صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

متهمی که هنگام سرقت دستگیر شده و معتقد است دزد نیست | دستگیری دزد گردن‌نگیر!

  • کد خبر: ۳۹۰۴۰۷
  • ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۳
شهروندان حاضر در میدان همان ابتدا ترک‌نشین موتورسیکلت را که هنوز گوشی دختر در دستش بود، احاطه کرده و مانع فرارش شدند.
سعید جلائیان
خبرنگار سعید جلائیان

به گزارش شهرآرانیوز؛ دختر نوجوان آن‌قدر غرق صحبت تلفنی با دوستش شده بود که از مادرش جا ماند و حتی در نزدیکی میدان احمدآباد متوجه نزدیک‌شدن موتورسیکلت نشد. موتورسیکلتی که دست ترک‌نشین آن به‌سوی گوشی دختر نوجوان دراز شد. دختر پانزده‌ساله که در برابر مرد درشت‌اندامی که چهره‌اش را با پارچه پوشانده بود و قمه‌ای تیز به کمر داشت، شانسی برای مقاومت نداشت.

دختر فقط جیغ بلندی کشید تا توجه دیگران را به خود جلب کند. موضوعی که بیش از همه سبب جلب توجه مأموران دایره تجسس کلانتری احمدآباد شد که پیش از این با دستور سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمد‌آباد، به راکب و ترک‌نشین موتورسیکلت مظنون شده و آنها را زیرنظر گرفته بودند.

مأموران که پیش‌تر بدون جلب توجه متهمان به تعقیب نامحسوس آنها مشغول بودند، بلافاصله عملیات دستگیری را آغاز کردند. راکب موتورسیکلت با مشاهده مأموران قصد داشت با سرعت از میدان احمدآباد به‌سمت خیابان کلاهدوز فرار کند، اما راننده یک دستگاه خودروی سواری که شاهد سرقت و حضور مأموران شده بود، راه فرار آنها را بست، حرکتی که سبب به هم خوردن تعادل موتورسیکلت شد و آنها زمین خوردند.

تسلیم متهم در حلقه پلیس و مردم

شهروندان حاضر در میدان همان ابتدا ترک‌نشین موتورسیکلت را که هنوز گوشی دختر در دستش بود، احاطه کرده و مانع فرارش شدند. راکب موتورسیکلت که شاهد محاصره دوستش توسط شهروندان و حضور مأموران در محل بود، با رهاکردن همدستش، موتورسیکلت را بلند کرد و هر طوری که بود از محل گریخت. سارق دیگر با دیدن فرار همدست و حضور مأموران، قمه را روی زمین انداخت و تسلیم شد.

متهم پیش از دستگیری، به دلیل سانحه و درگیری جزئی با چند شهروند، دچار جراحت سطحی در ناحیه صورت شده بود. به همین دلیل مأموران پس از انتقال متهم به کلانتری احمدآباد، ابتدا به بررسی وضعیت جسمانی‌اش پرداختند. با تأیید سلامت متهم و بهبود نسبی آثار جراحتش، بازجویی از او آغاز شد.

کشف سه دستگاه گوشی سرقتی و یک قمه از متهم، خود شاهدی برای اقدام مجرمانه او بود. حتی دختر نوجوان و مادرش نیز او را شناسایی کردند. با این حال متهم همواره یک جمله را تکرار می‌کرد و می‌گفت: «من دزد نیستم.» حتی زمانی که مأموران، پرونده دستگیری قبلی‌اش به اتهام سرقت گوشی را پس از بررسی هویت و سوابقش در برابر او قرار دادند، متهم با مشاهده پرونده‌اش گفت: «من این گوشی‌ها را دزدیدم، اما خودم دزد نیستم!»

می‌خواستم داماد شوم

متهم در ادامه بازجویی، همدستش را به طور کامل معرفی کرد و گفت که او از دوستان قدیمی و فابریکش است. دوستی که طبق ادعای متهم پس از دو سال توبه، او را به دزدی کشانده است.

در حاشیه رسیدگی به این پرونده وارد گفت‌و‌گو با محمدرضا بیست‌وسه ساله و ساکن منطقه عبدالمطلب شدیم. این متهم همان روایتی را بیان کرد که برای پلیس بازگو کرده بود. او درباره توجیه جرائمش گفت: پدرم ۱۰ سال قبل فوت کرد. تأمین هزینه زندگی‌ام با مادرم بود. او کارمند است و من هم برای کمک به مادرم مشغول کار شدم. از دسترنج خودم یک پراید خریدم که دوهفته پیش آن را فروختم. آخر این هفته می‌خواستم با مادرم به خواستگاری دختر موردعلاقه‌ام بروم. حالا با این اتفاق و دستگیرشدنم، کل زندگی‌ام به هم ریخته است.

این متهم با وجود اینکه خودش موبایل‌قاپی می‌کرده است، دوستش را مسبب جرائمش دانست و ادعا کرد: یکی از دوستان قدیمی‌ام که ساکن منطقه ایثارگران است، صبح دنبالم آمد. او می‌خواست برای مصاحبه کاری به یکی از مراکز تجاری منطقه سیدی برود، برای همین از من خواست او را همراهی کنم. من قبول کردم و با او به مرکز تجاری رفتیم.

نیم‌ساعتی آنجا بودیم، اما سرانجام دوستم با ناراحتی آمد و گفت که او را استخدام نکرده‌اند. دوستم گفت، چون بی‌پول است و قسط موتورسیکلتش نزدیک شده، با هم چند گوشی سرقت کنیم. او کلی اصرار کرد تا من قبول کردم. راستش، من فقط پای رفاقتم سوختم.

دروغ‌هایی که برملا شد

متهم در ادامه با ترسیم مسیر موبایل‌قاپی‌اش، مدعی شد: از آن مرکز تجاری به میدان گاراژدار‌ها رفتیم. آنجا مردی را دیدیم که با گوشی صحبت می‌کرد. دوستم به او نزدیک شد و من گوشی آن فرد را قاپیدم. بعد در محدوده کوهسنگی یک گوشی دیگر ربودیم. وقتی به میدان احمدآباد رسیدیم، چشم ما به یک دختر نوجوان افتاد که با تلفن همراه آیفون صحبت می‌کرد. فکر کردیم سرقت راحتی باشد، به همین دلیل دوستم تغییر مسیر داد.

من گوشی دختر را قاپیدم، اما وقتی دختر نوجوان جیغ زد، راننده یک خودرو به ما زد. بعد هم چند شهروند دورم را گرفتند تا پلیس رسید. این در حالی بود که دوستم کمکی نکرد و فرار کرد. او بیشتر از من به فکر موتورسیکلتش بود. برای همین تمام اطلاعاتش را به پلیس دادم تا دستگیرش کنند.

این جوان که همه را به‌جز خودش مقصر می‌دانست، درباره دلیل حمل سلاح سرد، ادعا کرد: من بدخواه دارم. روی سرم جای چندین زخم چاقو را می‌توانید ببینید. بیشتر این زخم‌ها را همین افراد در شبی که برف می‌بارید، به سرم زدند. شبی که برف می‌بارید، چند نفر به‌سراغم آمدند و با چاقو زخمی‌ام کردند. بعد از این حمله، مجبور شدم برای دفاع از خودم قمه بخرم.

در ادامه رسیدگی به این پرونده، هرچند متهم منکر انجام جرائم دیگر بود و می‌کوشید با مظلوم‌نمایی دیگران را فریب دهد، اما در همان تحقیقات اولیه مأموران سرنخ‌های مهمی از متهم به دست آمد که نشان از جرائم دیگر متهم به‌ویژه در ساعت‌های اولیه بامداد بود. شواهدی که تحقیقات پلیس درباره کشف جرائم احتمالی دیگر متهم و دستگیری همدستانش ادامه دارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.