به گزارش شهرآرانیوز؛ گرفتن نوبت فقط حضوری است؛ یعنی باوجود اینکه تماس میگیرید و ساعتی برای حضورتان در مطب مشخص میشود، باز هم باید حضوری نوبتتان قطعی شود، برای همین ازدحام بیشازحدتصوری در مطلب پزشک ایجاد شده است.
بیشتربودن تعداد بیماران از گنجایش اتاق انتظار هم سبب شده است تا تعدادی از بیماران راهروهای ساختمان را پر کنند و رفت وآمد زیادی در آن اطراف در جریان باشد. طبق معمول، پزشک با یکساعت تأخیر میآید و این موضوع بر کلافگی بیشتر بیماران میافزاید. منشی یکییکی نوبتها را میخواند و پیش از خروج بیمار قبلی، بیمار بعدی را داخل میفرستد؛ موضوعی که سبب آزردگی برخی بیماران میشود و درحد غرزدنی نمود پیدا میکند.
دراینبین بیماری از راه میرسد و منشی خارج از نوبت، با این توجیه که او از روز قبل نوبت گرفته است، میخواهد او را داخل بفرستد که صدای اعتراض مردی درمیآید. ظاهرا همراه همسرش از یکی از شهرستانهای اطراف به مشهد آمده و مدام نگران ساعت برگشتشان است؛ موضوعی که با بیتفاوتی منشی سبب عصبانیت بیشتر مرد و جروبحث و دستبهیقهشدنش با بیمار متخلف میشود. اتفاق سادهای که پای پلیس را هم به ماجرا باز میکند و پزشک مجبور میشود همه نوبتهای آن روز را کنسل و مطب را تعطیل کند و کلی بیمار با اعتراض آنجا را ترک کنند.
این ماجرای ساده که هفته پیش در یکی از مطبهای شلوغ شهرمان اتفاق افتاد، یک نمونه از اتفاقات بسیاری است که همه روزه در پیرامونمان رقم میخورد و ما خیلی ساده از کنار آنها عبور میکنیم؛ بدون آنکه به حق ضایعشده دیگران در آنها فکر کنیم. مسئلهای که تا دغدغه آن را نداشتهباشیم، اهمیتش برایمان مشخص نخواهدشد. موضوعی که ما هم امروز میخواهیم درحد یک تلنگر به آن بپردازیم و با بیان مثالهایی عینی درباره آن باهم حرف بزنیم.
اسمش بسیار شخصی است ولی درواقع، موضوعی گره خورده به روابط اجتماعی آدمهاست. درباره افرادی صحبت میکنیم که هیچ توجهی به نظافت و بهداشت شخصیشان ندارند. در گرمای تابستان وارد مکانی عمومی مانند اتوبوس و مترو میشوند و عرق تنشان بهشدت دیگران را آزار میدهد، با جوراب بدبو وارد مسجد میشوند و بقیه نمازگزاران را از رفتن به چنین مکانهای معنوی دلزده میکنند یا با ظاهری کثیف و شلخته در جامعه ظاهر میشوند و اسمش را سادگی میگذارند. رفتارهایی که مصداق واقعی از رعایت حقوق دیگران هستند و معمولا ناچیز و نادیده گرفته میشوند.
گاهی رفتارهای اشتباهی که از ما سر میزند فقط یک رفتار ساده با پیامدهای کوتاه مدت یا شخصی نیست و میتواند زمینه ترویج آن رفتار اشتباه را درجامعه فراهم کند. در اینجا با حق و حقوقی بزرگتر از حقالناس روبهرو هستیم، مانند ترویج پوششها و رفتارهای نامناسب درجامعه، چون خیلیها جرئت و جسارت انجام این خطا را درجامعه پس از همهگیر شدن آن اشتباه پیدا میکنند.
درواقع، این رفتارهای اشتباه حکم حلقههای یک زنجیر را دارند که هرفرد سبب اتصال نفر بعدی به آن زنجیره خواهد شد. گذشته از این مسئله موضوعی مانند بدپوششی پیامدهای منفی زیادی مانند ترویج بیبندوباری درجامعه و ازبین رفتن بنیان خانوادهها را هم بهدنبال دارد که مستقیم و غیرمستقیم همه ما با آن درگیریم و برای نسلها اثرش را بر زندگیمان لمس خواهیم کرد.
جامعه مکانی عمومی است، البته نه با این ذهنیت که هرکدام ما مالکیت بخشی از آن را داریم و میتوانیم در سهم خودمان هرکاری که دلمان بخواهد، انجام بدهیم. برای همین هررفتاری که این تصویر عمومی را مخدوش کند و سبب رنجش دیگران شود، تعدی به حق آنها هم محسوب میشود، مانند انداختن آب دهان و ادرار کردن کودکان کنار خیابان.
از کمبود سوخت که بگذریم، بحث آلودگی هوا معضل جدی است که نهتنها مردم یک کشور که همه ساکنان کره زمین را درگیر خودش کرده، بنابراین وقتی توصیه به استفاده از وسایل حملونقل عمومی میشود، صحبت از حق میلیاردها انسان برروی این کره خاکی است که بهدلایلی نادیده گرفته میشود، مانند حوصله استفاده نکردن از وسایل حملونقل عمومی، دیر رسیدن به محل کار و قرارهای روزانه، شلوغی و ازدحام وسایل حملونقل عمومی و تفریح و سرگرمی. بدتر اینکه وسیله شخصی ما معیوب هم باشد و سبب آلودگی بیشتر هوا شود. موضوعی که حتی توان مالی کم ما برای جایگزینی یا تعمیر آن وسیله تأثیری در حق تضییعشده از دیگران ندارد.
حق همسایه در تعاملات اجتماعی به قدری مهم و حساس است که گاهی از واژه ارث بردن برای همسایه استفاده میشود، بنابراین هررفتاری که خواسته یا ناخواسته سبب آزار همسایه مان شود، حقالناس محسوب میشود، مانند گذاشتن زبالهها مقابل در خانه همسایهها، ریختن مصالح یا زبالههای ساختمانی درکوچه و ایجاد راهبندان، بلندصحبت کردن با تلفن یا با دیگران در ساعتهای خواب و استراحت همسایهها، میهمانی گرفتن تا پاسی از شب و رفت وآمد زیاد در ساختمان، بلند کردن صدای موسیقی یا سروصدای زیاد در خانه و دعواهای خانوادگی و بههم زدن آرامش همسایهها. خیلی وقتها استفاده نادرست از اصطلاح «چهاردیواری اختیاری» همان مرز همسایهمداری و همسایهآزاری است.
به این آمارها توجه کنیم: دود قلیان و سیگار دومین عامل مرگومیر در دنیاست؛ نیمی از افراد سیگاری براثر استنشاق دودسیگار درنهایت جان خود را ازدست میدهند؛ از هر ششمرگ بر اثر استنشاق دودسیگار یک مرگ به افراد غیرسیگاری اختصاص دارد که در معرض دود دست دوم بودهاند؛ مواد سمی موجود در سیگار در بروز ۴۰ درصد سرطانها نقش دارد و. درحالی که آثار سوء هر نخ سیگار را باید ضربدر ۱۰۰ کرد تا به مضرات دود یک قلیان رسید.
اینها را گفتیم که بگوییم افراد سیگاری و قلیانی هم ظلم بزرگی درحق خودشان میکنند و هم حق دیگران را در این بین نادیده میگیرند، افرادی که متأسفانه جزو نزدیکان آنها هستند و بیشترین نشست و برخاست را با این افراد دارند. به این مسئله، موضوع الگوبرداری نوجوانان از این رفتار اشتباه و خودخواهانه را هم باید اضافه کرد که آثار و پیامدهای آن گاهی فقط به کشیدن سیگار و قلیان ختم نمیشود.
دسته بزرگی از اشتباهها و حقالناسهایی که ما مرتکب میشویم زبانی است که معمولا بهخاطر جنس نرمشان خیلی به چشم نمیآیند، مانند تکه انداختن به دیگران، بدگویی کردن از کسی و خراب کردن او در ذهن مردم، تمسخر یا حتی شوخیهایی که کسی در آن آزرده میشود، خبرکشی و بههم زدن رابطه دیگران، کنایههایی که دل کسی را میشکند، بازی کردن با احساسات فردی دیگر، تهمت زدن و دروغ گفتن و...؛ همه این رفتارهای اشتباه که برچسب نوعی گناه را هم دارند، مانند گناه غیبت، حقالناس نیز محسوب میشوند که شاید شنیدنش برای برخی از ما تازگی داشتهباشد.
پارک کردن خودرو در پیادهرو و جلوی در منزل که سد راه مردم میشود، نصب بوقهای غیرمتعارف یا زدن بوقهای غیرضروری که سبب ترس یا آزار مردم میشود، دوبله پارک کردن و ایجاد مزاحمت و ترافیک حتی درحد چند دقیقه، سدکردن مسیر مشخص شده برای نابینایان یا معلولان، استفاده از نور بالا و تجهیزات غیرقانونی که سبب حوادث ترافیکی میشود، حرکت کردن در شانه خاکی جادهها و ایجاد گردوغبار برای فرار از ترافیک، استفاده از باندهای صدای غیرمتعارف و ایجاد آلودگی صوتی، روشن گذاشتن بیدلیل خودرو بهویژه از نوع دودزای آن، ویراژ دادن در خیابان و ترساندن مردم و...؛ تا دلتان بخواهد رفتارهای ترافیکی اشتباهی داریم که حقالناس مسلم محسوب میشوند و خیلیها آن را با زرنگی یا کارراهاندازی اشتباه میگیرند.
قصه بند «پ» سازمانی، موضوع جدیدی در انتصابات اجتماعی نیست و همواره بحث شایستهسالاری در جامعه را به حاشیه راندهاست. موضوعی که فقط مختص انتصابات ادارات و سازمانهای دولتی یا شبهدولتی نیست و موضوعهای زیادی را درجامعه شامل میشود، مانند گرفتن تسهیلات بانکی یا معاینه پزشک خارج از نوبت یا پذیرفتن کاری که در آن تخصص لازم را نداریم. درهمه اینها ما حقی را که متعلق به دیگران است، دانسته و ندانسته غصب میکنیم.