صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

شب قدر، شب تقدیر است| روایت بانوان تهرانی از یک اتفاق واقعی

  • کد خبر: ۳۹۸۳۸۳
  • ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۱
درست در میانه شب قدر که شب تقدیر است، خبری در میان جمعیت پیچید؛ رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران انتخاب شده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ شب از نیمه گذشته، اما در میدان‌های شهر بیداری قابل وصفی دیده می‌شود. جمعیتی که برای احیای شب قدر کنار هم نشسته‌اند تا قرآن‌ها را بر سر بگیرند و صدای واحدی در تاریکی این روزهایشان با «الغوث… الغوث… خلّصنا من النار یا رب…» روشن شود. شمع‌هایی را در دستان دخترکان جمع می‌دیدم که آرام می‌سوختند و زمزمه دعا از هر گوشه این جمع بالا می‌رفت. امسال، در رمضان سال ۱۴۴۷ هجری قمری، حال و هوای دل‌ها عجیب شبیه رمضان سال ۴۰ هجری شده بود؛ همان رمضانی که مسلمانان داغدار امیرالمؤمنین علی (ع) شدند. بسیاری از مردم در میان دعا‌ها زیر لب می‌گفتند: امسال ما هم «علی» از دست داده‌ایم…

شب قدر، شب تقدیر است

چند شب بود که میدان‌های شهر صحنه همین تصویر بود؛ مردمی که با اندوهی بزرگ کنار هم نشسته بودند، مرثیه می‌خواندند و استوار قد خم نکرده بودند و با نامی که مدام در میان جمعیت تکرار می‌شد: «یا حیدر… یا حیدر…».

اما درست در میانه شب قدر که شب تقدیر است، خبری در میان جمعیت پیچید؛ ابتدا آرام، از گوشی به گوشی و از زبان به زبان، و بعد ناگهان مثل موجی در میدان گسترده شد: رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران انتخاب شده است.

نامی که لحظاتی بعد بر زبان‌ها افتاد، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بود؛ فرزند رهبر شهید انقلاب. خبر که قطعی شد، حال و هوای میدان تغییر کرد. انگار در میان آن اندوه سنگین، روزنه‌ای از امید باز شده باشد. اشک‌هایی که از غم جاری بود با لبخند‌هایی آرام درهم آمیخت و زمزمه‌ها به گفت‌و‌گو‌های پرهیجان تبدیل شد.

نگارنده در میان جمعیت قدم می‌زند؛ مردمی که هنوز قرآن در دستشان است، اما حالا درباره خبری حرف می‌زنند که در دل همین شب قدر به گوششان رسیده است.

شبی که ماندگار شد

زنی میانسال که کنار جمعی از جوانان نشسته، با لحنی قاطع و مصمم می‌گوید: «مثل صدام که فکر می‌کرد می‌تواند ایران را سه‌روزه فتح کند، ترامپ هم فکر می‌کرد با نبودن سیدعلی خامنه‌ای ایران یک هفته‌ای از پا درمی‌آید؛ ولی، زهی خیال باطل.»

این شب ماندگار شد تا صبح امید سر زد و روز شروع شد مردم چند ساعت بعد، همان جمعیت از دل مراسم شب قدر راهی میدان انقلاب شدند. هنوز قرآن‌ها در دست برخی از مردم بود، هنوز صدای دعا در میان جمعیت شنیده می‌شد، صدای الله اکبر همه جا را گرفته بود و حس آرامش و خوشحالی را از چشم مردم می‌شد دید حالا مردم آمده بودند با رهبر جدید بیعت کنند.

در میان جمعیت، دختری جوان که اشک روی گونه‌هایش پیداست، آرام‌تر حرف می‌زند؛ انگار دارد حس درونی‌اش را توصیف می‌کند: «انگار یه لایه غم از روی دلم برداشته شد… الحمدلله.»

خبر انتخاب رهبر جدید، در دل همان شب قدر، حال و هوای میدان‌ها را تغییر داده بود. جمعیتی که تا چند روز پیش تنها در سکوت و غم دعا می‌خواند تا خدا سرنوشت خوبی برای ملت ایران رقم بزند حالا با چهره‌هایی روشن‌تر به آینده نگاه می‌کرد انگار خدا جواب دعاهایشان را داده است.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.