صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

وقتی لیبرالیسم به زبان دل سخن می‌گوید

  • کد خبر: ۴۱۰۰۹۴
  • ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵
مارتا نوسباوم در «احساسات سیاسی» نشان می‌دهد که بدون عشق، همدلی و فرهنگ، عدالت پایدار نمی‌ماند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب احساسات سیاسی با عنوان فرعی چرا عشق برای عدالت اهمیت دارد خرداد ۱۴۰۴ توسط نشر شیرازه به انتشار رسید. این ترجمه از کتابی است که نوسباوم در سال ۲۰۱۳ به نگارش درآورده و سامان صفرزائی ترجمه‌ای دقیق و روان از آن را به بازار کتاب ایران روانه کرده است.

مارتا نوسباوم در این کتاب تکلیفی را بر دوش می‌کشد که کمتر نویسنده‌ی حوزه فلسفه سیاسی حاضر بود به سراغ آن برود: پیوند لیبرالیسم با احساسات انسانی. او که پروژه‌ی خود را ادامه‌دهنده‌ی پروژه جان رالز می‌داند، معتقد است هنر و فرهنگ اعم از خطابه، شعر، موسیقی یا معماری شهری ترویج‌دهنده‌ی احساساتی‌اند که مخاطب را به بنیان فکری و نظری متصل می‌کند. او توجه خود را متمرکز بر دو کشور امریکا و هند می‌کند و از سیاست‌مداران، شاعران و دیگر پیشروان هنر و فرهنگ نمونه‌هایی عرضه می‌کند که قابلیت برقراری ارتباط با عواطف انسانی جمعیت‌های عظیم مردمشان را داشته‌اند. از دیگر نکات برجسته‌ی کتاب توجه نوسباوم بر مطالعات حوزه‌ی روانشناسی است که نحوه‌ی بروز احساسات انسانی را مورد نظر قرار داده و نویسنده با زبردستی این مطالعات و آزمایشات علمی را از حوزه‌ی روانشناسی به حوزه‌ی سیاست می‌کشاند.

بنیان فکری اصلی اندیشه لیبرالیستی در حوزه‌ی فلسفه سیاسی به پروژه‌های فکری جان استوارت میل و جان رالز معطوف است. اُگوست کونت پدر جامعه‌شناسی و رابیندرانات تاگور شاعر شناخته‌شده‌ی هند از دیگر افرادی هستند که عقاید و آثارشان در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. موتسارت و والت ویتمن آهنگساز و شاعر نامدار در تکوین نقش احساسات در کتاب حضوری چشم‌گیر دارند؛ و سیاست‌مدارانی که نوسباوم به سراغ آنها می‌رود افرادی، چون آبراهام لینکلن، فرانکلین روزولت، مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو هستند.

آن‌چه این کتاب را از بسیاری کتاب‌های حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی متمایز می‌کند اتکای آن بر آزمایشات علمی در حوزه‌ی روانشناسی است. به‌طور نمونه ما می‌دانیم که فرایند همدلی و شفقت بر طبق فرگشت داروینی در ابتدای امر متوجه افراد نزدیک و خانواده است. کمتر به افرادی دور، و به‌ندرت به کسانی که فرد تا به حال آنها را ندیده است سرایت می‌یابد. درواقع همدلی از یک‌سو امکاناتی برای شفقت و مهرورزی فراهم می‌آورد و درعین‌حال موجب نزدیک‌بینی و ناتوانی انسان در درک درد و رنج دیگری می‌شود. در برخی آزمایشات نشان داده شده که علاوه بر افراد نزدیک به فرد، شخص ممکن است همدلی را متوجه فردی کند که روایتی شخصی از درد و رنج زندگی شخصی او می‌شنود و از این حیث ممکن است عدالت را فدای همدلی با فردی آشنا کند. آزمایشات دیگری نشان می‌دهد که انسان تمایل زیادی به همرنگی با جماعت دارد و وقتی اکثریت از چیزی پیروی می‌کنند، علی‌رغم آگاهی از اشتباه بودن نظر اکثریت، طرف آنها را می‌گیرد. گسترش اندیشه و فرهنگ انتقادی در حوزه آموزش و از کودکی یکی از مهم‌ترین راه‌حل‌های مواجهه با این بنیان‌های ذاتی انسان است. همدلی قابلیت گسترش یافتن دارد چنان‌چه با آگاهی همراه شود و حقوق اقلیت قابل دفاع است، چنان‌چه قانون حد و مرزی بر گسترش استبداد اکثریت بنهد و از حقوق اقلیت دفاع کند. عشقی که مارتا نوسباوم از آن سخن به میان می‌آورد از خانواده آغاز می‌شود، به گروه‌ها و افراد نزدیک تسری می‌یابد و به‌مرور به میهن‌دوستی و عشق به انسان‌هایی که فرد تابه‌حال ندیده است و در دیگر نقاط جهان ساکنند گسترش می‌یابد. ابزار او برای عینیت دادن به این عشق خطابه‌های سیاسی، شعر، موسیقی، رقص و به‌طور کلی هنر و فرهنگ است. این نوع از عشق انسان به انسان در بسیاری از سخنرانی‌ها، اشعار و آثار ادبی که نوسباوم در کتاب به بررسی آنها می‌پردازد مشاهده می‌شوند.

طرح سیاسی‌ای که نوسباوم بیش از همه از آن دفاع می‌کند و پروژه‌ی عدالت‌خواهی جان رالز را نیز می‌توان در ادامه‌ی همان تعریف کرد پروژه‌ی نیو دیل فرانکلین روزولت است. این پروژه در زمان جنگ جهانی دوم و به‌ویژه با تشدید بیکاری، خواستار مداخله‌ی دولت در اقتصاد و اصلاحات گسترده‌ی اقتصادی شد. نوسباوم در کتاب خود به سراغ خطابه‌ها و سخنرانی‌های او می‌رود که به‌خوبی احساسات انسانی را به طرحی سیاسی پیوند می‌دهد. به‌طور نمونه آن‌جا که روزولت از نوعی از آزادی سخن به میان می‌آورد که گویی تا آن زمان توجه کافی به آن نشده است و آن آزادی از فقر است. درعین‌حال روزولت از گسترش اندیشه‌ی سوسیالیستی در زمانه‌ی خود آگاه است و دموکراسی را فدای اصلاحات اقتصادی نمی‌کند، بلکه آن را مکمل دموکراسی می‌بیند.

‌می‌شود گفت کتاب نوسباوم از چهار جهت کتابی پیشرو و متمایز است. اوّل این‌که پروژه‌ی جان رالز را به‌خوبی به حوزه‌ی احساسات سیاسی تسری می‌دهد. مثلاً آن‌چنان که رالز می‌اندیشد او نیز همدلی مبتنی بر عدالت را از ارکان لیبرالیسم سیاسی می‌داند که در مقابل بحث‌های متافیزیکی خاموش است و تنها به اجماع همپوشان بسنده می‌کند. دوم این‌که پیوندی علمی میان نظریات حوزه‌ی روانشناسی و حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی برقرار می‌کند. سوم آن‌که نگاه او به سیر تکوین دموکراسی هند که طیف زیادی از ادیان و فرهنگ‌ها را دربرگرفته قابلیت انتشار نظراتش به کشور‌های با تنوع‌های قومی و نژادی را می‌دهد؛ و در آخر او لیبرالیسم و اندیشه‌ی سیاسی را به هنر و فرهنگ متصل می‌کند، دو حوزه‌ای که در بسیاری از اوقات در دو ساحت متفاوت قرار دارند. به‌طور نمونه از رمان‌هایی یاد می‌کند که می‌توانند از کودکی آموزش فرهنگ انتقادی را پی‌ریزی کنند.

در مجموع لیبرالیسم همواره باید علاوه بر به‌روز شدن و پیشرفت فکری و اخلاقی در فلسفه‌ی سیاسی، نگاهی نیز به دیگر حوزه‌ها از جمله روانشناسی مبتنی بر رویکرد علمی، و هنر و فرهنگ داشته باشد. چرا که اولّی مانع نسبی‌گرایی می‌شود و اجازه می‌دهد که بدون تعصب به پیشرفت‌های جدید از جمله در حوزه‌ی روانشناسی اندیشیده شود؛ و دومی روحی در کالبد لییرالیسم می‌دمد، آن را از حالت خشک و انتزاعی خارج می‌کند و به احساسات انسانی مثل عشق پیوند می‌دهد.

منبع: ایبنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.