در روزهای اخیر ماجراجوییهای امارات متحده عربی در منطقه علیه ایران اوج گرفته است. این مسئله سبب شده تا پرسش درباره چرایی این اقدام امارات مورد توجه افکار عمومی قرار بگیرد. کارشناسان معتقدند امارات با سیاست توسعهطلبانه خود قصد دارد به «ونیز جدید» تبدیل شود.
برای همین در سالهای اخیر سعی کرده است تا در حوزههای فناوری، هوش مصنوعی و توسعه ترانزیت و فرودگاهها، سرمایهگذاری زیادی انجام دهد. بااینحال کشور امارات متحده باوجود پیشرفتهایی که در حوزه اقتصاد داشته، درحال تکرار همان اشتباههایی است که جمهوری ونیز را به انحطاط و سقوط کشاند.
در قرن چهاردهم، دولتشهر ونیز یکی از قدرتهای مدیترانه و جزو ثروتمندترین واحد سیاسی اروپا شد. این امپراتوری، انحصار تجارت، بهویژه ادویه، بین اروپا و شرق را در دست گرفت. گشودگی دربرابر ایدهها و نوآوریها از بخشهای گوناگون اروپا و مدیترانه، همراه با تصویب قوانین رقابتی برای ورود نیروی کار ماهر جدید به کشور سبب توسعه اقتصاد ونیز شد. اقداماتی که در سه دهه اخیر مورد توجه مسئولان اماراتی قرار گرفته، قابلمقایسه با اقدامات مسئولان ونیز است: حمایت از سرمایهگذاری و نوآوری و امکان ورود نیروهای ماهر به کشورشان.
ونیز در قرن شانزدهم، قدرت دریایی برجستهای بود، اما در میانه رقابت قدرتهای آن دوره، نتوانست جایگاه واقعی خود را بهدرستی بشناسد. این جمهوری میکوشید همزمان روابطش را با فرانسه حفظ کند و دربرابر آن نیز موضع بگیرد؛ با پاپ تعامل داشته باشد و درعینحال بر استقلال خود از کلیسا تأکید کند؛ از عثمانی بیم داشته باشد، اما درپی مهار نفوذ آن نیز باشد.
ونیز در اوج قدرت، بهجای تثبیت جایگاه دریایی خود در مدیترانه، با گسترش بیمحابا در سرزمینهای شمال ایتالیا، فضای سیاسی پیرامونش را علیه خود برانگیخت. جمهوری ونیز با توسعه قلمرو زیرسلطهاش، تقریبا همه همسایگان نیرومندش را نگران کرد؛ نگرانیای که بهسرعت به دشمنی آشکار انجامید.
پیامد این روند، شکلگیری «اتحاد کامبره» در سال۱۵۰۸ میلادی بود؛ ائتلافی کمسابقه که رقبای ونیز بر سر یک هدف مشترک به تفاهم رسیدند: مهار قدرت ونیز. این اتحاد در نبرد «آنیادلو» در سال۱۵۰۹ ضربهای سخت به ونیز وارد کرد و جمهوری را تا آستانه فروپاشی پیش برد. تجربه آن سالها نشان داد که در عرصه سیاست، اتکا به ثروت اگر با سنجش دقیق توازن نیروها و درک واقعبینانه از موقعیت همراه نباشد، ممکن است به سرانجام خطرناکی بینجامد. در سالهای اخیر، امارات متحده وارد ماجراجوییهای زیادی در منطقه شده است.
این ماجراجوییها فقط منحصر به تبدیل خودش به پایگاه جاسوسی رژیم صهیونی و میداندادن به آنها برای فعالیت علیه ایران نیست. در سالهای گذشته امارات متحده وارد تنش با سایر کشورهای منطقه هم شده است.
بهعنوانمثال روابط امارات و عربستان در سالهای اخیر تحتتأثیر اختلافات سیاسی و نظامی، ازجمله جنگ داخلی یمن و رقابتهای سودان، دچار تنشهای جدی شده است. این رقابتها و درگیریها بهویژه در یمن و سودان، تأثیرات منفی بر روابط دو کشور داشته است. خروج امارات از اوپک همچنین نشاندهنده تمایل این کشور به فاصلهگیری بیشتر از عربستان سعودی است.
علاوهبراین امارات با افزایش سرمایهگذاریهای امنیتی و بندری در کشورهایی مانند اریتره، سومالیلند و سودان، وارد رقابت با ترکیه شده است؛ امارات سعی کرده در حوزه مدیترانه حضور گستردهتری داشته باشد، مسئلهای که واکنش ترکیه را برانگیخته است. البته این رقابت محدود به حوزه آفریقا نمانده است. بهعنوانمثال در پاییز سال گذشته دستگیری سه نفر بهاتهام انجام فعالیت جاسوسی برای امارات متحده عربی در استانبول و آنکارا، خبر مهمی است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
درنهایت باید اذعان کرد که ونیز بر یک تصور سادهانگارانه تکیه داشت: اینکه «پول همیشه درِ بسته را باز میکند». در جنگ با عثمانی، با پرداختهای سنگین، آتشبس میخرید؛ دربرابر اتحاد کامبره هم با خرجکردن و جداکردن دشمنان از یکدیگر، وقت میخرید. این روشها گاهی مؤثر بود، اما خطای اصلی را پنهان نمیکرد: کشوری با جغرافیایی محاصرهشده نمیتواند بهطوردائم با پول دوام بیاورد.
روزی میرسد که در محاصره آنهایی قرار میگیرد که دشمنیشان را برانگیخته و همین زمینهساز انحطاطش را فراهم میکند. به نظر میرسد اماراتمتحدهعربی هم در حال تکرار تجربه جمهوری ونیز است. این کشور بدون توجه به واقعیتهای جغرافیایی در حال سرمایهگذاری و ماجراجویی در زمینهایی است که دیر و یا زود به ضررش تمام میشود.
واقعیت این است که کشورهای ایران، ترکیه و عربستان، سه ستون غرب آسیا محسوب میشوند و این مسئلهای نیست که هیچ کشوری و حتی قدرتهای جهانی بتوانند آن را نادیده بگیرند. اما اماراتمتحدهعربی با نادیدهگرفتن این اصل و افزایش تنش با این سه کشور، در حال زمینهسازی تضعیف سرمایهگذاریهایی است که در دهههای گذشته داشته است.