صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

غفلت از ظرفیت دهه شصتی ها برای جبران کاهش فرزندآوری

  • کد خبر: ۴۲۶۷۹۷
  • ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
دهه شصتی ها پرجمعیت ترین نسل ایران هستند. برخی معتقدند از ظرفیت آن ها برای جبران کاهش موالید غفلت شده است و حالا فرصت چندانی هم ندارند.
فاطمه رافع
خبرنگار فاطمه رافع

به گزارش شهرآرانیوز؛ در میان هشدار‌های پی درپی درباره کاهش موالید و پیر شدن جمعیت، بحث درباره راهکار‌ها و ظرفیت‌های باقی مانده برای جبران این روند هم داغ است.

یکی از بحث‌هایی که مطرح می‌شود، توجه به دهه شصتی هاست؛ نسلی که برخی افراد آن را «نسل سوخته» می‌خوانند، اما شماری از کارشناسان آن را ظرفیتی جدی برای تقویت فرزندآوری می‌دانند؛ نسلی که سال هاست شرح حالش نه تنها در گزارش‌های جمعیت شناسی، بلکه در لطیفه ها، میم‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی نیز دست به دست می‌شود؛ نسلی که تجردش پرحاشیه، ازدواجش سخت و فرزندآوری اش، چالش برانگیز بوده است. 

برآورد‌ها نشان می‌دهد دهه شصتی‌ها حدود ۲۱درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و اگر فقط به متأهل‌های آن‌ها نگاه کنیم، با جمعیتی بیش از ۱۶میلیون نفر روبه رو هستیم؛ عددی که ممکن است برخی را به این گمان بیندازد که برای عبور از بحران فعلی، شاید بتوان به این نسل امید بست؛ البته بی تردید این دیدگاه، مخالفانی هم دارد؛ همان‌هایی که مداخله و سیاست گذاری مستقیم را بی اثر می‌دانند و معتقدند نخستین گام برای تشویق زوجین به فرزندآوری، تقویت امنیت اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی است.

فروکش یک موج جمعیتی

بر اساس سرشماری سال۱۳۹۵ مرکز آمار، دهه شصتی‌ها با ۱۶میلیون و۸۰۲هزار نفر، ۲۱درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. از میان متأهل‌های این نسل، ۳۷درصد یک فرزند، ۳۸درصد دو فرزند و تنها ۸درصد سه فرزند داشته‌اند؛ یعنی ساختار فرزندآوری آن‌ها بیشتر به تک فرزندی و دوفرزندی متمایل شده و چندفرزندی، برخلاف نسل‌های پیشین، به شدت کاهش یافته است.

خبرآنلاین نیز در گزارشی به نقل از مرکز آمار اعلام کرده است که ورود زنان بیست وپنج تا سی وچهارساله (بخش اصلی دهه شصتی) به سن باروری، موالید را از حدود ۲/۱ میلیون در سال۱۳۹۰ به ۵۷/۱ میلیون در ۱۳۹۵رساند و نرخ باروری کلی را به ۲/۲ فرزند افزایش داد. اما این افزایش، موقتی و صرفا ناشی از افزایش تعداد مادران بود؛ نه افزایش تمایل به فرزندآوری. 

از سال۱۳۹۴، با عبور بخشی از این گروه انبوه از سن باروری، سقوط آزاد موالید آغاز شد و در سال۱۳۹۸، تعداد ولادت‌ها نسبت به سال قبل بیش از ۱۷۰هزار نفر کاهش یافت. هرچند اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال های۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ توانست کمی شیب این کاهش را کندتر کند، هشدار‌ها همچنان ادامه دارد. 

علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، پیش‌تر تأکید کرده بود که ۶۰درصد زنان متأهل در بازه سنی ۳۵ تا ۵۰سال قرار دارند و به ویژه زنان دهه شصتی در آستانه خروج از سن باروری هستند. محمدجواد محمودی، رئیس کمیته مطالعات و پایش سیاست‌های جمعیتی، نیز گفته بود که شدت کاهش جمعیت در ایران، بسیار بیشتر از سایر کشورهاست و متولدان دهه۶۰ به تدریج از جرگه ازدواج و فرزندآوری خارج می‌شوند. این وضعیت، ریشه در سه دوره سیاست گذاری متفاوت دارد. 

در سال های۱۳۷۲ تا ۱۳۹۲، برنامه تنظیم خانواده با شعار کاهش موالید، دهه شصتی‌ها را به سمت تک فرزندی و دوفرزندی سوق داد. بین سال های۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰، با ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت در اردیبهشت۱۳۹۳، سیاست افزایش جمعیت جایگزین شد، اما حدود شش سال طول کشید تا این سیاست‌ها به قانون عملیاتی تبدیل شود. از سال۱۴۰۰ نیز قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به اجرا رسیده است، اما تمرکز اصلی آن بر زوج‌های جوان و تسهیلات ازدواج و مسکن است، نه بر نسلی که حالا بخش مهمی از آن، از میانه سن باروری عبور کرده است.

اقتصاد پایدار؛ زمینه‌ساز فرزندآوری

جعفر رئیسیان زاده، معاون خدمات اجتماعی بنیاد کرامت رضوی، جزو کارشناسانی است که با نگاهی فراتر از مشوق‌های اقتصادی به موضوع جمعیت نگاه می‌کند. او بر این باور است که موضوع اصلی در حوزه جمعیت، صرفا مشوق‌های اقتصادی نیست و هرچند این مشوق‌ها بی تأثیر نیستند، نمی‌توان آن‌ها را مؤثرترین عامل در تصمیم گیری برای فرزندآوری به شمار آورد.

به گفته او، تجربه نشان داده است که حتی در صورت اعطای مشوق‌های مالی، خانواده‌ها پیش از هر اقدامی، هزینه‌های واقعی فرزندآوری را با آن مشوق مقایسه می‌کنند. در بسیاری از مواقع، این هزینه‌ها چنان سنگین است که مشوق اندک، پاسخگوی نیاز‌ها نیست و عملا تأثیر خود را از دست می‌دهد. او تأکید می‌کند که نگاه اقتصادی صرف به فرزندآوری، رویکردی ناپایدار است. 

رئیسیان زاده معتقد است که شرایط اقتصادی پایدار، بستری مناسب برای تصمیم گیری خانواده‌ها فراهم می‌آورد؛ خانواده‌ها فارغ از بود یا نبود مشوق ها، براساس ارزیابی خود از وضعیت معیشتی، اقدام به فرزندآوری می‌کنند. هرچند تأمین نیاز‌های اولیه مانند پوشک، شیرخشک و سایر مایحتاج کودکان، می‌تواند تأثیر مثبتی داشته باشد، اما این اقدامات نیز به تنهایی نمی‌تواند انگیزه‌های اصلی فرزندآوری را شکل دهد. 

او بر ضرورت نهادینه سازی نگاه آینده نگرانه به فرزندآوری در سطح خانواده و جامعه تأکید می‌کند: «فرزند، نه یک هزینه، بلکه سرمایه‌ای راهبردی برای آینده خانواده و کشور محسوب می‌شود. جامعه‌ای که جمعیت جوان و پویا نداشته باشد، حتی با وجود ثروت‌های مادی، نمی‌تواند ازعهده تأمین نیاز‌های امنیتی، دفاعی و اجتماعی خود برآید؛ ثروت نمی‌تواند جایگزین نیروی انسانی متعهد و جوان برای حفاظت از سرزمین شود.» 

به گفته او، تا زمانی که نگاه خانواده‌ها به فرزند، نگاه هزینه‌ای و کوتاه مدت باشد، مشکل حل نمی‌شود. رئیسیان زاده با اشاره به نیاز‌های آینده کشور، می‌گوید: جامعه ایران در آینده، نیازمند نیروی متخصص، باهوش، مبتکر و مهارت محور است که این نیرو‌ها بی تردید از میان جمعیت جوان و پویا استخراج خواهند شد. 

او تأکید می‌کند که اکنون تصویر روشنی از بیست سال آینده کشور در حوزه جمعیت نداریم: «اگر وضعیت پیش رو را با همین روند کاهشی ترسیم کنیم، با چالش‌های جدی مواجه خواهیم شد؛ از ورشکستگی بیمه‌ها و تعطیلی تولیدات گرفته تا کاهش توان امنیتی و نظامی کشور. زمانی که در همسایگی ما کشور‌هایی با جمعیت بیش از ۳۰۰ تا ۴۰۰میلیون نفر قرار دارند، این خود به یک عامل امنیتی تبدیل می‌شود.»

دهه شصتی‌ها، در حال خروج از چرخه باروری

معاون خدمات اجتماعی بنیاد کرامت رضوی با اشاره به تغییرات نرخ باروری در ایران، می‌گوید: در ابتدای انقلاب و طی دهه۶۰، ضریب فرزندآوری در خانواده‌ها بیش از ۶فرزند بود، اما امروز این ضریب به ۶/۱ فرزند رسیده که کمتر از سطح جانشینی است.

رئیسیان زاده هشدار می‌دهد که جمعیت مولد دهه شصتی در حال خروج از چرخه باروری است: «طی سه تا چهار سال آینده، باروری زنان دهه شصتی به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و عملا از چرخه خارج خواهند شد. جمعیت مستعد باروری در این نسل حدود ۱۰میلیون نفر برآورد می‌شود. اگر بتوانیم همین جمعیت را ترغیب کنیم که یک فرزند دیگر به فرزندان خود اضافه کنند، پس از حدود یک سال، ۱۰میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده خواهد شد. اما اگر این پنجره چهارساله را از دست بدهیم، با جمعیت دهه هفتادی مواجه خواهیم شد که جمعیت باروری آن حدود ۶میلیون نفر است؛ یعنی تقریبا نصف این ظرفیت.»

«بیشتر دهه شصتی‌ها متأهل هستند و بسیاری از آن ها، بحران طلاق را نیز پشت سر گذاشته‌اند؛ زیرا اغلب طلاق‌ها در پنج سال اول ازدواج رخ می‌دهد و آن‌ها از این مرحله عبور کرده‌اند. همچنین، زنان این نسل حداقل یک یا دو نوبت تجربه بارداری و زایمان داشته‌اند و ترس‌های مرتبط با آن، برایشان کاهش یافته است. این گروه، جامع اندیش‌ترین و مستدل‌ترین گروه برای گفت‌و‌گو درباره فرزندآوری هستند.»

او با بیان این مطلب، به میانگین پنج تا هفت سال فاصله ازدواج تا تولد فرزند اول در زوج‌های دهه هفتادی به بعد اشاره می‌کند و‌ می‌گوید: دهه شصتی‌ها تمام این مراحل را پشت سر گذاشته‌اند و‌ می‌توانند با اقدام به فرزندآوری، به سریع‌ترین شکل ممکن به افزایش جمعیت کمک کنند. 

رئیسیان زاده درباره مشوق‌های اقتصادی، بر پوشش هزینه‌های اولیه تأکید می‌کند. به گفته او، بیشتر خانواده‌های پرجمعیت در ایران جزو دهک‌های کم درآمد هستند و خانواده‌های مرفه، کمتر به فرزندآوری روی آورده‌اند. آنچه بیشتر خانواده‌ها را به محاسبه و تسلیم وامی دارد، هزینه‌های بارداری، زایمان و دو سال اول تولد فرزند است؛ نیاز‌هایی مانند پوشک، شیرخشک و سایر نیاز‌های ثابت. 

دولت می‌تواند این هزینه‌ها را برای دهک‌های ۱ تا ۵از طریق بیمه‌ها تأمین کند و بسته حمایتی حدود ۵۰ تا ۱۰۰میلیون تومانی در دو سال اول، راهگشا خواهد بود. یکی از مسائلی که این کارشناس به آن اشاره می‌کند، تغییر نگاه به نقش مادری است: «ارزش گذاری اجتماعی برای نقش‌های شغلی و مدیریتی زنان، به مراتب بیش از نقش مادری است. این نگاه که ریشه در الگو‌های غیربومی دارد، باعث شده است ارزش مادری تحت الشعاع قرار گیرد. 

تربیت نسل و مسیرآینده جامعه، معمولا به دست مادران رقم می‌خورد، اما به این نقش اساسی توجه کافی نمی‌شود. معرفی الگو‌های موفق از زنانی که هم در حوزه‌های تخصصی موفق هستند و هم فرزندآوری را تجربه کرده‌اند، می‌تواند ثابت کند که‌ می‌توان هم مادر بود و هم در عرصه اجتماعی موفق عمل کرد.»

شبکه‌های محلی؛ بازوی فراموش شده ترویج

رئیسیان زاده با اشاره به تجربه شبکه بهداشت در دوره کاهش جمعیت، می‌گوید: در دوره کاهش جمعیت، شبکه بهداشت و بستر‌های محلی، همگی در جهت کاهش موالید عمل کردند. اکنون باید دوباره از همان ظرفیت ها- یعنی محلات، مساجد و شبکه‌های بهداشت – برای ترویج فرزندآوری استفاده کنیم. باید به خانواده هایشان آگاهی دهیم که بیست سال آینده ایران و وضعیت خودشان، به افزایش نسل وابسته است.

او با اشاره به آمار سالانه ۵۰۰هزار سقط جنین، مداخلات محلی مانند مجموعه «نفس» را مؤثر می‌داند و‌ می‌گوید: گزارش‌های محلی حاکی از آن است که طی چند سال اخیر، این فعالیت‌ها توانسته است جان بسیاری از جنین‌ها را نجات دهد. این موضوع، به ویژه در ارتباط با دهه شصتی ها، می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

ضرورت اصلاح سیاست‌گذاری‌ها و توجه به ریشه‌ها

دکتر شهلا کاظمی پور، جمعیت شناس، اگرچه با رئیسیان زاده در ناکارآمدی مشوق‌های مالی به عنوان عامل اصلی فرزندآوری هم عقیده است، اما راه حل را نه در بسته‌های حمایتی هدفمند، که در اصلاح ریشه‌ای زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی می‌داند. او تکیه بر مشوق‌های مالی را نه تنها ناکارآمد، بلکه گاهی مضر می‌خواند و بر این باور است که مسئله اصلی، نه کمبود وام و امتیاز، که نبود امنیت و ثبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است؛ عواملی که تصمیم به فرزندآوری را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

او برای توضیح وضعیت موجود، به آمار ثبت احوال در سال۱۴۰۳اشاره می‌کند؛ آماری که در آن در گروه‌های سنی ۳۵ تا ۳۹سال و ۴۰ تا ۴۴سال –یعنی همان متولدان دهه شصت – حدود ۸میلیون و۲۰۰هزار زن حضور دارند. از این تعداد، حدود ۷میلیون نفر متأهل و یک میلیون و۲۰۰هزار نفر مجرد هستند. 

در میان مردان نیز جمعیتی تقریبا معادل ۸میلیون و ۲۰۰ هزار نفر وجود دارد که حدود ۷۰درصد آن‌ها – نزدیک به ۶میلیون نفر– متأهل و بیش از ۲میلیون نفر نیز مجرد هستند. این پژوهشگر حوزه جمعیت شناسی با اشاره به کاهش نرخ باروری در کشور، می‌گوید: در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان صرفا با سیاست‌های تشویقی مستقیم، انتظار تغییر رفتار دهه شصتی‌ها را داشت؛ زیرا الگوی فرزندآوری درمیان این خانواده‌ها تا حد زیادی تثبیت شده است و بسیاری از آن‌ها به یک یا دو فرزند اکتفا کرده‌اند. 

او در عین حال به ظرفیت محدود باقی مانده در این نسل اشاره می‌کند و‌ می‌گوید: حدود ۵/۳ میلیون زن متأهل در گروه سنی ۳۵ تا ۳۹سال قرار دارند که هنوز شانس فرزندآوری بالاتری دارند و‌ می‌توانند –دست کم در سطح بالقوه – فرزند دیگری داشته باشند. با این حال، این «توان» لزوما به «تصمیم» تبدیل نمی‌شود؛ تفاوتی مهم که او را از نگاه خوش بینانه‌تر رئیسیان زاده درباره ظرفیت ۱۰میلیون نفری دهه شصتی متمایز می‌کند. 

به گفته او، در سیاست گذاری‌های اخیر، ازجمله قانون «جوانی جمعیت»، تمرکز مشخصی بر نسل دهه شصت وجود ندارد. سیاست‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تفاوتی میان افراد در سنین مختلف، مثلا سی ساله و چهل ساله، قائل نمی‌شوند. کاظمی پور تعیین مشوق‌های مالی مستقیم برای فرزندآوری را ناکارآمد می‌داند و برخلاف رئیسیان زاده که بسته حمایتی ۵۰ تا ۱۰۰میلیون تومانی را راهگشا می‌داند، معتقد است: «هر جا دولت‌ها وارد می‌شوند، مردم مقاومت می‌کنند.» 

او توضیح می‌دهد که البته این مسئله، محدود به ایران نیست و در بسیاری از کشور‌ها نیز دیده می‌شود؛ به ویژه زمانی که نارضایتی از عملکرد دولت‌ها وجود دارد، این نارضایتی به سیاست‌های جمعیتی هم سرایت می‌کند. از نگاه او، راه حل نه در تشویق مستقیم، بلکه در اصلاح زمینه هاست: «دلیل اصلی کاهش باروری در ایران، بیش از هر چیز، نبود امنیت اقتصادی است. درکنار آن، ناامنی‌های اجتماعی و فرهنگی و نبود ثبات، تصمیم گیری برای فرزندآوری را دشوار می‌کند. 

در چنین شرایطی، پرداخت وام یا ارائه امتیازات مالی، بدون حل این مسائل، نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تضعیف بیشتر اقتصاد و افزایش تورم منجر شود.» او در اینجا با رئیسیان زاده در باب «اهمیت امنیت اقتصادی» دارای اشتراک نظر است، اما در «نحوه مواجهه با آن» اختلاف نظر جدی دارد؛ جایی که رئیسیان زاده بر مشوق‌های هدفمند تأکید دارد، کاظمی پور اصلاح ساختاری را شرط اول می‌داند.

فاصله آرزو تا واقعیت

این جمعیت شناس به نتایج پژوهشی با موضوع «نیاز برآورده نشده» اشاره می‌کند؛ پژوهشی که نشان می‌دهد میان تعداد فرزندان مطلوب و تعداد فرزندان واقعی، فاصله وجود دارد؛ بر اساس یافته‌های این پژوهش، بسیاری از زنان دهه شصتی که بدون فرزند هستند یا یک فرزند دارند، به داشتن دو فرزند تمایل دارند، اما به گفته خودشان، شرایط اقتصادی، اجتماعی و حتی آموزشی، مانع تحقق این خواسته شده است.

کاظمی پور در ادامه، با نگاهی بلندمدت تر، به تجربه زیسته نسل دهه شصتی اشاره می‌کند؛ نسلی که در دهه اول انقلاب، سالانه حدود ۲ میلیون تولد را رقم زده است و از همان ابتدا با محدودیت‌های مختلف- از کمبود مهدکودک و شیرخشک گرفته تا تنگنا‌های آموزشی، مسکن و اشتغال- مواجه بوده است. این روند اکنون به مرحله دیگری رسیده و آن، مسئله سالمندی این جمعیت پرشمار است.

او هشدار می‌دهد که دهه شصتی‌ها در سال‌های آینده، به دلیل تعداد زیادشان، موجب تورم در بالای هرم جمعیتی خواهند شد و اگر از حالا برای این وضعیت برنامه ریزی نشود، کشور با چالش‌های جدی در حوزه سالمندی مواجه خواهد شد. کاظمی پور تأکید می‌کند که اگرچه افزایش فرزندآوری درمیان دهه شصتی ها- البته در حد ظرفیت باقی مانده است- می‌تواند مفید باشد، اما نباید از دغدغه اصلی این نسل غفلت کرد؛ یعنی لزوم بهبود کیفیت زندگی همین جمعیت.

پیش‌بینی نوشدارو پیش از مرگ سهراب

نفس‌های ظرفیت فرزندآوری دهه شصتی‌ها در حال شمارش است؛ فرصتی که اگر سیاست گذاران برای آن برنامه‌ای مشخص و فوری نداشته باشند، برای همیشه از دست خواهد رفت. برای استفاده از ظرفیت این نسل، باید از مشوق‌های کلی فراتر رفت و به سمت حمایت‌های هدفمند برای ازدواج زودهنگام، فرزندآوری فوری، درمان ناباروری و کمک‌های اقتصادی و مسکن برای زوج‌های دهه شصتی حرکت کرد؛ در غیر این صورت، نسلی که‌ می‌تواند جلوی بخشی از سقوط موالید را بگیرد، از چرخه اثرگذاری خارج خواهد شد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.