ترامپ در روزهای آغاز جنگ تحمیلی علیه کشورمان، دم از تجزیه ایران و تسلیم این ملت متمدن میزد، اما اصلا گمان نمیکرد درنهایت نهتنها از امیال خود ناکام بماند که با قدرت دفاعی ایران و میدانداری مردم اکنون اعلام کند طرح ۱۰بندی ایران را بهعنوان چارچوب حل مذاکره میپذیرد.
این مسئله اذعان به شکست از سوی او و تلاش برای بازگشتی آبرومندانه از ادعاهای پیشین است که در این برهه باید به ایران تبریک گفت. ما در بحبوحه یک دفاع جانانه چندبُعدی مقتدرانه ازسوی کشور ایران بوده و هستیم. دشمنان متجاوز حدود ۴ هفته اصرار بر این داشتند که مجموعهای از شروط را میگذاریم و ایران باید آنها را بپذیرد. دراینزمینه تهدید میکردند.
در این مدت واسطههای متعددی هم فرستادند؛ اما ایران اصرار داشت این شروط تأمینکننده منافع ما نیست. درنهایت بر اساس اعلام شورای عالی امنیت ملی، ایران شروط ۱۰بندی را اعلام کرد که برایناساس آتشبس را میپذیرد؛ ضمن اینکه ما جنگطلب نیستیم، اما صلح اجباری و تحمیلی را هم قبول نخواهیم کرد و به مقابله و دفاع مقتدرانه ادامه خواهیم داد.
این مسئله نشان میدهد حرف ایران به آنها دیکته شد. اما باید ببینیم در مذاکراتی که گفته میشود به میزبانی پاکستان برگزار میشود، چه اتفاقی میافتد و باید ازاینپس مرحلهبهمرحله بررسیهای لازم صورت بگیرد و اصل را بر این بگذاریم با کشوری طرف هستیم که فریبکاری، سرلوحه اوست. نباید از نظر دور داشت که اقتدار، قدرت و سدی که ایرانیان ایجاد کردند، بالاخره ارتش مجهزی، چون آمریکا را به استیصال کشاند. ازاینرو باید بدانیم عظمت و قدرت دفاعی ایران چارهای جز تسلیم برای دشمن نگذاشت.
دشمن رجز خواند و تهدید کرد، اما درنهایت نهتنها موفق نشد به اهداف شوم خود برسد، بلکه مجبور به پذیرش و بررسی شروطی شد که در آن ادامه روند غنیسازی ایران، پذیرش حق طبیعی ایران بر استمرار کنترل و مدیریت تنگه هرمز، برداشتن تحریمهای اولیه و ثانویه علیه کشور، پرداخت غرامت جنگ و خاتمه به قطعنامه شورای امنیت و شورای حکام در آژانس و خروج نیروهای نظامی آمریکایی از منطقه مطرح است. یکایک این شروط بسیار مهم و شایانتوجه است. ازسوی دیگر نیز پذیرش این شروط به عنوان مبنای مذاکرات فعلی، نشاندهنده شکست دشمن از ادعاهای پیشین است.