واقعه عاشورا، فراتر از یک رویداد تاریخی و آیینی، آینهای تمامنما از حقیقتِ «سیاست» و «حکمرانی» است؛ واقعیتی که رهبر شهید انقلاب همواره بر آن انگشت گذاشته و از ما خواستهاند تا درسها و عبرتهای آن را در عرصه کنش سیاسی امروزمان بازخوانی کنیم.
در نگاه ایشان، عاشورا صرفا صحنه نبرد میان حق و باطل در چهارده قرن پیش نیست، بلکه معیاری است برای سنجش صداقت سیاسی، وفاداری به آرمانها و عمق معنویت در رفتار مسئولان و جامعه. محور اصلی که در بیانات رهبر شهید انقلاب به آن پرداخته شده، این است که نباید عاشورا را تنها با عواطف و احساسات درآمیخت، بلکه باید آن را با «نگاه درس و عبرت تاریخی» به عرصه سیاست و مدیریت امروز آورد.
سؤال بنیادین این است: چه شد که جامعهای که از سرچشمه اسلام ناب تغذیه میشد، در عرض چند دهه، مسیری انحرافی را در پیش گرفت و به جایی رسید که فرزند پیامبر (ص) را به شهادت رساند؟ پاسخ، در غلبه «دنیاطلبی» بر «آرمانخواهی» و «تکلیفمداری» نهفته است. انحراف صدر اسلام، نتیجه فاصلهگرفتن از روح حقیقی اسلام بود؛ همان روحی که بر عدالت، معنویت، عبودیت و ایستادگی دربرابر ظلم بنا شده بود.
وقتی رفاهزدگی، حب جاه و مقام و مالدوستی بر روحیه مسئولیتپذیری، ایثار و حقجویی غلبه کند، جامعه «پوک» میشود؛ یعنی پوسته ظاهری دین را حفظ میکند، اما محتوای اصلی آن را از دست میدهد. این همان درسی است که امروز در عرصه «رفتارهای سیاسی» باید بهدقت به آن توجه کنیم. در هر نظامی، بهویژه نظامهای برخاسته از انقلاب، این خطر وجود دارد که با گذشت زمان و نهادینهشدن ساختارها، «روحیه انقلابی» و «آرمانخواهی» کمرنگ شود.
سازندگی، پیشرفت اقتصادی، توسعه زیرساختها و تأمین رفاه عمومی، اهداف ارزشمندی هستند، اما اگر این اهداف، جایگزین آرمانهای اصیل «عدالتخواهی»، «معنویتطلبی» و «ایستادگی دربرابر مستکبران» شوند، انحراف رخ داده است. انقلاب اسلامی، در دوران دفاع مقدس، اوج تجلی روحیه بسیجی، جهاد، ایثار و معنویت بود؛ اما پس از جنگ، در دوران سازندگی، این دغدغه همواره وجود داشت که مبادا رویکرد «سازندگیمحور»، «آرمانمداری» را به حاشیه براند.
رهبر شهید انقلاب با تکیه بر درسهای عاشورا، پیوسته بر لزوم زندهنگهداشتن «روحیه تکلیفمدار» و «آرمانخواهی» در متن سیاستورزی و مدیریت کشور تأکید داشتند. ایشان هشدار دادند که اگر نخبگان، خواص و بدنه جامعه، این روحیه را کنار بگذارند و «دنیاطلبی» و «توجه به زخارف دنیوی» را بر «مسئولیتپذیری» و «عمل به تکلیف» ترجیح دهند، انحراف تاریخی، دوباره تکرار خواهد شد.
این یک اصل کلان در حکمرانی است که انقلاب وقتی به نظام تبدیل میشود، هم فرصت ساختن دارد و هم تهدید فراموشکردن روح آرمانخواهی در دل سازندگی و رفاه؛ مفاهیم و ارزشهای عاشورا، پاسخی روشن به این چالشهاست. «تکلیفمداری» یعنی ایستادگی بر حق، حتی اگر هزینه سنگین داشته باشد؛ همانطور که امام حسین (ع) تکلیف الهی خود را بر هر لذت و منفعت دنیوی ترجیح دادند.
«آرمانخواهی» یعنی پایبندی به ارزشهای متعالی مانند عدالت، عزت و استقلال و کوتاهنیامدن دربرابر ظلم و فساد؛ روحیهای که در دوران دفاع مقدس، ملت ما را دربرابر تمام دنیا بیمه کرد. «معنویت» نیز یعنی اتصال به منبع لایزال الهی که در بحرانیترین شرایط، یگانه تکیهگاه انسان و جامعه است.
مدیریت کلان ارزشی رهبر شهید انقلاب، در طول این سالها، تلاش کرده است تا این گفتمان مقاومت، اندیشه عدم سازش با ظالمان و ایستادگی دربرابر دنیاطلبان را زنده نگه دارد. این گفتمان، میراث گرانبهایی است که به نسلهای پس از انقلاب نیز منتقل شده است. وظیفه انقلابی و مکتبی ما، بهویژه خواص و نخبگان، این است که این خط اصیل را به نسلهای جدید منتقل کنیم و نگذاریم در هیاهوی «منافعطلبی» و «رفاهزدگی»، آرمانهای انقلاب و درسهای عاشورا به فراموشی سپرده شود.
عاشورا به ما میآموزد که در عرصه سیاسی، نباید فریبِ ظواهر و وعدههای دنیوی را خورد. باید همواره مراقب بود که «روحیه بسیجی»، «جهاد در راه حق»، «مسئولیتپذیری» و «آرمانخواهی»، در لایههای مدیریتی و اجتماعی ما، در حاشیه قرار نگیرد و «منفعتجویی» و «دنیاطلبی» غالب نشود. عاشورا، معیار سنجش صداقت در عمل سیاسی است؛ آنجا که انسانها در بزنگاهها، بین خواست خدا و خواست دنیا، یکی را برمیگزینند.
اگر امروز دولتمردان و بدنه جامعه، این معیار را در رفتار خود ملاک قرار دهند، آنگاه میتوان امیدوار بود که انحراف تاریخی تکرار نخواهد شد و جامعه اسلامی، در مسیر حق و عدالت، روبهجلو حرکت خواهد کرد. عاشورا، چراغراهی است برای حکمرانی در تراز انقلاب؛ حکمرانی که در آن، آرمانهای الهی، بر هر مصلحت دنیوی اولویت دارد.