ویژگی بنیادین انقلاب اسلامی، اتکای آن به مبانی مکتبی است؛ چیزی که هم در قانون اساسی و هم در مقدمه قانون اساسی بر آن تأکید شده است. در ادوار مختلف رهبری انقلاب اسلامی نیز بر این اصل و مبنا، یعنی وحدت ملت، اقشار، اصناف، مسئولان و همه نهادها و آحاد ملت، تأکید مؤکد شده است. علاوه بر آن، بر موضوع وحدت میان امت اسلامی نیز تأکید شده است. این مسئله نهتنها ریشه در انقلاب اسلامی، بلکه ریشه در مبارزات سدههای گذشته ملت ایران نیز دارد.
آنچه موجب پیروزی ایران و نفی استبداد از ایران شد و توانست استکبار را نیز از کشورمان بزداید، همین وحدت بود که عمدتا مورد تأکید همه بخشهای جامعه نیز بوده است: وحدت در بیان، وحدت در عمل، وحدت در آرمانها و وحدت در همه سطوحی که میتواند به بالندگی یک کشور منجر شود. اکنون نیز بیش از هر زمان دیگری، نه تنها به وحدت نیاز داریم، بلکه وحدت در جایجای جامعه و در ساختارها و ارکان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی متبلور شده است.
آنچه شبها در میدانها و خیابانهای شهر رخ میدهد، حکایت از نهادینهشدن وحدت در ایران دارد. اکنون وحدت ایرانیان به اوج تجلی خودش رسیده و مورد رشک ملتهای تحت استبداد است و جوامع مختلفی که در کشورهای پیرامونی ما هستند نیز از آن الهام میگیرند. بر اساس افق۱۴۰۴ که قرار بود ایرانیان در بخشهای مختلف الهامبخش باشند، اکنون انسجام عمومی در ایران مثالزدنی و مبنای الهامبخشی است.
ترامپ با توجه به همین گزارشهای کارشناسی که اذعان دارند وحدت ایرانیان در اوج است، تلاش کرده تا با القای تفرقه در ایران – و اگر بتواند با محققکردن تفرقه – خودش را از این مخمصهای که ایجاد کرده است نجات دهد. ازاینرو اکنون بیش از هر زمان دیگری ایرانیان گوهر وحدت را شناخته و آن را محافظت میکنند. دشمن ما عمدتا قوت ما را هدف میگیرد؛ اگر اکنون بر طبل تفرقه (یا حداقل القای آن) میکوبند، برای آن است که در واقع ظرفیتهای ایران در عرصه وحدت و نیز منافع آن را میداند.
برای اینکه ایران را از منفعت وحدت دور کنند، به دنبال ایجاد تفرقه میان مسئولان و ملت، مسئولان با مسئولان و ملت با ملت هستند؛ اینها ابعادی است که آنها دنبال میکنند. اکنون به جهت همین وحدت است که میتوانیم در برابر فشارهای آمریکا مقاومت، مقابله و ایستادگی کنیم. آنچه بزرگان پیشگام انقلاب میگفتند که ایرانیان، چون سرو، قامتی افراشته در برابر نظام استکبار دارند، اکنون در واقعیت محقق شده است.
آمریکا و ایادی آن اصرار داشتهاند که ایران در مذاکرات با پیششرطهای آنها مشارکت کند و ایران با شروط خود در مذاکرات اول شرکت کرد و دور دوم مذاکرات را نیز با اتکا به همین ایستادگی، وحدت و منافع ملت ایران، موکول به زمانی کرد که آمریکاییها بپذیرند زیادهخواهی نکنند.
آمریکاییها زمانی تنها در پایتختهای اروپایی حاضر به گفتوگو بودند، امروز در کشورهای همسایه بهدنبال راهی برای مذاکره هستند. آنها در لبنان مجبور به پذیرش دیکته ایران شدند و در خلیجفارس نیز دریافتهاند که پایگاههایشان به «پایگاههای سوخته» تبدیل شده است.