تحولات اخیر منطقه، چه در لبنان با نقض آتشبس و چه در عرصه دریایی با اقدام بهواقع دزدی دریایی و محاصرهگری ایالات متحده، نشانگر تغییر موازنه قدرت در سطح جهانی است. نمایشی که آمریکاییها با مصادره یک کشتی بیدفاع به عنوان «دستاورد» ارائه میدهند، در واقع زوال قدرت و درماندگی آنها را آشکار میسازد. در چنینشرایطی، پرسش اصلی آن است که آیا روند مذاکرات همچنان معنایی دارد و آیا میتوان به روال گذشته ادامه داد؟
جمهوری اسلامی ایران فعالیت خود را در چند ساحت پیگیری میکند: ساحت مردمی که در آن خودِ مردم با حضور داوطلبانه پایکار آمدهاند و هیچ حرکتی بالاتر از همافزایی ملت و نظام نیست؛ ساحت رزمندگان که با اقتدار در آسمان، دریا و مرزهای کشور وظیفه خود را انجام میدهند و درنهایت ساحت دیپلماسی که در قانون اساسی جایگاه و مسئولیت مشخصی دارد. شورای عالی امنیت ملی، بهعنوان نهادی ذیربط، وظیفه رسیدگی به امور امنیتی، دفاعی و مدیریت بحران را برعهده دارد.
ایران برای حضور در مذاکره پاکستان از تحقق شروط دهگانه عقبنشینی نخواهد کرد و مبنا را بر شروط ایرانی قرار داده، نه شروط آمریکایی؛ لذا بندهای دهگانه شورای عالی امنیت ملی، پایه حرکت دیپلماتیک شده است. نمونه روشن این رویکرد، موضع ایران در قبال تنگه هرمز است؛ مادامیکه تعهدات طرف مقابل بهطورکامل عملی نشود، عبورومرور در این آبراه محدود خواهد ماند.
این تصمیم، از موضع اقتدار اتخاذ شده است. نکته کلیدی در این مقطع، تفاوت ماهوی در ادبیات و دیپلماسی ایران نسبت به گذشته است. پیش از آغاز تنشهای اخیر، ادبیات ما با امروز تفاوت بسیار داشت. زمانی که برگهای برنده در اختیار داریم، با زمانی که در هالهای از ابهام قرار داریم، کاملا متفاوت است.
پیشتر، دشمنان مکرر از احتمال جنگ سخن میگفتند و در آن دوران، برگهای برنده ما یکی پس از دیگری بر زمین گذاشته میشد، پس وزیر خارجه ما باید بهعنوان کشوری که قدرت نوظهور جهانی است، عمل کند و آمریکا به عنوان کشوری که هیمنهاش در جنگ ریخته و کوچک شده، در مقابل ماست. امروز برگهای برنده ایران شامل انسجام ملی، تابآوری اقتصادی، تجهیزات پیشرفته نظیر پهپادها و موشکهای نقطهزن، نشان از قدرتی نوظهور دارد و آمریکا و حتی جهان بدان واقفاند.
امروز، ایران در جایگاهی قرار دارد که میتواند از موضع قدرت به طرف مقابل بگوید: تازمانیکه تعهدات گذشته عملی نشود، هیچ گام تازهای از سوی ایران برداشته نخواهد شد. شکست طرحهای تجاوزکارانه دشمن، بار دیگر نشان داد که ساختار دفاعی، اجتماعی و نهادی جمهوری اسلامی، درهمتنیدگی عمیقی از قدرت و اقتدار دارد.
اکنون طرفهای مقابل، حتی به اجرای سناریوهای ضعیفتر روی آوردهاند و از اعزام نیرو به سرزمینی سخن میگویند که ایران، ۸ سال دربرابر دهها کشور ایستاد و سربلند بیرون آمد. آنان فراموش کردهاند خاکی که دربرابر صدام و حامیانش مقاومت کرد، میدان آسانی برای هیچ ماجراجویی تازهای نخواهد بود. این واقعیت میدانی، تنها یک شعار نیست؛ بلکه صحنهای واقعی از نبرد قدرتهاست که هر ناظر بیطرفی آن را درک میکند و این، نقطه آغازی است بر دوران جدیدی از اقتدار و تعیین سرنوشت.