پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، صرفا یک پیام مناسبتی یا تقدیر از ملت ایران نبود؛ بلکه مجموعهای از نکات راهبردی سیاسی، اجتماعی و امنیتی را در خود جای داده بود که هر یک میتواند نقشه راهی برای نخبگان، رسانهها و فعالان سیاسی کشور باشد. در میان محورهای متعدد این پیام، شاید مهمترین نکته، تبیین نسبت میان «وحدت ملی» و «نقد و مطالبهگری» باشد؛ نسبتی که در سالهای اخیر گاه دچار سوءبرداشت و حتی دوقطبیسازی شده است.
نخستین محور مهم پیام تأکید دوباره رهبر انقلاب بر عظمت و حماسیبودن مراسم تشییع و بدرقه شهدای اخیر، بهویژه حضور دههامیلیونی مردم در تهران، قم، مشهد و دیگرشهرها و همچنین تشییع باشکوه در عراق بود. تکرار این موضوع را نمیتوان صرفا یک قدردانی عمومی تلقی کرد.
این تأکید حامل یک دلالت سیاسی روشن است؛ اینکه این حضور کمنظیر، نشانه استمرار پیوند اعتقادی، انقلابی و هویتی ملت ایران با نظام اسلامی، ولایت فقیه و گفتمان مقاومت است. ازهمینرو، تجلیل رهبر انقلاب از این حضور مردمی، در حقیقت تجلیل از سرمایه اجتماعی و پشتوانه راهبردی جمهوری اسلامی است.
محور دوم پیام تبیین دوباره ماهیت غیرقابلاعتماد آمریکا بود. رهبر انقلاب با صراحت اعلام کردند که نقض توافق و آغاز دوباره جنگ، از سوی دولت آمریکا صورت گرفت و همین مسئله شاهدی دیگر بر غیرقابلاعتمادبودن دولت آمریکا و امضای رئیسجمهور این کشور است.
ملت ایران پیشازاین نیز چنینتجربهای را در ماجرای برجام پشتسر گذاشته است؛ توافقی که پس از سالها مذاکره، با خروج یکجانبه آمریکا بیاعتبار شد و تحریمها نهتنها کاهش نیافت، بلکه تشدید شد. در تجربه اخیر نیز همین الگو تکرار شد؛ پس از توافق میان رؤسای جمهور دو کشور، طرف آمریکایی به تعهدات خود پایبند نماند و با اقداماتی ازجمله تلاش برای تغییر وضعیت تنگه هرمز، عملا توافق را نقض کرد و زمینه شعلهورشدن دوباره درگیریها را فراهم ساخت.
ازهمینرو، رهبر معظم انقلاب با صراحت تلاش کردند روایت صحیح این رخداد را برای افکار عمومی تبیین کنند تا جای متهم و شاکی تغییر نکند. مسئول اصلی نقض توافق و جنگافروزی، دولت آمریکا و جریانهای جنگطلب هستند و نخبگان، رسانهها و فعالان سیاسی نیز باید مراقب باشند که افکار عمومی دچار اغتشاش مفهومی و جابهجایی روایت نشود.
اما مهمترین بخش پیام، به مسئله وحدت ملی اختصاص داشت. رهبر انقلاب بار دیگر بر ضرورت پرهیز از اختلاف، تنازع و دوقطبیسازی تأکید کردند؛ تأکیدی که نشان میدهد این موضوع همچنان یکی از مهمترین نیازهای کشور، بهویژه در موقعیت حساس کنونی است.
نکته قابلتوجه آن است که ایشان در کنار دعوت به وحدت، تصریح کردند که مسئولان سه قوه، دلسوز کشور هستند. این عبارت، صرفا یک توصیف اخلاقی نیست، بلکه نوع نگاه به مسئولان را نیز ترسیم میکند؛ بدینمعنا که نقد عملکرد مسئولان نباید بر پایه سوءظن، تخریب یا نفی انگیزههای آنان باشد، بلکه باید با پذیرش اصل دلسوزی و تعهد آنان، نقدی منصفانه، اصلاحگر و مسئولانه شکل گیرد.
در همین نقطه است که یکی از مهمترین سوءبرداشتهای فضای سیاسی کشور اصلاح میشود. در سالهای اخیر، گاهی چنین القا شده است که میان «حفظ وحدت» و «مطالبهگری» نوعی تعارض وجود دارد؛ عدهای به نام نقد، وحدت ملی را نادیده میگیرند و عدهای دیگر به بهانه حفظ وحدت، هرگونه نقد و مطالبه را برنمیتابند.
پیام رهبر انقلاب این دوگانه را بهطورکامل رد میکند. از نگاه ایشان، وحدت یک اصل بنیادین است؛ اما نقد خیرخواهانه، مطالبهگری مسئولانه و پیگیری تحقق مطالبات انقلاب نیز نهتنها با وحدت منافاتی ندارد، بلکه ظرفیتی ارزشمند برای پیشرفت کشور محسوب میشود. مسئله اصلی، شیوه نقد است، نه اصل نقد.
رهبر معظم انقلاب دراینزمینه دو معیار روشن ارائه کردند؛ نخست اینکه نقد و مطالبهگری نباید به ظلم بر اشخاص بینجامد و دوم اینکه نباید موجب خدشه به وحدت ملی و ایجاد شکاف و تنازع در جامعه شود؛ زیرا هرگونه اختلاف داخلی، نقطه ضعفی است که دشمن از آن بهره خواهد گرفت.
برایناساس، خیرخواهی، دغدغهمندی و مطالبهگری سرمایه کشور است، اما این سرمایه زمانی ارزشمند خواهد بود که در چارچوب انصاف، عدالت، پرهیز از تخریب و حفظ انسجام ملی به کار گرفته شود. این همان تعادلی است که رهبر معظم انقلاب میان نقد و وحدت برقرار کردهاند؛ تعادلی که میتواند بسیاری از منازعات فرسایشی فضای سیاسی را پایان دهد.
تحقق این راهبرد، البته نیازمند بازنگری همه جریانهای سیاسی در رفتار خود است. آن دسته که به نام وحدت، صدای نقد دلسوزانه را نادیده گرفتهاند، باید در رویکرد خود تجدیدنظر کنند و در مقابل، کسانی که در مسیر مطالبهگری، گاه به دوقطبیسازی، تخریب یا تشدید اختلافات دامن زدهاند نیز باید شیوههای خود را اصلاح کنند. اگر همه جریانها بهجای برداشتهای جناحی، خود پیام رهبر انقلاب را معیار عمل قرار دهند، میتوان انتظار داشت که انسجام ملی بیش ازپیش تقویت شود و ظرفیتهای بزرگی برای پیشبرد منافع کشور شکل گیرد.
رهبر انقلاب در فراز دیگری از پیام خود نیز بر حضور فعال مردم در میدان تأکید کردند؛ حضوری که در کنار اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان، میتواند یکی از مهمترین پشتوانههای تحقق منافع ملی باشد. همچنین هشدار صریح ایشان به دشمن درباره آمادگی جمهوری اسلامی برای پاسخهای غافلگیرکننده، حامل پیامی روشن در عرصه سیاسی و نظامی است؛ اینکه هرگونه محاسبه نادرست از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با هزینهای بهمراتب سنگینتر از گذشته مواجه خواهد شد.
مهمترین دستاورد این پیام را باید ایجاد تعادل میان مفاهیم کلیدی فضای سیاسی کشور دانست؛ تعادلی میان وحدت و مطالبهگری، همگرایی و نقد، اعتماد به مسئولان و نظارت بر عملکرد آنان، حضور مردم در میدان و اقتدار در برابر دشمن. این همان نقشه راهی است که اگر بهدرستی فهم و اجرا شود، میتواند سرمایه اجتماعی کشور را افزایش دهد و قدرت ملی ایران را در عرصههای داخلی و خارجی بیش از پیش تقویت کند.