شوخی کردن در اسلام چه حکمی دارد؟ برخی تصور میکنند شوخی کردن در اسلام جایز نیست و باید همواره از شوخی پرهیز کرد. این تصور درست نیست؛ اصل شوخی کردن با رعایت قواعد آن نهتنها جایز، بلکه پسندیده است. اهلبیت (ع) شوخی کردن را ستودهاند.
امام محمدباقر (ع) در ارزش شوخی فرمودهاند: «إِنَّ اَ... عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ اَلْمُدَاعِبَ فِی اَلْجَمَاعَه بِلاَ رَفَثٍ: خداوند عزوجل شوخیکننده دربین جمع، بدون ناسزاگویی را دوست دارد.» (المحاسن احمدبنمحمد بنخالد برقی، ج یک، ص ۲۹۳* الکافی، ثقهالاسلام کلینی، ج ۴، ص ۶۶۳ * تفصیل وسائلالشیعه شیخحرعاملی، ج۱۲، صص ۱۱۳ و ۱۱۹* بحارالانوار علامهمجلسی، ج۷۱، ص۳۲۵ و ج ۷۶، ص ۶۰) براساس این حکمت باقری، انسان شوخ، محبوب خدای سبحان است.
پیامبر (ص) و امامان (ع) با مؤمنان شوخی میکردند و هدف آنان، خوشحال ساختن و مسرور کردن آنان بوده است. اهلبیت (ع)، اهل ایمان را تشویق به شوخ بودن کردهاند. شوخطبعی و مزاح، از خوشخلقی انسان است. مزاح، ممدوح و در چارچوب و در مرزهای مطلوب عبادت است. خوشابهحال کسی که توفیق شوخی مناسب و خنداندن اهل تقوی را دارد!
این حدیث شریف دو بخش دارد: در بخش اول، ارزشمندی شوخی بیان شده است. مُداعِب بهمعنای شوخطبع و شوخیکننده و بذلهگو و لطیفهگو و مزاحکننده و طنزگو و خوشطبع و خوشحالکننده و سرورآفرین است. ابنمنظور نوشته است: «ادعب الرجل أملحای قال کلمه ملیحه و هو یدعب دعباای قال قولا یستملح: مرد مداعبه کرد؛ یعنی مجلس را نمکین کرد، سخن ملیح گفت و او مداعبه کرد؛ مداعبه کردنی.» (لسانالعرب، ج یک، ص ۳۷۶) یعنی سخنی را که با آن جلسه نمکین شود، گفت.
شوخی، گفتوگوی محبتآمیز و همراه با خوشرویی و با عطوفت و مهربانی و رفتار و گفتار دوستانه و شادیآفرین است که فضایی دلپذیر را فراهم میکند. در این حدیث، مُداعِب شخصیت محبوب خدا معرفی شده است. مزاح از فضیلتهای اخلاقی در نظام جامع اخلاقی اسلامی است. شوخی، محفل را گرم و زنده و شاد و سرحال و زمینه را برای نشاط در عبادت فراهم میکند. شوخطبع، حبیب خداوند است و شایسته است اهل ایمان هم او را دوست بدارند. جمله انا... یحب المُداعِب، جایگاه مزاح در فرهنگ اسلامی را نشان میدهد.
خداوند عزوجل، مُداعب را دوست دارد و کسی که خداوند، او را دوست دارد، در راه بهشت گام برمیدارد و اهل رستگاری و سعادت است. شوخی، غم و غصه را میزداید و انسانها را مسرور میکند و ایجاد سرور در دل انسانها باارزش است و اجر و پاداش دارد. در آغاز این حدیث، کلمه «إنّ» آمده است که قطعی بودن حکم محبت الهی درباره فرد شوخطبع را میرساند.
در بخش دوم حدیث، حد و مرز و آداب شوخی بیان شده است.
شوخی باید پاک و سالم و حق و بهدور از گناه باشد و آلوده به دروغگویی و مسخره کردن و آزار دادن مؤمنان و خنک کردن آنان و بدگویی و هرزهگویی و ناسزاگویی نشود.
امام محمد باقر (ع) در این حدیث اخلاقی، حدومرز شوخیها را با جمله «بِلاَ رَفَثٍ» آموزش دادهاند. رَفث بر وزن قفس بهمعنای رفتار یا سخنی است که متضمن مطلبی باشد که ذکر آن قبیح است. رفث در این حدیث بهمعنای سخنان و اعمال زشت و ناروا و آزاردهنده و بد و باطل است. اعتدال در شوخی کردن و پرهیز از کثرت شوخی و تندی و خشونت کلامی، لازم است.
ابنمنظور درباره رفث نوشته است: «اصله قول الفحش: اصل رفث، سخن فحش است.» (لسانالعرب، ج ۲، ص ۱۵۳) فخرالدین طریحی نیز در معنای رفث نوشته است: «الرَفَث: الفحش منالقول: رفث، فحش از گفتار است.» (مجمعالبحرین و مطلعالنیرین، ج ۲، ص۷۱۹)
فحش، دشنامگویی و کاربرد حملهورانه و هجومی از زبان و ناسزاگویی و بددهنی و بیادبی و سخنان زشت و گناه و از حد گذشتن در بدی و بیآبرویی و بیشرمی و سخنان رکیک و زننده است. شوخیها نباید به فحاشی و گفتار بد برسد.
مزاح نباید آلوده به رفث شود. اگر در مزاح رفث باشد، مزاح مذموم و گناه و نامطلوب میشود و باید از آن پرهیز کرد، بنابراین شوخی شرایط و آدابی دارد؛ باید بحق و منطقی باشد و در زمان و مکان مناسب و هماهنگ با روحیات مخاطب بیان شود و بهاندازه باشد و تناسب سنی و جنسی و شخصیتی نیز داشته باشد.