راهبرد ایران در برابر نقش قدرتهای جهانی در تنشهای منطقهای و فشارهای آمریکا از سوی دیگر یکی از مباحثی است که اینروزها باید مورد واکاوی دقیق قرار بگیرد. روسیه در تنشها و جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران، بهنوعی از تهران حمایت کرده است. اگرچه ادعاهایی درباره همکاریهای امنیتی میان ایران و روسیه وجود دارد، اما فراتر از آن، همکاریهای اقتصادی و تلاشهای دیپلماتیک مسکو برای حمایت از ایران، وضعیت ویژهای را ترسیم میکند. روسیه تلاش دارد مانع از ضربه سخت آمریکا به ایران شود.
از دیدگاه مسکو، درگیریهای منطقهای فرصتی برای ارزیابی قدرت نظامی و تهاجمی آمریکا، بهویژه در مقایسه با نبرد اوکراین و برای چین، ماهیت یک «فرصت مطالعاتی» برای نبردهای آتی محسوب میشود. روسیه از حامیان سرسخت ایران دراینمیان بوده است. چین نیز تلاش کرده است تا ثبات اقتصادی را دنبال کند و به عنوان تضمینکننده یک توافق احتمالی یا کانال میانجیگری عمل کند؛ امری که در ادبیات پکن و حتی مسکو مشهود است.
روسیه نیز تمایل دارد در قامت یک میانجی بین ایران و آمریکا ایفای نقش کند، هرچند جنگ اوکراین و درگیریهای چین، محدودیتهایی را برای این نقشآفرینی ایجاد کرده است. شرکای شرقی چین و روسیه که شامل کشورهای متعددی میشوند نیز در تلاشاند مانع از ازسرگیری جنگ بزرگ در منطقه شوند. نباید فراموش کرد که چین منافع راهبردی کلانی در منطقه دارد؛ این کشور در ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایهگذاریهای مادی و مالی هنگفتی انجام داده و همچنین مشتری نفت خاورمیانه است.
درنهایت، قدرتهای شرقی، در فضای حاکم بر روابط بینالملل، از فرسایش قدرت آمریکا سود میبرند. در مقابل، اروپاییها تلاش کردهاند فاصله خود را با منطقه حفظ کنند و برخلاف آنچه دونالد ترامپ در ساختار ناتو قلمداد میکند، فاصله خود را از ورود به جنگ با ایران حفظ کردهاند. در پاسخ به فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا، ایران بهسمت افزایش فشار بر واشنگتن حرکت میکند. گزینههای سیاست خارجی ایران در چند حوزه ویژه قابل طبقهبندی است.
مشارکت راهبردی با شرکای شرقی؛ سفر مقامات ایرانی به مسکو و پکن نشاندهنده تلاش ایران برای دنبالکردن یک مشارکت راهبردی ویژه با شرکای شرقی خود در تقابل با آمریکاست. همکاریهای نظامی، اقتصادی و امنیتی با این کشورها ادامه دارد. فشار اقتصادی و لجستیکی، فشارهایی که ایران در تنگه هرمز بر طرف آمریکایی وارد میکند و نیز تعرفههای وضعشده آمریکا را در حوزههای اقتصادی، امنیتی و لجستیکی درمعرض فشار سختی قرار داده است.
فعالسازی محور مقاومت؛ فعالشدن گسل محور مقاومت، مبتنی بر نفوذ منطقهای ایران، میتواند برای آمریکا دردسرساز باشد. تهران بر اساس دکترین بالانس رفتار میکند و با آمریکاییها به صورت متوازن تعامل دارد. فعلوانفعالات در کشورهای متحد منطقهای ایران، گروههای همسو و همچنین تحولات در بابالمندب، همگی نشاندهنده این رفتار متوازن است.
دیپلماسی منطقهای؛ از طریق مذاکرات در اسلامآباد، ضمن حفظ فشار و تقابل در حوزههای سیاسی، عرصه متفاوتی را برای چانهزنی با طرف آمریکایی فراهم میسازد. ایران در مقابله با فشارهای آمریکا، بهدنبال مقاومت فعال و صبورانه است. تهران ضمن اتخاذ رویکردی متوازن و تقابل مستقیم، تلاش میکند هزینههای فشار را به طرف مقابل بازگرداند و سود حاصل از فشار علیه ایران را بهشدت کاهش دهد؛ اما همچنان فضای مذاکرات بهشدت با بیاعتمادی عمیق بین ایران و آمریکا همراه است.
از منظر رئالیسم، در دنیای ترامپ، گفتوگو و چانهزنی دیپلماتیک با او معنایی ندارد؛ بلکه شاهد یک رقابت و مبارزه کاملا متفاوت از آنچه ایران تاکنون تجربه کرده، هستیم. بزرگترین زخم در حوزه دیپلماسی با دونالد ترامپ، بیاعتباری امضای رئیسجمهور آمریکاست.