به گزارش شهرآرانیوز؛ «سمپوزیوم» اثر افلاطون با ترجمه، شرح، توضیح، تفسیر و تیترگذاری هادی جعفری، از تازههای نشر کرگدن است که از مجموعه «کلاسیکخوانی» این نشر در سال ۱۴۰۴ روانه بازار کتاب شد.
«سمپوزیوم» انجمن نوشیدن دستهجمعی شبانهای بود که همواره در میان یونانیزبانیهای باستان، حتی پیش از سقراط و افلاطون، رواج داشت. در این انجمن، که در خانه مردان اشرافی برگزار میشد، مردان اشرافی و اشرافزادگان مذکر نوجوان، که کموبیش خویشاوند یکدیگر بودند، پس از شام تا سپیدهدم معاشرت میکردند و در وصف مردی و مردانگی و ... میگفتند و مینواختند و میخواندند و میرقصیدند و گاهی گفتوگوهای نهچندان بلند، مشورتهای گوناگون، خودنمایی و لافزنی و... میکردند. سمپوزیومی که سقراط در آن شرکت داشت، به احتمال فراوان، در حدود ۴۱۶ پ. م. برگزار شده است. «سمپوزیوم» دستاورد دوران میانسالی افلاطون است. او در این شاهکار خویش گویی میخواهد «دست گرم عشق را در دست سرد فلسفه بگذارد و نشان دهد که این دو، برخلاف آنچه مینماید، از اساس دو تا نیستند».

کتاب با یادداشت مالک حسینی دبیر مجموعه آغاز میشود. وی از جمله علل اهمیت آثاری که از بدو پیدایش یا با گذر زمان، جایگاهی ویژه پیدا کردهاند را لایهلایهگی، توضیحطلبی و تفسیرپذیری ماهیت آثار کلاسیک دانسته، معتقد است این ویژگی گهگاه سبب میشود برخی از این آثار، چنان ابهتی پیدا کنند که مردمان آنها را دور از درک خود بیابند و هیچگاه جسارت خواندنشان را نیابند و به شنیدن و خواندن درباره آنها قناعت کنند. حسینی، مجموعه را از یکسو و در هماهنگی با ماهیت آثار کلاسیک، حاوی گزارش و توضیح و تفسیر تا حد ممکن ساده و همهفهم و درعینحال متقن و معتبر از این آثار دانسته، میافزاید «از سوی دیگر، و با هدف ریختن ترس از آثار کلاسیک، قرار است کتاب خواننده را برانگیزد تا خود بهسراغ آنها برود و لذت و فایده مواجهه مستقیم با آنها را دریابد».
کتاب با توصیف سمپوزیومهای شبانه یونانیزبانهای باستان آغاز میشود. بهنوشته جعفری، در همه یا بسیاری از این سمپوزیومها، حاضران سهبار مینوشیدند: بار اول برای زئوس و خدایان المپی، بار دوم برای قهرمانان، و بار سوم برای زئوس «سوتر». اما آنچنانکه پیداست، بهرغم شباهتهای کمابیش این سمپوزیومها، سمپوزیومی که در خانه آگاتون دوست آتنی سقراط برگزار میشد، هیئتی دیگر داشت. این سمپوزیوم از بارِ ادبی و فلسفی بسیار بالایی برخوردار بود. هومر، کسنوفون، ارسطو، آریستوکسنوس، هراکلیدس پزشک و ...، سمپوزیومهایی ادبی نوشته بودند که کموبیش چندان مهم نبود، اما بیتردید «سمپوزیوم» افلاطون اوج این نوع سمپوزیوم بود. سمپوزیومی که سقراط در آن شرکت کرده است، بهاحتمال فراوان، در حدود ۴۱۶ پ. م. برگزار شده است. «سمپوزیوم» افلاطون دستآورد دوران میانسالی اوست (حدود ۳۸۵ پ. م.). بهباور جعفری «او در این شاهکار خویش گویی خواسته است دست گرم عشق را در دست سرد فلسفه بگذارد و بهگونهای نشان دهد که این دو از اساس دو تا نیستند. بهسخن دیگر، رویه عشق و فلسفه اگر دوگانه مینماید و شاید یکی مادّه و دیگری صورت است، تویه آنها یگانه است». بهنظر میرسد این پیام و پیغام شورانگیز فلسفی سقراط، که در این سمپوزیوم به مهمانها رسانده شد، در گام اول از سوی بیشتر همان مهمانها شنیده نشد. بیشتر مهمانهای سمپوزیوم «یا به چاه جاهطلبی درافتادند و از جباران آتن شدند، یا به دره خطرناک ماجراجویی سقوط کردند و آلوده به خیانت شدند یا با کارهای ناهنجار اجتماعی به دوردستها تبعید شدند».
از جمله نکتههای شگفتانگیزی که «سمپوزیوم» را از شاهکارهای دیگر افلاطون جدا میکند این است که در این اثر، حضور ظاهری سقراط کمرنگ است و میداندار گفتوگوها نیست؛ و شگفتانگیزتر اینکه سخنرانی سقراط نیز، بهجز گفتوگوی اندکش با آگاتون، نقل سخنان دیوتیما، زنی ناشناخته، اما حکیم و فیلسوف است. بهنوشته جعفری «سقراط خود را در عشق و عشقورزی شاگرد و شنونده سخنان او میداند و میگوید که این حکیم و فیلسوف بزرگ، روزی در روزگار کهن، هنگامی که مردم آتن داشتند برای جلوگیری از طاعون در حال وقوعی، قربانی میکردند، این بلا را ده سال عقب انداخت».
مترجم و مفسر کتاب در ادامه، در شرحی در باب حالات مهمانها، سخنانشان را غیرهوشیارانه خوانده «البته نه چنانکه از خود بیخود شوند و عنان نفس از کف بنهند» تا جاییکه تاحدی به حقیقتگویی و صداقت نزدیکتر میشوند و همین مسئله گاهی به مرحله مرزشکنی هم میرسد.
«سمپوزیوم» با چند واسطه بهدست مخاطب رسیده است. «اولین واسطه خود افلاطون است که رساله را نوشته است. دومین واسطه شخصی بهنام آپولودوروس است که مشغول صحبتکردن با جمعی ثروتمند است و یکی از میان همین جمع از آپولودوروس درباره سمپوزیوم آگاتون میپرسد؛ و واسطه سوم شاگرد سقراط آریستودموس است که همراه با سقراط در سمپوزیوم شرکت داشته است». چنان مینماید که افلاطون میخواهد با کثرت واسطهها به مخاطب و خواننده اطمینان دهد که چنین سمپوزیومی با چنین محتوایی اتفاق افتاده است. بهعبارت دیگر، گویی افلاطون از این طریق اندکی پای تواتر را به میان کشیده است و بهگفته جعفری «شاید اصلاً وارونه چنین تفسیری مطرح باشد و افلاطون میخواهد با تراشیدن واسطهها نشان دهد که چندان دغدغه تاریخی بودن و واقعی بودن را ندارد و دغدغهاش خود محتوا است».
به آنچه گفته آمد باید افزود که افلاطون در «سمپوزیوم» خلاقانه به موضوعات بسیاری میپردازد که هرکدام جای بحث و بررسی دارد. بهباور جعفری، یکی از این موضوعات، تقابل با شاعران (دستکم آگاتون و آریستوفانس) یا تقابل با شعر است، اما شیرین اینجاست که تقابل با شعر در این رساله فلسفی شاعرانه بهزبان شاعرانه است. «گویی نزد افلاطون، شعر و فلسفه هم در ستیز با هماند و هم در آشتی و همکاری با هم».
«سمپوزیوم» در ۱۷۶ صفحه اثر افلاطون بههمت نشر کرگدن با همکاری نشر فرهنگ سیاست منتشر شده است.
منبع: ایبنا