند درد‌های روان‌تنی، یعنی درد‌هایی که منشأ آنها بیشتر از اینکه در خود بدن باشد از جایی در اعماق ذهن و روح ریشه دارد. جایی که باعث شده مدام سردرد داشته باشید یا دل و روده‌تان بهم گره بخورد. هر چقدر هم دارو و درمان می‌کنید، درست نمی‌شود که نمی‌شود و این است که دکتر کم‌کم شک برش می‌دارد که نکند کار از جای دیگر بیخ پیدا کرده است و درد شما جسمی نیست، بلکه باید بلایی را که به جانتان افتاده است درمان کنید.

دردی که در زن‌ها بیشتر است

پزشک‌ها به آن می‌گویند؛ اختلال سایکوسوماتیک. قدیمی‌ها می‌گفتند؛ درد بی‌درمان. شما بگو؛ درد‌های روان‌تنی. درد‌هایی که شاید علائمش در جسم و فیزیکتان باشد؛ اما علتش معمولا در روان بیمار است. درد‌های روان تنی یکی از هزاران موضوع بحث‌برانگیز حوزه روان‌شناسی است؛ چراکه تمامی محققان در حوزه‌های علوم‌پزشکی و روان‌پزشکی به دنبال رسیدن به یک پاسخ ساده برای یک سؤال ساده هستند: چطور امکان دارد دردی را حس کنیم که منشأ بیرونی و علمی ندارد؟ این درد، زاده شده توسط چه چیزی است که نمی‌توان علتش را یافت؟ پرداختن به چنین معمایی، ضمن معرفی و شرح کامل درد‌های روان‌تنی و راه‌های احتمالی درمانش، موضوع صحبت ماست. پزشک‌ها می‌گویند که درد‌های روان‌تنی وضعیتی در روان‌شناسی است که علائم جسمی به همراه دارد. این وضعیتی نیست که فقط خانم‌ها دچارش باشند، اما از آنجایی که خانم‌ها بیشتر از آقایان درباره مشکلاتشان سکوت می‌کنند و به دردهایشان بی‌توجه هستند، احتمال اینکه این اختلال یقه‌شان را بگیرد بیشتر است. به گفته کارشناسان، زن‌ها ۱۰برابر بیشتر از مرد‌ها مستعد تجربه و درک درد‌های روان‌تنی هستند.

دردی که باعث و بانی‌اش مشخص نیست

راست و درستش این است که محققان و پزشکان هنوز نمی‌توانند به‌طور قطع بگویند که چطور یک نفر درگیر این اختلال می‌شود، اما برخی از آنها معتقدند که همه چیز زیر سر تجربه استرس و اضطراب در طولانی‌مدت است. تجربه‌ای که می‌تواند روی عملکرد اندام‌ها و بافت‌های بدنمان تأثیر بگذارد و برایشان مشکل درست کند. شاید شما هم این جمله پر از ناامیدی را از بیماری در نزدیکتان شنیده باشید که می‌گوید: دکتر‌ها نمی‌فهمند، چه حالی دارم. این جمله وصف‌حال بیماران درگیر با اختلال روان‌تنی است. فردی که درد‌های روان‌تنی را تجربه می‌کند، انگار در یک چرخه تمام‌نشدنی از بیماری افتاده‌است. تصور کنید که برای دردی که دارید به چند پزشک مراجعه کرده‌اید، اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند، علت درد‌های شما را تشخیص دهند یا اینکه داروی مناسبی برایتان تجویز کنند. این رفت‌وبرگشت به پزشک و تجربه درمان‌های ناموفق باعث می‌شود که شما مشکلات روحی بیشتری را تجربه کنید و انگار همین تلاش‌ها حالتان را هم بد‌تر می‌کند. برخی بیماران پس از نتیجه نگرفتن‌های متعدد، به تدریج افسرده شده یا از پزشک و درمان بیزار می‌شوند.

آنچه شما به عنوان یک بیمار تجربه می‌کنید،چون علائم بیماری فیزیکی است، پیش پزشک می‌روید.

پزشک پس از انجام معاینه و آزمایش رد پای بیماری را پیدا نمی‌کند.

شما در چرخه یک درد بی‌درمان مزمن گرفتار می‌شوید.

اگر این نشانه‌ها را دارید، استعدادش را دارید به این درد دچار شوید

زندگی‌تان شلوغ و استرس همراه دائمی‌تان است.

در تشخیص احساسات و عواطفتان لنگ می‌زنید.

سختتان است که احساساتتان را نشان دهید یا درباره‌اش حرف بزنید.

مدام درباره کار‌هایی که در گذشته انجام داده‌اید، افسوس می‌خورید.

در بچگی تجربه‌های دردناکی داشته‌اید که به تروما تبدیل شده‌اند.

افسرده هستید.

به مواد مخدر یا مشروبات الکلی وابسته هستید.

بیکار هستید یا شغل ثابتی ندارید.

چگونه با این درد مقابله کنیم؟

شناخت خودمان و توانایی‌هایمان نخستین توصیه متخصصان برای دوری از این بیماری است.

نسبت به توانایی‌هایمان واقع‌بین باشیم، ما ابرقهرمان نیستیم.

از کار‌هایی که باعث می‌شوند، استرس زیادی را تجربه کنیم، دور بمانیم.

از اطرافیانمان کمک بگیریم و بگذاریم از ما حمایت کنند.

ورزش منظم یکی از راه‌های نجات قطعی است.

به اندازه بخوابیم و استراحت کافی داشته باشیم.

غذای سالم بخوریم و از سیگار و مشروبات الکلی دوری کنیم.

با اعضای خانواده‌مان صحبت کنیم و روزانه درباره تجربه‌ها و احساساتمان بنویسیم.

اگر تروما، ترس، خشم یا افسردگی را تجربه می‌کنیم از متخصص کمک بگیریم.

درد‌های روان‌تنی چه بلایی سر بدنتان می‌آورد؟

مدام احساس خستگی دارید.

از بی‌خوابی رنج می‌برید.

مدام کمردرد هستید.

ماهیچه‌هایتان درد می‌کند.

فشارخونتان بالا می‌رود.

تنفستان درست نیست و گاه به سختی نفس می‌کشید.

معده‌تان نمی‌تواند غذا را درست هضم کند.

سردرد دارید و دچار حملات میگرنی می‌شوید.

ممکن است ناتوانی جنسی را تجربه کنید.

گاهی اگزما یا واکنش‌های پوستی دیگر را تجربه می‌کنید.

برخی درگیر زخم معده می‌شوند.

چطور این درد درمان می‌شود؟

درمان‌های بی‌نتیجه را رها کنیم.

آزمایش‌ها و مشاوره‌های بالینی متعدد را به کمک متخصصان ترک کنیم.

به متخصص سلامت روان به عنوان مثال روان‌پزشک یا روان‌شناس مراجعه کنیم.

برخی متخصصان درمان رفتارشناختی را توصیه می‌کنند، که یک فرایند درمانی بر مبنای یک گفت‌وگوی هدفمند و حاوی یک ساختار مشخص است.

برخی استفاده از دارو‌های ضدافسردگی را تجویز می‌کنند.

سبک زندگی خود را تغییر دهیم.

با خودمراقبتی وضعیت خود را بهبود ببخشیم.

بیماران از تجربه‌هایشان گفته‌اند

مدت‌هاست درگیر درد‌های مختلف هستم و دیگر عاصی شدم. یک متخصص طب سنتی به من توصیه شده است که امیدوارم کمکم کند.

چند سالی هست که درگیرم و فقط مسکن کمی به بهبود دردهایم کمک می‌کند. از درمان‌های مختلف نتیجه نگرفتم و حالا که وضعیتم حاد شده است خیلی نگرانم. چون دوست ندارم کسی بداند این مشکل را دارم، حتی خانواده‌ام.

کسی باور نمی‌کنه حالت خوب نیست، این خیلی بده.

من درد‌های مختلفی داشتم. بعد از اینکه به سندروم روده تحریک‌پذیر دچار شدم، با پیشنهاد پزشک متخصصم، برای گرفتن مشاوره آمدم. خیلی ناراحتم و غصه می‌خورم کاش زودتر می‌فهمیدم که باید کمک بگیرم.

من درد‌های زیادی داشتم، به‌خصوص در قسمت کمرم و این اواخر حتی سرگیجه هم داشتم. دکتر‌ها هم مدام می‌گفتند عصبیه. بالاخره تصمیم گرفتم از یک روان‌شناس مشاوره بگیرم.

وقتی بعد از کلی آزمایش، دکتر گفت مشکلی نداری، همسرم کلی غر زد و دیگر باور نمی‌کند که دردهایم واقعی هستند. در حالی‌که من واقعا درد می‌کشم و یک شب هم نمی‌توانم درست بخوابم.

بعد از فوت پدرم، دست‌وپاهایم گزگز می‌کرد و مدام در قفسه سینه‌ام درد داشتم. نمی‌دانستم باید چکار کنم، همیشه فکر می‌کردم خیلی قوی هستم، اما بعد از این اتفاق متوجه شدم که این‌طور نیست. طب سوزنی هم به من پیشنهاد شد، اما می‌ترسم، این شد که پیش روان‌شناس آمدم.

زایمان سختی داشتم و بعد از تولد دخترم، مدام دچار مشکل تنفسی می‌شدم. چند بار حتی همسرم به اورژانس زنگ زد و گفتند حمله پنیک هست، خیلی می‌ترسیدم که مرض عجیب غریبی گرفته باشم. حالا مدتی هست که پیش دکتر می‌روم، اما نگرانم قرص‌ها روی شیرم اثر بگذارد.

طلاق گرفتم و بعد از آن دچار لرزش دست شدم. دارو و دکتر هم نتیجه نمی‌داد تا اینکه یک دکتر گفت باید از روان‌پزشک کمک بگیرم. حالم روز به روز بدتر می‌شد، اما از رفتن پیش مشاور ابا داشتم. وقتی دیدم دیگر نمی‌توانم به درستی از پس کارهام بربیام، پیش متخصص رفتم، هنوز دارو مصرف می‌کنم، اما خیلی حالم بهتر است.

وقتی گفتند که ریشه دردهایم روان‌تنی است، سراغ طب اسلامی رفتم و زندگی خودم و بچه‌ها را سعی کردم سالم‌تر کنم. امیدوارم که موفق بشوم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.