به گزارش شهرآرانیوز، امروز تولد کسی است که بهترین یار امام حسین(ع) نه تنها در کربلا بلکه در تمام طول زندگیاش بوده است، کسی که شاید بتوان گفت بالاترین سرمایه وجودیاش «ادب» بوده است و به همین خصلت بیش از همه شناخته شده است. بارها شنیدهایم که او هیچگاه امام حسین(ع) را برادر خطاب نکرده جز در یک جا و آن هم زمانی که لحظه شهادتش فرا رسیده بود و گفت «یا اخا! أدرک اخاک». او تربیت یافته دامن پاک حضرت امّالبنین(س) بود. مادری متدین و ولایی که به فرزندان خود یاد داده بود مبادا در محضر فرزندان حضرت زهرا(س) بیادبی کنید و بیاجازه آنها کاری انجام بدهید. او بابالحوائج، حضرت اباالفضلالعباس(ع) است؛ کسی که مهدی شجاعی نویسنده معروف ایرانی، کتابی در رثای او با نام «سقای آب و ادب» نوشته است و هر فصل از این کتاب به بخشی از ادب و سرشت معنوی او اشاره دارد. تولد حضرت عباس(ع) در چهارم شعبان نیز بهانهای شد تا به مفهوم ادب نگاهی بیندازیم و آن را در وجوه مختلف بررسی کنیم.
اینکه چرا ادب مهم است شاهد مثالهای زیادی وجود دارد و امروزه ما در مکالمات روزمره خود نیز وقتی میخواهیم از یک نفر تعریف کنیم شاید اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند این است که بگوییم «چه آدم با ادبی است.» اما ادب دقیقا چیست و چه معنایی دارد و تفاوتش با اخلاق چیست؟ این واژه در دین به چه معناست و چه کارایی در زندگی فردی و اجتماعی دارد و کسی که مودب به آداب و ادب است چطور رفتار میکند؟
ابتدا باید این واژه را به لحاظ لغوی و اصطلاحی معنا کرد. در اصطلاح ادب طی قرون مختلف به دو معنای عمده ادبیات(علوم ادبی) و ادب دینی (اخلاقیات) به کار رفته است و در قرن جدید نیز ادب در حوزه رفتار نیز تعریف شده است. ادب در لغتنامه دهخدا به معنای شگفت و در فرهنگنامه عمید دانش، معرفت و روش پسندیده معنا شده است اما در نگاه دینی حفظ حدّ و اندازه هر چیزی و تجاوز ننمودن از آن را به ادب نسبت دادهاند و به طور عموم، هر رفتاری که مورد پسند جامعه است و با هنجارهای آن مطابق است نشان از ادب دارد؛ شاید به همین دلیل است که انسان با ادب، ارزشمند است و گفته شده «از بی ادبی کسی به جائی نرسد/ درّی است ادب به هر گدائی نرسد.» یا آنکه شاعر دیگری گفته است « از خدا خواهیم توفیق ادب/ بی ادب محروم ماند از فیض ربّ/ بی ادب تنها نه خود را داشت بد/ بلکه آتش بر همه آفاق زد»
همچنین امام علی(ع) در رثای ادب گفتهاند «بخشش و تفضل هیچ پدری به فرزندش بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست. انسان نورانی و روشن، هم مسیر خود را میبیند و هم راه را به دیگران نشان میدهد، نشانه روشن شدن جان این است که انسان، هم نسبت به الله، ادب را رعایت کند هم نسبت به خودش و هم نسبت به دیگران.»
شاید در نگاه اول به نظر بیاید ادب معادل اخلاق و حُسن خلق قرار میگیرد، اما با تأمّل در این واژه میتوان گفت که اینگونه نیست. در این رابطه شیخ طبرسی به ۶ تفاوت میان اخلاق و ادب اشاره کرده است که از جمله آنها این است که اخلاق از مسائل مربوط به روح انسانی بحث میکند ولی آداب مربوط به افعال بدن است؛ دوم اینکه مسائل اخلاقی همیشه و در طول زمان ثابت بوده و تغییر در آنها راه ندارد ولی آداب در زمانهای مختلف متغیر و متفاوتند. سوم مسائل اخلاقی از نظر مکان نیز ثبات داشته و در هر شهری و هر کشوری یکسان است، اما آداب در شهرها و کشورهای مختلف تغییر کرده و آداب هر منطقه مخصوص همان مکان است. چهارم اینکه اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است. پنجم در روایات اسلامی به آداب بیشتر از اخلاق اهتمام داده شده است و ششم مسائل اخلاقی قابل استدلال عقلی میباشند ولی برای آداب استدلالی عقلی وجود نداشته و تابع ذوق و سلیقه مردم است.
با این توصیفات و نگاه به تعریف اولیه که گفتیم ادب مطابق با هنجارهای اجتماعی است میتوان تفاوت معنای ادب را از فردی به فرد دیگر نیز بهتر درک کرد. به عنوان مثال توقف ماشین پشت چراغ قرمز، رد شدن عابر از خطوط و زمان مشخص شده، توجه و احترام به فرهنگ درونی خانواده، قوانین مدرسه و شهر و کشور، همه و همه رفتاری متعادل و تعریف شده است که نشان از ادب فرد دارد؛ اما اخلاق بعد معنوی دارد و در تمام زمان و مکان میتواند ثابت باشد.
قرآن را که ما کتاب زندگی و سبک زندگی سالم میدانیم و اثبات این موضوع، خارج از هدف این گزارش است نیز نگاهی به ادب دارد و به شکلهای مختلف آن را عنوان کرده است. مثلا اینکه در سوره حجرات، آیه ۴ آمده است «کسانی که تو را از پشت حجرهها بلند صدا میزنند، بیشترشان نمیفهمند». از این آیه طبق کتب تفاسیر میتوان فهمید رعایت ادب و نگاهداشتن حرمت افراد در روابط اجتماعی، نشانه خردمندی دانسته شده است. همچنین آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در شرح این آیه گفته است اصولاً هر قدر سطح خرد و عقل بالاتر رود بر ادب او افزوده میشود؛ زیرا «ارزشها» و «ضد ارزشها» را بهتر درک میکند و به همین دلیل بیادبی همیشه نشانه بیخردی است یا به تعبیر دیگر بیادبی کار حیوان و ادب کار انسان است.
اهمیت ادب را بیش از هر چیز باید در کلام معصوم(ع) یافت که به طور مشخص به آن اشاره کرده است و هیچ انسان عاقلی، این کلامهای پر معنا و ارزشمند را رد نمیکند همچنانکه دانشمندان زیادی همچون جرج جرداق مسیحی به آن اذعان کردهاند.
امام علی(ع) در روایت زیر به ارتباط ادب و عقل اشاره میکنند که آمده است «باید از کسانی نباشی که پند دادن به آنها سود نرساند مگر هنگامی که به آزردن و رنجاندنشان بکوشی. زیرا خردمند (عاقل) به ادب و یاد دادن پند میآموزد و چهارپایان پیروی نمیکنند مگر به کتک.»
همچنین یکی از نکاتی که در روایات، درباره ادب دیده میشود ارتباط ادب با کمال انسانی است؛ اینکه شخصیت آدمی مرتبط با ادب است و هر قدر ادب افزوده گردد شخصیت آدمی نیز بالاتر میرود و باز هم صاحب نهجالبلاغه گرانبها فرمودهاند «ای مؤمن علم و ادب، ارزش وجود توست. در تحصیل علم کوشش نما. چه به هر مقداری که بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و قیمت تو افزایش مییابد.»
یا آنجا که با این حدیث هر کسی دور از نسب و قدرت و شهرتی که دارد یا ندارد به آن افتخار کند که امیرالمومنین(ع) تکمیل شرافت خانوادگی را همراه ادب دانسته و گفته است «ادب نیکوترین حسبی است و زیادتی دارد بر سایر حسبها .»
ادب در تربیت فرزند هم از نگاه معصوم(ع) مغفول نمانده و امام سجاد(ع) مهمترین نکتهای که والدین باید در تربیت مد نظر داشته باشند را آموزش ادب دانسته و گفته است «حق فرزندت به تو این است که بدانی...، موظفی فرزندت را با آداب و اخلاق پسندیده پرورش دهی.» همچنین امام علی(ع) در ضمن نامه خود به فرزندش امام حسن(ع) نوشته است: « فرزند عزیز در راه ادب آموزی تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آنکه دل کودکانهات سخت شود و عقل به اندیشههای دیگری مشغول گردد به تربیت مبادرت نمودم و وظیفه پدری خود را انجام دادم.»
ابتدا باید بگوییم طبق یافتههای روایی و اخلاقی، ادب به دلیل اینکه ماهیت تعاملی دارد و در رابطه، میزان آن مشخص میشود دو قسمت دارد؛ یکی ادب در برابر خداوند که ارتباط مخلوق با خالق است و دیگر ادب در مقابل دیگر مخلوقات که مهمترین آنها انسانها هستند.
علامه طباطبایی(ره) درباره وجود این دو قسم از گونههای ادب در سیره انبیاء را ادب نسبت به خدا و ادب نسبت به مردم دانسته و گفته است ادب نسبت به خداوند و ادب در برابر مردم ادب فردی و اجتماعی است. توضیح بیشتر آنکه ادب فردی رعایت آداب عبودیت و بندگی در پیشگاه احدیت است و ادب اجتماعی رعایت آداب معاشرت با مردم است.
در سیره و سبک زندگی حضرت اباالفضل(ع) طبق اسناد و روایات موجود ما هر دو روش ادب را میبینیم. یادمان نرود بابالحوائج(ع) تربیت یافته خانه حضرت علی(ع) است که خود، معنای ادب را به ما آموخته است و مصداق بارز و عینی این کلمه است. همچنین دست پرورده مادری است که مبادی به آداب الهی و تربیت دینی بوده است و در طول زندگی، به فرزندان خود یاد داده بود هم در محضر خدا و هم در محضر ولی خدا، مبادا رفتاری دور از ادب داشته باشند.
البته باید گفت انسان هرقدر در این مسیر گام بردارد و به درجاتی از ادب حقیقی دست یابد قدم بزرگی برداشته است. از ادب رفتاری معمولی نزد دوست و همکار و آشنا و مردم کوچه و خیابان بگیرید تا ادب الهی در محضر خدا و ولی خدا. ادب، سرمایهای است که میتواند تشنج و آشفتگی را از فضای خانه و خانواده و اجتماع دور کند و افراد با تامل و تفکر بیشتری با یکدیگر تعامل داشته باشند. مودب به آداب شدن به راحتی بدست نمیآید و به همین دلیل است که امام رضا(ع) فرمودهاند «ادب نتیجه تحمل سختی است، هرکه سختی را تحمل کند به ادب دست یابد.»