صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

تضادی باشکوه | پیوند سیاست و عرفان در غزلیات روح‌الله خمینی

  • کد خبر: ۴۱۹۳۷۵
  • ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۲
در میان انبوه نوشته‌های فقهی و سخنرانی‌های انقلابی، دیوان شعر امام خمینی (ره) همچون صدایی متفاوت و لطیف طنین‌انداز شده است. این اشعار که ریشه در سنت عرفانی حافظ و مولانا دارد، نشان می‌دهد که عرفان او نه گوشه‌نشینی در انزوا، که حضورِعاشقانه در متن پرهیاهوی زندگی بوده است.

به گزارش شهرآرانیوز، کمتر کسی تصور می‌کرد مردی که نامش با انقلاب، مبارزه و رهبری گره خورده است، در خلوت خود غزل‌هایی بسراید که پر از «می»، «ساقی»، «خرابات» و «زلف یار» باشد. سال‌ها تصویر عمومی از امام خمینی، تصویر یک رهبر سیاسی و مرجع دینی بود؛ اما انتشار دیوان اشعار او، چهره دیگری را نیز به مخاطبان نشان داد؛ چهره شاعری که جهان را از دریچه عشق و عرفان می‌دید.

در نگاه نخست، شاید خواندن بعضی از شعر‌های امام برای بسیاری غافلگیرکننده باشد. چگونه ممکن است فقیهی نامدار و رهبر یک انقلاب، چنین سخن بگوید:

«من به خال لبت‌ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم».

اما برای کسانی که با سنت شعر عرفانی فارسی آشنا هستند، این زبان چندان عجیب نیست.

شعر امام خمینی از همان رودخانه‌ای سیراب می‌شود که حافظ، مولانا و عطار از آن نوشیده‌اند. در غزل‌های او نیز واژه‌هایی مانند می، ساقی، پیر مغان و خرابات حضور دارند؛ واژه‌هایی که در ظاهر رنگ و بوی دنیایی دارند، اما در ادبیات عرفانی نشانه‌های سلوک و دلدادگی‌اند.

او حتی گاهی چنان به حافظ نزدیک می‌شود که خواننده ناخودآگاه به یاد لسان‌الغیب می‌افتد:

«بگذار تا به حال خود افتان و خیز خویش

با زلف یار بگذرانم شب دراز را»

در این شعرها، امام بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک عاشق است؛ عاشقی که از فراق می‌گوید، از شوق وصال سخن می‌گوید و از درد دوری می‌نالد.

اما دنیای شعر امام فقط دنیای عشق نیست. در لایه‌ای دیگر، نوعی اعتراض و نقد نیز دیده می‌شود. او مانند بسیاری از شاعران عارف، با ریاکاری و ظاهرپرستی سر سازگاری ندارد. بار‌ها از زاهدان ریاکار انتقاد می‌کند و در مقابل، از «رند» دفاع می‌کند؛ انسانی که شاید ظاهرش مطابق معیار‌های رایج نباشد، اما دلش از صداقت و عشق لبریز است.

همین ویژگی باعث شده است برخی پژوهشگران از «رندی» و «ملامت‌گری» به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر شعر امام یاد کنند. در این نگاه، شاعر می‌خواهد نقاب‌ها را کنار بزند و حقیقت را بی‌واسطه ببیند؛ حتی اگر این حقیقت با پسند عمومی سازگار نباشد.

نکته مهم دیگر این است که عرفان امام خمینی، عرفان گوشه‌نشینی نیست. بسیاری از عارفان برای رسیدن به مقصود، خلوت و انزوا را انتخاب می‌کردند؛ اما امام سال‌ها در متن جامعه حضور داشت. او همزمان که به سیاست، مبارزه و مسائل اجتماعی می‌اندیشید، جهان عرفانی خود را نیز حفظ کرده بود. به همین دلیل در شعرهایش، عرفان از زندگی جدا نیست.

در میان انبوه نوشته‌ها، سخنرانی‌ها و آثار فقهی و فلسفی امام خمینی، دیوان شعر او شاید بیش از هر چیز یادآور این حقیقت باشد که پشت چهره رهبر انقلاب، انسانی ایستاده بود که جهان را با زبان عشق نیز روایت می‌کرد؛ زبانی که هنوز پس از سال‌ها، برای بسیاری از مخاطبان تازگی و شگفتی دارد.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.