ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ تاکنون، همواره درگیر مبارزه با فعالیتهای گروههای تروریستی بوده است. در تمام این مدت، گروههای تروریستی با خطمشی و عقاید مختلف با حمایتهایی که از برخی کشورهای منطقه و فرامنطقهای دریافت میکردند، همواره سعی داشتند با انجام انواع اقدامات تروریستی مانند ترور مسئولان و شهروندان عادی و خرابکاری در زیرساختها، فضای ترس و ناامنی بر جامعه حاکم کنند. دهه۱۳۶۰، پس از انقلاب، تجزیه ایران در دستورکار دشمنان قرار گرفت و ناآرامیهایی در ترکمنصحرا و کردستان شکل گرفت.
با شکست جریانهای تجزیهطلب، حمایتها بهسمت گروههای مسلح ضدایرانی ازجمله منافقین رفت. این سازمان با استقرار در فرانسه و ارتباط گسترده با آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای عربی، در جنگ تحمیلی نقش ستون پنجم را ایفا کرد. منافقین با ترور مسئولان بلندپایه مانند شهید بهشتی، رجایی و باهنر و اجرای بمبگذاریهای سازمانیافته، شدیدترین ضربات تروریستی را در این دهه وارد کردند.
دهه ۱۳۷۰، در این دهه، تهدیدات تروریسم بینالمللی برجسته شد. با فروپاشی شوروی، گروههای افراطی مانند طالبان و القاعده که پیشتر مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای عربی بودند، به تهدیدی در مرزهای شرقی ایران تبدیل شدند. ترور دیپلماتهای ایرانی در مزارشریف مهمترین تلاش برای کشاندن ایران به یک جنگ منطقهای بود که با هوشیاری جمهوری اسلامی ناکام ماند.
دهه ۱۳۸۰، پس از اشغال عراق توسط آمریکا، گروههای تندرو نظیر داعش، القاعده و جبهه النصره فعالیت خود را گسترش دادند و در عراق با ترور نیروهای نزدیک به ایران بهدنبال مهار نفوذ جمهوری اسلامی بودند. با هدایت سپاه قدس و نقش برجسته شهید حاج قاسم سلیمانی، نفوذ ایران تقویت و برنامه دشمنان شکست خورد.
دهه ۱۳۹۰، این دهه با ترور دانشمندان هستهای آغاز شد؛ عملیاتی طراحیشده توسط رژیم صهیونیستی و برخی سرویسهای اطلاعاتی غربی. داعش و گروههای همسو با حمایت آشکار و پنهان آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه فعال شدند و تلاش کردند ایران را هدف قرار دهند. حملات داعش در تهران (مجلس و حرم امام خمینی (ره)) در سال۱۳۹۶ نمونهای از این تهدیدات بود.
دهه ۱۴۰۰، در این دهه گروههای تروریستی برای بازسازی وجهه خود از جنگ روانی و فضای مجازی بهره بیشتری میبرند. برخلاف دهه۱۳۹۰ که انتشار تصاویر خشونتآمیز به سقوط داعش سرعت بخشید، اکنون این گروهها با ظاهرسازی و اتکا به روابط آشکار و پنهان با کشورهایی مانند آمریکا در پی تغییر چهره خود هستند. هدف پنهان، تضعیف محور مقاومت و ارائه الگویی بدیل در جنگ نرم است.
در سال۱۴۰۴ نیز برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران با حمایت آمریکا هدف حملات تروریستی قرار گرفتند؛ اقداماتی که از منظر امنیتی، در چارچوب الگوی «ترور هدفمند» شناخته میشوند. ترور فرماندهان نظامی نشان داد که تهدید تروریسم علیه ایران فقط به گروههای افراطی محدود نیست، بلکه در برخی موارد در قالب عملیات پیچیده و سازمانیافته ظاهر میشود که آثار آن فراتر از سطح تاکتیکی بوده و دشمن بهدنبال پیامدهای راهبردی در محیط امنیت منطقهای است.
علاوهبراین، حمله به یک مدرسه در شهرستان میناب در اسفند سال گذشته نشان داد که اقدامات تروریستی، حتی مراکز آموزشی را هدف قرار داده و ابعاد انسانی این تهدید را آشکارتر کرده است، حملهای که در چارچوب یک استراتژی تروریستی قابل تحلیل است.
ایران از سال۱۳۵۷ تاکنون یکی از اصلیترین قربانیان تروریسم بوده و از ترورهای سازمانیافته داخلی تا حملات فراملی با تهدید مواجه بوده است. با این حال، ترکیب توان امنیتی، حضور مردم و سیاستهای منطقهای هوشمندانه، کشور را در مقابله با این تهدیدات موفق کرده است. تجربه ایران نشان میدهد که مقابله با تروریسم علاوهبر حوزه سخت، نیازمند توجه به جنگ نرم، ریشههای فکری و اجتماعی تروریسم و تقویت انسجام ملی است.