صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نامه‌هایی که پاره نشدند و تاریخی که زنده ماند

  • کد خبر: ۴۱۰۱۳۰
  • ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۵
«بعد از خواندن پاره نکردیم» قصه زنی است که با شش کلاس سواد، برای رهایی شوهرش و ساختن زندگی، نامه‌هایی نوشت که امروز تاریخ‌ساز شده‌اند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ «بعد از خواندن پاره نکردیم» نوشته شرمین نادری که اخیرا از سوی نشر خوب عرضه شده است، نه فقط مرور زندگی یک زن بلکه کاوشی در وضعیت اجتماعی، سیاسی و حقوقی زنان در دوران پهلوی اول است. روایت مستند و تاریخی و درعین‌حال همراه با خاطره‌نگاری ادبی و نقد اجتماعی است. در بخشی از پشت جلد کتاب نیز اشاره شده که «بعد از خواندن پاره نکردیم به نوعی بازگویی بخشی از تاریخ زنان ایران است که در زیرزمین‌های تاریک خانه‌ها، چمدان‌های خاک‌گرفته و کاغذ‌های زرد، منتظر بازخوانی‌اند.»

براساس بررسی‌های نویسنده کتاب، «رباب دیده‌بان» اولین زن کارمند در وزارت پست و تلگراف دوره پهلوی اول یا حداقل از اولین‌ها بوده است و شرمین نادری، در بخش یک‌جور مقدمه اثر اشاره کرده که اولین نامه رباب را در زیرزمین خانه قدیمی و خاک‌گرفته‌ای خوانده که قرار بوده تخریب شود. او در بخشی از این مقدمه می‌نویسد: «ده سال پیش بود گمانم بار اولی که نام رباب دیده‌بان را روی کاغذ‌های زردشده در همان چمدان چرمی خواندم و به دوستی که مرا با خودش به آن خانه تخریب‌شونده برده بود گفتم: وای مهسا این نامه‌ها صدساله‌ان.» رباب خیلی خوب و خوانا و کمی هم شاعرانه می‌نوشت و وقتی از باغ بسیار بزرگی می‌نوشت که درختان انبوهی از مرکبات دارد آدم خیال می‌کرد همراه او تا شهر اشرف رفته، بوی بهارنارنج‌ها را در مشام کشیده همراه رباب از زیبایی مست شده و از تنهایی بغض کرده است. شهر اشرف یا بهشهر گویا مدت‌ها محل زندگی رباب و بچه‌ها و محل ماموریت شوهر رباب خانم یعنی حبیب‌الله حکمت بوده است. شوهرش به گفته نامه‌ها راحت‌تر از رباب در شهر‌های تازه دوست و رفیق پیدا می‌کرد و رباب در تنهایی زیر سایه درختان می‌نشست و نامه‌هایی پر از غصه و دلتنگی برای خواهر و مادرش می‌نوشت.

رباب که تنها شش کلاس درس خوانده بود در شانزده‌سالگی به خانه حکمت جوان رفته بود تا یک زندگی معمولی را آغاز کند، شوهرش تازه در وزارت پست استخدام شده بود و تلگرافچی در روستایی دور بود که اولین اشتباهش یعنی اختلاس از صندوق دولت را مرتکب شد. رباب برای خلاصی شوهرش شروع به نوشتن نامه‌ها و درخواست‌ها به این وزیر و آن وزیر کرد و این نامه‌ها از سال ۱۳۰۶ که اولین خطای حکمت کشف شده بود و رباب خانه‌دار بود تا سال ۱۳۱۴ که بالاخره حکمت به زندان و رباب به سرکار رفته بود، ادامه پیدا می‌کردند.

رباب را قریب یک سال بعد از دستور رضا شاه برای استخدام زنان در ادارات دولتی به خاطر همان سابقه نامه‌نگاری و توانایی‌اش در نوشتن و پیگیری وسواس‌گونه و البته سفارش نزدیکان صاحب‌منصب شوهرش به عنوان کارمند دون‌پایه در وزارت پست و تلگراف استخدام کردند.

«بعد از خواندن پاره نکردیم» در بخش «ادبیات ایران» نشر خوب منتشر شده و بخش تازه‌ای در کارنامه این ناشر به‌شمار می‌رود. نادری در لابه‌لای کتاب، اسناد تصویری، نامه‌ها، کارت‌پستال‌ها و... را نیز منتشر کرده است و به‌صورت یک کتاب مستند داستانی در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است. نادری «یک جور مقدمه» را این گونه به پایان رسانده است: «رباب مادر همه ما بود انگار و همین جان کندن برای رسیدن به چیزی که دوست داری یا اصلا تیرانداختن در تاریکی را خوب یادمان می‌داد. زنی ساده و معمولی که در تاریکی سوختن تنها چراغ خانه می‌نشست و برای خودش، برای من و تو می‌نوشت و بخش مهمی از تاریخ ایران را بازمی‌گفت بخشی که در پستو‌ها و نامه‌ها و چمدان‌های چرمی قدیمی و توی زیرزمین‌های خاک‌گرفته خانه‌های کلنگی گم شده بود.

قصه زنانی که برای اولین بار بی‌خجالت و ترس از عشق و درد و حتی خشمشان حرف زدند، زنانی که دندان رو‌ی هم فشردند از پله‌های مرمری ساختمان تلگرافخانه بالا رفتند در اتاق‌های دلگیر روسای بی‌حوصله را بازکردند و روشن و سربلند واردشدند و به قول پدر رباب حتی کار مردانه کردند، اما همیشه زن بودند عاشق بودند و عاشق ماندند خیلی عاشق درست مثل همین رباب دیده‌بان.»

نشر خوب اخیرا «بعد از خواندن پاره نکردیم» را در ۲۰۸ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه عرضه کرده است.

منبع: ایبنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.