صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

از «لاله مرزبان» تا لاله‌های مرزبان

  • کد خبر: ۴۴۵۱۶۶
  • ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۴
کاش لاله مرزبان از لاله‌های مرزبان هم حرفی می‌زد. از میناب و لامرد تا دنا و هزاران شهید هموطنش. دفاع از میهن هنری شرافتمندانه است؛ کاش هنرمندان ایرانی در این حوزه هم هنرمند باشند.

تصاویر غرورانگیزی بود. حوالی شنبه‌شب بود که باخبر شدم «لاله مرزبان» از ایرانمان در هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز به‌عنوان بهترین بازیگر زن در بخش افق نو برگزیده شده است. دیدم که نامش را خواندند، به بالای جایگاه رفت، جایزه‌اش را گرفت و پشت تریبون ایستاد. مشتاقانه میخکوب شدم ببینم این بانوی هموطنم پشت میکروفون چه می‌گوید. می‌خواستم ببینم از بین سوگنامه میناب، جنایت لامرد، قتل‌عام قهرمانان دنا، بمباران پایتخت، شهادت پدر امت و تحریم‌های ناجوانمردانه اقتصادی، تیر سخنش را به زهر کدام موضوع آغشته می‌کند و چگونه قلب دشمن را نشانه می‌رود.

«این جایزه واقعاً سنگین است. راستش من نمیتوانم این لحظه را باور کنم. حقیقتاً رؤیایی است که به واقعیت تبدیل شده. اول از همه از خدا بابت این لحظه شگفت‌انگیز تشکر میکنم، از هیئت داوران و جشنواره فیلم ونیز تشکر میکنم که این افتخار را به من دادند. از محسن قرایی تشکر می‌کنم که این فیلم شگفت‌انگیز را ساخته. ممنون از تهیه‌کنندگان، بازیگران و عوامل فوق‌العاده فیلم. درنهایت مایلم اشاره کنم به مردم سرزمینم، ایران که درحال زندگی در سخت‌ترین و بی‌سابقه‌ترین فشار‌ها هستند. مایلم این جایزه را به زنان کشورم تقدیم کنم که بالاترین هزینه‌ها را برای کوچکترین آزادی‌ها پرداخت کرده‌اند. امروز بیش از همیشه، رویاهایشان، شجاعتشان و امیدشان را با خود حمل می‌کنند. باور دارم یک روز رؤیایمان برای همه ما مردم به واقعیت تبدیل خواهد شد.»

حیرت کردم. همین؟ سخت‌ترین و بی‌سابقه‌ترین فشار‌ها را چه کسی بر ملت ما تحمیل کرده است؟ بالاترین هزینه برای کوچکترین آزادی زنان، غیر از قتل‌عام دختران دانش‌آموز میناب است که حیات، آرامش، صلح و تحصیل حقشان بود؟ عالی‌ترین رؤیایی که باید به واقعیت تبدیل شود، غیر از استقلال و امنیت میهن است؟

کاش لاله مرزبان از لاله‌های مرزبان هم حرفی می‌زد. از هزاران جوانی که در دفاع از وطن به خون غلتیدند. از ۱۵۶ شهید جاویدنام مدرسه میناب، از بمب‌های خوشه‌ای که پیکر لامردی‌ها را پاره پاره کرد، از ۱۰۴ قهرمان ناوشکن دنا، از خانه‌هایی که در پایتخت و شهر‌های ایران ویران شد، از داروی تحریم‌شده کودکان پروانه‌ای و هزار جنایت کوچک و بزرگی که وحشی‌ترین حیوانات ناطق زمین بر مردم ما تحمیل کردند.

فعلاً کاری نداریم که برای اصل فیلم چه حقه‌هایی سوار شده است. کاری نداریم در ایران آن را به نام «مراقب» ساختند و در جشنواره جهانی با نام «خانه درحال سقوط» (Falling house) ارائه‌اش کردند. کاری نداریم که فیلمنامه جعلی ارائه کردند و فیلمنامه دیگری را ساختند. کاری نداریم که پدر رشید ایرانی را «زندانبان» خانه معرفی کردند و خانواده نجیب ایرانی را گرفتار، بحران‌زده و درحال فروپاشی نشان دادند. سقوط کند خانه آنهایی که هزار رنگ و لعاب می‌پوشند، اما وطن را سیاه نشان می‌دهند!

در دنیایی که سینمایش هم به تأسی از انسان‌ها بیدار شده، «مارک روفالو» آمریکایی و «خاویر باردم» اسپانیایی از قلب هالیوودش ندای حمایت از فلسطینیان سر می‌دهند، «لیام کانینگهام» ایرلندی در کاروان صمودش توسط صهیونیست‌ها دستگیر می‌شود و حتی در همین جشنواره ونیز، مستند انگلیسی «نازا» درباره جنایات صهیونیست‌ها در غزه برنده جایزه ویژه هیئت داوران می‌شود، واقعاً چرا سلبریتی ایرانی هنوز جرئت نمی‌کند از ظلم قدرت‌های سیاسی علیه مردمش بگوید؟ بحث شجاعت نیست، بحث شرافت است. دفاع از وطن و یادکردن از لاله‌های مرزبان، هنری شرافتمندانه است؛ کاش هنرمندان ایرانی در این حوزه هم هنرمند باشند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.