به گزارش شهرآرانیوز؛ از زمانی که احمد به عنوان راننده تاکسی اینترنتی شروع به کار کرد، تقریبا هر روز بین ساعت ۷ تا ۸ صبح از خانه خارج میشد و شبها حوالی ساعت ۲۴ خسته و فرسوده باز میگشت. تا اینکه چند روز پیش، حدود ساعت ۲۳:۳۰ هنگام بازگشت به خانه، سفری درون شهری را پذیرفت. وقتی به مبدأ رسید با زوجی جوان روبه رو شد که کنار خیابان منتظرش بودند.
مرد جوان در خودرو را باز کرد، اما فقط همسرش سوار شد. احمد که مسافرش عجله داشت با سرعت به سمت مقصد حرکت کرد، اما چند دقیقه بعد، در محدوده میدان جهاد با یک خودروی سواری دیگر برخورد کرد. این تصادف سبب مصدومیت سرنشینان هر دو خودرو شد.
نیروهای امدادی و مأموران کلانتری میدان جهاد، بلافاصله در محل حاضر شدند و مجروحان را به بیمارستان امدادی شهید کامیاب منتقل کردند. در طول مسیر، راننده برای آرام کردن نگرانی همسرش، الهام، از امدادگران خواست با او تماس بگیرند و ماجرا را توضیح دهند. اما این زن جوان، بیشتر از شوهرش نگران خودرو بود، زیرا بلافاصله خودش را به محل تصادف رساند.
الهام درخواستی عجیب از مأمورانی داشت که مشغول انجام تحقیق درباره علت بروز این سانحه بودند. از پلیس خواست خودرو به ویژه داشبورد آن را پیش از انتقال به پارکینگ بازرسی کنند. مأموران درخواستش را پذیرفتند و حین بررسی داشبورد خودرو، موفق به کشف مقادیری مواد مخدر از نوع شیشه شدند. با اعلام کشف این مواد در خودروی حادثه دیده، سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، با صدور دستوراتی تخصصی تیمی از مأمورانش را برای تحقیق از متهم به بیمارستان اعزام کرد.
هم زمان با اعزام مأموران به بیمارستان، کادر درمان وضعیت جسمی راننده و مسافرش را پایدار و جراحات آنها را سطحی اعلام کردند. هرچند هر دو مصدوم پس از اطلاع از کشف موادمخدر، شوک زده و مبهوت شده بودند. مسافر که زنی جوان بود با نگرانی از سوءظن خانواده اش به این موضوع، گفت که حاضر است به طور کامل با پلیس همکاری کند و توضیح داد: من فقط برای سفری کوتاه سوار این خودرو شدم. از لحظه دیدار راننده تا تصادف ۱۰ دقیقه بیشتر طول نکشید و در طول همین مدت رفتار راننده کاملا محترمانه بود و من هیچ چیز مشکوکی از او ندیدم.
احمد نیز پس از شنیدن ماجرای کشف موادمخدر در خودرویش، متعجب شد. او با حالتی مضطرب اظهار کرد که از وجود این مواد بی اطلاع است و ممکن است یکی از دهها مسافری که امروز سوار خودرویش شده، این مواد را جا گذاشته باشد. اما وقتی متوجه شد که مواد از داخل داشبورد خودرو کشف شده، حیرت زده شد و پس از لحظهای سکوت، تلفن همراهش را نشان داد و گفت: من نه اعتیاد دارم و نه تا حالا شیشه دیدهام. میتوانید گوشی و خانهام را بازرسی کنید. ضمن اینکه چند روز است داشبورد خودرو را باز نکرده بودم و نمیدانم چه کسی مواد را داخل داشبورد خودرویم گذاشته است. با اینکه من دشمنی ندارم، مطمئنم برایم پاپوش درست کردهاند.
احمد مدرکی برای اثبات بی گناهی خود نداشت، اما پس از روشن شدن هوا، تیم تحقیق پس از جمع بندی تمامی مستندات این پرونده، اظهارات او و مسافرش را باور کردند. مأموران هرچند احمد و مسافرش را به عنوان مظنون همچنان زیرنظر داشتند، به سراغ زنی رفتند که پس از تصادف شوهرش، به جای مراجعه به بیمارستان، پیگیر وضعیت خودرویش شده بود.
زنی جوان که از مأموران چندین بار خواسته بود خودروی شوهرش را بگردند. ساعت ۷ صبح، مأموران با مراجعه به احمد در بیمارستان، از او درباره زندگی زناشویی و رابطه اش با الهام پرسیدند. مرد جوان که همچنان چشم انتظار حضور همسرش در بیمارستان بود، نگران وضعیت همسرش شد و تأکید کرد که همسرم بی گناه است.
با وجود دفاع احمد از همسرش، مرد جوان وقتی شنید که الهام همان کسی بوده که درخواست بازرسی خودرو را داده بود، چند دقیقه سکوت کرد و سرانجام با ناراحتی و حسرت، گفت: هرچند مدت زیادی از ازدواج ما نمیگذرد، اما از اواسط سال گذشته با یکدیگر اختلافاتی پیدا کردهایم. تلاش زیادی برای حل این اختلافات کردم، اما الهام از چند ماه قبل مدام به من میگوید باید از هم جدا شویم. درخواستی که من با آن مخالفم.
هفت ساعت پس از بستری شدن احمد، مرد جوان از عمق اختلافاتش با همسرش پرده برداشت. هرچند باور نمیکرد که همسرش چنین نقشهای کشیده باشد، اما مأموران، الهام را به عنوان مظنون اصلی احضار و بازجویی کردند. زن جوان که سخنانی از پیش آماده کرده بود، در ابتدا مدعی شد: اگرچه شوهرم شبها دیر وقت به خانه میآید و با افراد مشکوک در ارتباط است، اما فکرش را نمیکردم که در کار خریدوفروش موادمخدر باشد. من چندین بار به او مظنون شده بودم، اما هر بار منکر میشد و من ساده باور میکردم.
مأموران، حرف الهام را قطع کردند و از او پرسیدند که چرا به جای حضور در بیمارستان، خودش را به محل تصادف رسانده و درخواست بازرسی خودرو به ویژه داشبورد را داشته است، الهام با شنیدن این سؤال سکوت کرد. او منکر هرگونه ارتباط با این مواد شد تا اینکه مأموران با مجوز قضایی، گوشی همراه این زن را بررسی کردند. در این گوشی، پیامهایی به دست آمد که بین الهام و فرد دیگری رد وبدل شده بود. پیامهایی با این محتوا که «مواد را کجا گذاشتی؟» و «فقط به اندازه چند سال حبس باشد، یک وقت اعدام نشود» و... دیده شد.
الهام با مشاهده این پیامها که نشان میداد او از فرد دیگری خواسته مقداری موادمخدر در خودروی شوهرش جاسازی کند، سکوتش را شکست و در بازجویی گفت: شوهرم صبح از خانه میرود و شب خیلی دیر برمی گردد، طوری که عملا زندگی مشترک ما از بین رفته است. چند بار خواستم طلاق بگیرم، اما قبول نمیکرد.
اختلاف ما ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتم با کمک فردی دیگر این نقشه را بکشم تا او به زندان برود و بتوانم غیابی از احمد جدا شوم. نقشه ما این بود که نیمه شب پس از بازگشت احمد، موضوع حمل مواد را ناشناس به پلیس گزارش کنیم، اما دقایقی قبل از اجرای نقشه، احمد خبر داد که در خیابان تصادف کرده است. نمیدانم، شاید خواست خدا بود که نقشه ما نقش بر آب شود، اما من خودم را به محل تصادف رساندم و به مأموران گفتم خودروی شوهرم را بگردند.
ساعت ۱۲ ظهر با تأیید کادر درمان، احمد و مسافرش از بیمارستان مرخص شدند. هم زمان با این ترخیص، احمد از مأموران شنید که قصد دارند همسرش را برای محاکمه به دادسرا ببرند، اما او انگیزهای برای همراهی همسرش نداشت. بازجویی از الهام با دستور مقام قضایی برای شناسایی و دستگیری همدستش ادامه دارد.