صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

میدان و دیپلماسی؛ بازخوانی رابطه حضور مردمی و اقتدار ملی

  • کد خبر: ۴۱۸۱۸۲
  • ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۰
قدرت‌های مداخله‌گر همواره نگاهی ویژه به گسل‌های اجتماعی دارند. در جریان جنگ دوازده روزه به شکل تلویحی، دشمن روی برخی گسل‌های اجتماعی حساب باز کرده بود، اما در‌نهایت با بیداری دوباره و پرشور احساسات ملی مواجه شد.
علی ودایع
نویسنده علی ودایع

قدرت‌های مداخله‌گر همواره نگاهی ویژه به گسل‌های اجتماعی دارند. در جریان جنگ دوازده روزه به شکل تلویحی، دشمن روی برخی گسل‌های اجتماعی حساب باز کرده بود، اما در‌نهایت با بیداری دوباره و پرشور احساسات ملی مواجه شد. در جنگ چهل‌روزه نیز این موضوع به شکلی ویژه‌تر در دستور‌کار نیرو‌های متخاصم قرار گرفته بود.

در ادبیات روابط بین‌الملل و رویکرد‌های واقع‌گرایی، قدرت صرفا در تسلیحات یا توان اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه «تاب‌آوری ملی» و «استمرار حضور مردمی» یکی از مؤلفه‌های اصلی بازدارندگی است. استمرار نود روز حضور خیابانی مردم یک «اتفاق ویژه» است که پیامد‌ها و تبعات متفاوتی رقم زده است. 

این پایداری طولانی‌مدت، به اتاق‌های فکر و دستگاه‌های محاسباتی غرب و رقبای منطقه‌ای سیگنال می‌دهد که هرگونه استراتژی مبتنی بر «فرسایش از درون» یا «شکاف میان ملت و حاکمیت» با شکست مواجه شده است. این استمرار، بازیگران بین‌المللی را مجبور می‌کند که واقعیت ثبات میدانی ایران را بپذیرند. موتور محرکه تاب‌آوری هر ساختاری در مقابل تهاجم خارجی، «مشروعیت داخلی» است. 

در کشوری با مختصات ایران که قدرت را ذیل قدرت مشروع تعریف می‌کند، «مشروعیت مقاومت» یک لازمه حیاتی است. در دنیایی که بسیاری از ساختار‌های سیاسی با تکانه‌های کوچک دچار بحران می‌شوند، بازتولید نودروزه یک ایده در میدان، نشان‌دهنده یک عزم هنجاری و گفتمانی است که فراتر از تاکتیک‌های موقت، به عنوان یک راهبرد کلان سنتی نگاه می‌شود. این حضور، گزاره‌های غربی درباره انزوای سرمایه اجتماعی در ایران را به چالش می‌کشد. 

به لحاظ فرایندی باید دقت داشت که در جریان هشت‌ساله دفاع مقدس و جنگ با رژیم بعثی، ما شاهد مدل کلاسیک تاب‌آوری بودیم. در آن برهه زمانی حضور مستمر مردم در جبهه‌ها و پشت جبهه، فرایند سقوط نظام را منتفی کرد. در مقاطع مختلف مشاهده می‌کنیم که جمهوری اسلامی با تکیه بر حضور خیابانی، مشروعیت خود را به رخ کشیده است، اما تفاوت مقطع فعلی در «جنس استمرار روزانه و میدانی در یک بازه نودروزه» است. 

این حضور در میدان، از حالت یک واقعه نقطه‌ای به یک روند مستمر تبدیل شده است که نظیر آن را در تاریخ معاصر جهان کمتر می‌توان یافت که ملتی در‌برابر فشار‌های چندلایه، چنین مداوم در صحنه بماند. نکته اینجاست که اتحاد توده‌های مردم نباید به محل تسویه‌حساب‌های سیاسی برخی گروه‌ها تبدیل شود. در‌عین‌حال مطالبات توده‌های مردم در چارچوب رابطه دولت-ملت بیش از گذشته می‌بایست مورد توجه حاکمیت قرار بگیرد.

فراتر از مؤلفه‌های قدرت، میدان و دیپلماسی، دو روی یک سکه هستند که از اقتدار مشروع تأثیر می‌گیرند. وزن دیپلماتیک هر کشوری پشت میز مذاکره، دقیقا به اندازه وزنی است که در زمین واقعیت (میدان) دارد. این حمایت، اقتدار ایران را در ابعاد متفاوت، اما در‌هم‌تنیده افزایش می‌دهد. وقتی دشمن با جامعه‌ای مواجه می‌شود که پس از نود روز همچنان انسجام میدانی خود را حفظ کرده، درک می‌کند که هزینه هرگونه ماجراجویی سخت یا نیمه‌سخت به‌شدت بالا خواهد بود.

این حضور، لایه اول دفاع امنیتی کشور است. این پشتوانه مردمی، به دیپلمات‌ها و تحلیلگران ارشد کشور این امکان را می‌دهد که از موضع ضعف صحبت نکنند. در جریان هرگونه توافق یا چانه‌زنی بین‌المللی، وقتی طرف مقابل ببیند که بدنه اجتماعی کشور منسجم است، امتیاز‌های بیشتری واگذار خواهد کرد و زبان تهدید را کنار خواهد گذاشت. این حضور، همان اهرم فشار مشروع ایران در‌برابر فشار‌های خارجی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.