نگاه رهبر شهید و معظم انقلاب اسلامی به شخصیت حضرت امام خمینی (ره)، فراتر از احترام به یک شخصیت تاریخی است. این نگاه، ریشه در درک عمیق ایشان از امام بهمثابه یک «مکتب جامع» دارد؛ مکتبی که نهتنها بنیانگذار انقلاب اسلامی، بلکه درونمایه و شالوده حرکت کلان نظام جمهوری اسلامی به شمار میآید. تعابیر مکرر معظمله، از جمله هشدار نسبت به امام منهای خط امام، نشاندهنده دغدغه اصلی ایشان مبنی بر لزوم تبیین «خط امام» بهعنوان یک منظومه فکری، معرفتی و الگوی موفق در نظامسازی و حکمرانی است.
این خط فکری، حامل اندیشهها و راهبردهایی است که انقلاب را به پیروزی رسانده و حرکت جامعه اسلامی را شکل داده است. برایناساس، رهبر شهید و معظم انقلاب، یکی از اقدامات اصلی خود در دوران رهبری و زعامت نظام اسلامی را، تلاش مستمر برای تبیین و تشریح ابعاد گوناگون مکتب فکری و عملی حضرت امامخمینی (ره) قرار دادهاند.
سخنرانیهای متعدد و مستمر ایشان در سالهای گذشته در سالگرد ارتحال بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی گواه بر این مدعاست؛ این سخنرانیها، هرچند بهصورت سالانه ایراد میشدند، اما هر کدام به تشریح بخشی از ابعاد مکتب امام پرداخته و در واقع، تداومبخش همان جهاد تبیینِ پردامنه حضرت امامخمینی (ره) بودهاند.
علاوهبراین، پیامهای متعددی که از سوی رهبر معظم انقلاب منتشر شده است، ازجمله «منشور معارف انقلاب اسلامی» که در اولین سالگرد ارتحال امام صادر شد، بهعنوان اسناد راهنما و چراغ هدایت، محتوای خط امام و مبانی بنیادین انقلاب اسلامی را برای مخاطبان روشن میسازند.
این منشورها، ضمن تبیین وجوه فکری و الگوی حکمرانی امام، به تشریح ابعاد شخصیتی، سیره اخلاقی، سیره سیاسی و شیوههای حکمرانی ایشان نیز پرداختهاند. نکته دوم و بسیار حائزاهمیت، انطباق حداکثری سیره مدیریتی و تصمیمگیریهای رهبر معظم انقلاب با «خط امام» در تمامی سالهای رهبری ایشان است. از منظر معظمله، پایبندی به خط فکری و عملی امام، تنهاراه مصونماندن نظام اسلامی از انحراف، استحاله و فراموشی آرمانهای بلند انقلاب اسلامی است.
ایشان معتقدند که اگر نظام اسلامی میخواهد هویت انقلابی خود را حفظ کند و از مسیر اصلی خود منحرف نشود، باید همواره به خط امام وفادار بماند. این رویکرد، در بزنگاههای حساس تاریخی، منجر به مواجهه و چالش میان رهبر معظم انقلاب و برخی جریانهای سیاسی شده است؛ جریانهایی که با نگاهی تقلیلگرایانه معتقد بودند اندیشههای امام خمینی (ره) و الگوی حکمرانی ایشان مربوط به دورهای خاص بوده و باید از آن عبور کرد.
برخی از این جریانات حتی پا را فراتر گذاشته و بهدنبال طرح «امام منهای امام» بودند؛ یعنی امام را صرفا به عنوان یک شخصیت تاریخی محترم میدانستند، اما خط فکری و راهبردهای عملیاتی ایشان را برای اداره جامعه در دوران پس از ارتحال، کارآمد نمیدانستند. در مقابل این جریانات، رهبر شهید انقلاب همواره بر ضرورت حفظ و تقویت پیوستگی فکری، عملی و سبک حکمرانی امام تأکید ورزیده و این پیوستگی را ضامن بقای انقلاب و نظام و قدرتمندشدن ایران اسلامی دانستند.
اصول بنیادینی، چون عدالت اجتماعی، مبارزه قاطع با اسلام آمریکایی و التقاطی، ایستادگی دربرابر استکبار جهانی و نظام سلطه، توجه ویژه به طبقات مستضعف و محروم جامعه، تلاش برای تحقق «حیات طیبه» و پیادهسازی احکام شریعت اسلامی در سطح جامعه، ازجملهشاخصهایی هستند که ازسوی حضرت امام خمینی (ره) مطرح شدند و در طول سالهای زعامت و رهبری حضرت آیتا... خامنهای به عنوان اصول ثابت فکری و مدیریتی ایشان، محور فعالیتها و تصمیمگیریها قرار گرفتهاند.
میتوان گفت یکی از برجستهترین دستاوردهای دوران رهبری حضرت آیتا... العظمی شهید خامنهای، زندهنگهداشتن، فعالنگهداشتن و بازتولید اندیشهها و اصول حکمرانی حضرت امام خمینی (ره) در مقیاس کلان حکمرانی اسلامی و انقلابی بوده است.
این پایبندیِ مستمر و هوشمندانه، نظام جمهوری اسلامی را قادر ساخته است تا حداکثر انطباق را با آرمانهای بنیانگذار خود حفظ کند و از چارچوبهای انقلابی فاصله نگیرد؛ بهگونهایکه نظام، دچار انحراف یا استحاله نشود و خط حرکت مستقیم و بدون انحراف خود را تداوم بخشد.
این واقعیت که امروز، پس از گذشت نزدیک به نیمقرن از پیروزی انقلاب و طی سالهای متمادی از رحلت حضرت امام خمینی (ره)، نسل جوان ما و بسیاری از اقشار جامعه، آرمانهای امام را بهخوبی میشناسند، مطالبه میکنند و به آن دل بستهاند، قطعا نتیجه مستقیم و بیبدیل رهبری، هدایتگری و تلاشهای بیوقفه رهبر شهید انقلاب است. این میراث گرانبها، گواه پیوند عمیق فکری و روحی میان امام و خلف صالح ایشان است.