صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

از برجام تا اسلام‌آباد؛ آیا ایران این بار قواعد بازی را تغییر داده است؟

  • کد خبر: ۴۲۴۴۶۷
  • ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۶
تفاهم اسلام‌آباد هنوز تحریم‌ها را برنداشته و پرونده اختلافات تهران و واشنگتن را نبسته است؛ اما آنچه این سند را به موضوعی قابل تأمل تبدیل می‌کند، تلاش برای بازتعریف سازوکار مذاکره میان دو طرف است. مرور مفاد منتشرشده از این تفاهم نشان می‌دهد ایران در پی آن بوده که تجربه‌های پرهزینه گذشته را به یک اصل عملیاتی تبدیل کند؛ اصلی که بر مبنای آن، هیچ تعهدی پیش از مشاهده اقدامات عینی و قابل راستی‌آزمایی طرف مقابل اجرایی نخواهد شد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در فضای سیاسی ایران، کمتر واژه‌ای به اندازه «اعتماد» در یک دهه گذشته محل مناقشه بوده است. از مذاکرات منتهی به برجام تا خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها، همواره این پرسش مطرح بوده که چگونه می‌توان با کشوری وارد مذاکره شد که سابقه‌ای طولانی در نقض تعهدات خود دارد. اکنون و پس از اعلام «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» میان ایران و آمریکا، به نظر می‌رسد تهران تلاش کرده است پاسخ خود به این پرسش را در قالب یک چارچوب جدید مذاکراتی ارائه کند؛ چارچوبی که به جای اعتمادسازی، بر راستی‌آزمایی و اقدام متقابل استوار شده است.

مطالعه مفاد منتشرشده از متن تبیینی تفاهم اسلام‌آباد نشان می‌دهد بخش مهمی از طراحی این توافق موقت، نه حول مسائل هسته‌ای، بلکه حول نحوه مواجهه با بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور شکل گرفته است. در واقع اگر برجام را توافقی بدانیم که بر پایه تعهدات حقوقی و تضمین‌های بین‌المللی بنا شده بود، تفاهم اسلام‌آباد تلاش کرده است ضمانت اجرایی خود را در «اقدامات عینی و قابل سنجش» جست‌وجو کند.

مذاکراتی که از دل جنگ بیرون آمد

یکی از ویژگی‌های قابل توجه تفاهم اسلام‌آباد آن است که برخلاف بسیاری از توافقات پیشین، در فضایی شکل گرفت که هنوز آثار رویارویی‌های نظامی و تنش‌های امنیتی در منطقه به طور کامل از میان نرفته است. در چنین شرایطی، هر دو طرف ناگزیر بودند علاوه بر مسائل دیپلماتیک، واقعیت‌های میدانی را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند.

روایت ارائه‌شده در متن تبیینی تفاهم بر این نکته تأکید دارد که روند مذاکرات نه در شرایط برتری یک‌طرفه آمریکا، بلکه در فضایی شکل گرفته که تهران آن را نتیجه مقاومت نظامی و انسجام داخلی می‌داند. صرف‌نظر از قضاوت درباره این روایت، آنچه اهمیت دارد این است که مذاکره‌کنندگان ایرانی تلاش کرده‌اند از همین برداشت برای تعریف قواعد جدید گفت‌وگو استفاده کنند.

به همین دلیل، نخستین ویژگی تفاهم اسلام‌آباد آن است که ایران حاضر نشده مذاکرات را بر مبنای تعهدات یک‌جانبه یا وعده‌های سیاسی آغاز کند. در عوض، مسیری طراحی شده که هر گام تهران به اجرای عملی تعهدات طرف مقابل گره خورده است.

چرا مذاکره مستقیم در کار نبود؟

یکی از نکات مهم تفاهم اسلام‌آباد، شیوه شکل‌گیری آن است. براساس توضیحات ارائه‌شده، متن توافق عمدتاً از طریق تبادل اسناد با میانجیگری پاکستان تنظیم شده و تنها یک نشست سه‌جانبه در اسلام‌آباد برگزار شده است.

این موضوع فراتر از یک انتخاب فنی است. در عرف دیپلماتیک، شکل مذاکرات خود حامل پیام سیاسی است. اصرار ایران بر استفاده از میانجی و پرهیز از مذاکرات مستقیم گسترده، نشان می‌دهد تهران همچنان سطح بی‌اعتمادی به واشنگتن را بالا ارزیابی می‌کند و مایل نیست روند گفت‌وگوها به گونه‌ای تصویر شود که گویی روابط دو کشور وارد مرحله‌ای عادی شده است.

از سوی دیگر، این شیوه به ایران امکان داده است تا بدون پرداخت هزینه‌های سیاسی ناشی از گفت‌وگوهای مستقیم، فرآیند مذاکره را مدیریت کند و در عین حال فشار افکار عمومی داخلی را نیز کاهش دهد.

«اقدام در برابر اقدام»؛ مهم‌ترین کلیدواژه تفاهم

شاید هیچ عبارتی به اندازه «اقدام در برابر اقدام» نتواند روح حاکم بر تفاهم اسلام‌آباد را توضیح دهد. این اصل که بارها در متن تبیینی مورد تأکید قرار گرفته، در واقع تلاشی برای پاسخ به تجربه تلخ خروج آمریکا از برجام است.

در تجربه برجام، ایران بخش عمده‌ای از تعهدات خود را اجرا کرد اما چند سال بعد با خروج دولت ترامپ از توافق و بازگشت تحریم‌ها مواجه شد. همین مسئله باعث شد در سال‌های بعد، مطالبه اصلی بسیاری از تصمیم‌گیران ایرانی نه دریافت تضمین‌های حقوقی، بلکه دریافت تضمین‌های عملی باشد.

بر همین اساس، در تفاهم اسلام‌آباد قرار نیست ایران صرفاً براساس وعده‌های آمریکا وارد مراحل بعدی شود. معیار اصلی، مشاهده اقدامات واقعی و قابل راستی‌آزمایی است؛ از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده گرفته تا تسهیل فروش نفت و کاهش محدودیت‌های اقتصادی.

به بیان دیگر، توافق جدید تلاش می‌کند هزینه بدعهدی احتمالی آمریکا را افزایش دهد و بخشی از منافع اقتصادی ایران را پیش از رسیدن به توافق نهایی محقق سازد.

نبرد بر سر یک واژه؛ غنی‌سازی

یکی از جالب‌ترین بخش‌های متن تبیینی، اشاره به تغییر عبارت «سرنوشت غنی‌سازی» به «موضوع غنی‌سازی» است؛ تغییری که شاید در نگاه اول صرفاً یک اصلاح ادبی به نظر برسد اما در ادبیات مذاکراتی اهمیت قابل توجهی دارد.

اگر مذاکرات حول «سرنوشت غنی‌سازی» شکل می‌گرفت، اصل وجود این برنامه می‌توانست محل بحث و تصمیم‌گیری قرار گیرد. اما هنگامی که عبارت «موضوع غنی‌سازی» جایگزین می‌شود، اصل برنامه به عنوان یک واقعیت موجود پذیرفته شده و مذاکره صرفاً درباره ابعاد، محدودیت‌ها، ترتیبات و سازوکارهای آن انجام خواهد شد.

در بسیاری از مذاکرات بین‌المللی، تغییر یک واژه می‌تواند نشانه تغییر رویکرد طرفین باشد. به همین دلیل است که مذاکره‌کنندگان معمولاً ساعت‌ها و گاه روزها درباره یک عبارت مشخص بحث می‌کنند.

در این مورد نیز به نظر می‌رسد تهران تلاش کرده است از تبدیل شدن اصل برنامه هسته‌ای به موضوع چانه‌زنی جلوگیری کند و دامنه مذاکرات را به نحوه اجرای آن محدود سازد.

مواد غنی‌شده؛ نقطه اختلاف قدیمی

موضوع مواد غنی‌شده نیز یکی دیگر از محورهای مهم تفاهم است. براساس روایت ارائه‌شده، آمریکا در مراحل اولیه خواستار خروج این مواد از خاک ایران بوده اما در نهایت این موضوع از دستورکار کنار گذاشته شده و بحث بر سر رقیق‌سازی مواد در داخل کشور قرار گرفته است.

اهمیت این مسئله در آن است که موضوع ذخایر غنی‌شده همواره یکی از اصلی‌ترین اختلافات میان تهران و واشنگتن بوده است. حفظ این مواد در داخل کشور از نگاه ایران به معنای حفظ بخشی از ظرفیت راهبردی برنامه هسته‌ای تلقی می‌شود و به همین دلیل طی سال‌های گذشته بارها بر آن تأکید شده است.

البته آنچه فعلاً مورد توافق قرار گرفته صرفاً تعیین دستورکار مذاکرات آینده است و هنوز درباره جزئیات فنی آن تصمیمی اتخاذ نشده است.

۶۰ روز سرنوشت‌ساز

بر اساس مفاد تفاهم، دو کشور وارد یک دوره زمانی ۶۰ روزه شده‌اند؛ دوره‌ای که قرار است در آن مذاکرات برای دستیابی به توافقی دائمی دنبال شود.

لغو تحریم‌ها، وضعیت برنامه هسته‌ای، مواد غنی‌شده، ترتیبات فنی و سازوکارهای نظارتی از جمله مهم‌ترین موضوعات این مرحله خواهند بود.

با این حال، تفاوت اصلی این دوره با مذاکرات پیشین آن است که برخی اقدامات اقتصادی آمریکا باید پیش از حصول توافق نهایی آغاز شود. این مسئله از نگاه طراحان تفاهم، راهی برای جلوگیری از تکرار تجربه‌هایی است که در آنها ایران امتیازاتی را واگذار کرد اما منافع اقتصادی وعده داده شده هرگز به طور کامل محقق نشد.

اسلام‌آباد؛ توافق یا آزمون؟

واقعیت آن است که تفاهم اسلام‌آباد هنوز یک توافق نهایی محسوب نمی‌شود. نه تحریم‌ها به طور کامل لغو شده‌اند، نه تکلیف مسائل هسته‌ای روشن شده و نه سازوکارهای دائمی همکاری میان دو کشور شکل گرفته است.

اما اهمیت این تفاهم در جای دیگری نهفته است؛ در تلاش برای تعریف قواعد جدید بازی.

آنچه از متن منتشرشده برمی‌آید این است که ایران کوشیده مذاکرات را از منطق «تعهد در برابر وعده» به منطق «اقدام در برابر اقدام» منتقل کند؛ تغییری که اگر در عمل نیز اجرا شود، می‌تواند مهم‌ترین تفاوت این روند با تجربه‌های گذشته باشد.

اینکه این مدل تا چه اندازه موفق خواهد بود، به رفتار طرفین در هفته‌های آینده بستگی دارد. اما آنچه امروز می‌توان گفت این است که اسلام‌آباد بیش از آنکه پایان یک مسیر باشد، آغاز آزمونی جدید برای سنجش امکان توافق میان دو دشمن دیرینه است؛ آزمونی که نتیجه آن نه در متن‌های دیپلماتیک، بلکه در میدان اجرا مشخص خواهد شد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.