صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

همیشه با خدا در رفت و آمد بود

  • کد خبر: ۳۹۷۲۷۵
  • ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۳
بار اول سال ۱۳۹۸ با هزار آرزو شعرهایم را فرستادم شاید فرجی شود و من هم دعوت شوم. تازه ازدواج کرده بودم و آرزو داشتم همسرم شعر بخواند و من به عنوان مستمع کیف کنم، اما برعکس شد.
عاطفه جعفری
نویسنده عاطفه جعفری

بار اول سال ۱۳۹۸ با هزار آرزو شعرهایم را فرستادم شاید فرجی شود و من هم دعوت شوم. تازه ازدواج کرده بودم و آرزو داشتم همسرم شعر بخواند و من به عنوان مستمع کیف کنم، اما برعکس شد و قرار بود من شاعر جوان شعر بخوانم و همسرم مستمع باشد.

توی حیاط شعرخیز بیت وقتی گفتند برای اولین بار خانم‌ها هم می‌توانند بروند و مثل آقایان دور آقا جمع شوند، وجودم پر از اضطراب شد، اما نمی‌توانستم از خیرش بگذرم نشستم کنارشان و گفتم سلام آقاجان خیلی دلتنگتان بودم. اما نه! نگفتم، یعنی گفتم‌ها ولی نمی‌دانم آقا شنیدند یا نه قبل از کلمات اشکم جاری شد و آقا گفتند: مشکلی دارید؟ خدا مشکلتان را رفع کند!

دعایم کردند آمدم ادامه دهم گریه‌ام شدیدتر شد و عبای نازنینشان را بوسیدم و برخاستم، حس کردم آنجا که دعا کردند تواضع کردند و نخواستند بگویند که متوجه شده‌اند از دلتنگی و علاقه به ایشان گریه می‌کنم، نخواستند به روی خودشان بیاورند. بار دوم سال۱۴۰۳ دیگر باید خودم را کنترل می‌کردم، باید می‌رفتم جلو، خودم و کتابم را معرفی می‌کردم. مگر می‌شد؟ بروی پیش رهبر جهان اسلام بنشینی و از خودت بگویی؟ او که در مرکز جهان ایستاده بهترین و برترین خودش است.

او شاعرترین رهبر جهان است. عالم است. با این همه، سال اول یک جفت حلقه ازدواج گرفتم و سال دوم برای مادر و خواهرم انگشتر خواستم و محبت کردند. هم در دیدار اول، هم در دیدار دوم با خودم فکر کردم، چون آقا مشهدی هستند باید در معرفی خودم به نحوی بگویم مشهدی هستم.

بار اول قبل از شعرخوانی گفتم سلام گرم دوستان و عزیزانم را از مشهد تقدیم می‌کنم و بار دوم وقتی رفتم کنارشان گفتم سلام همشهری هایتان را تقدیم می‌کنم. کلی دلم به مشهدی بودنشان خوش بود و حس همشهری بودن با ایشان خوشحال کننده بود برایم. حالا درحالی به این خاطرات فکر می‌کنم که گاهی سعیده را محکم در آغوش می‌گیرم و می‌گویم: یتیم شدن این شکلی بود؟ اماممان را از ما گرفتند؟

هرچند به قول مسعود یوسف پور: قائم به فرد نیست قیام مقاومت/ فرمانده‌ای ست از پس فرمانده شهید. اما او فقط فرمانده نبود ارتباط ما ارتباط قلبی بود با ایشان، ارتباط پدر فرزندی. کاش دشمن بداند دیگر با او پدرکشتگی داریم. دیگر این تو بمیری از آن توبمیری‌ها نیست.

کاش مردممان بصیرتشان بیشتر می‌بود و بهتر ایشان را می‌شناختند کاش... ایشان در دنیای اسلام بسیار مورد توجهند در حالی که شاعر اهل سنت افغانستانی مهران پوپل برای رهبر فقید انقلاب این طور سروده است:

و می‌شد دید در سیمای او نور محمد را
مشخص کرد تکلیف من و صد‌ها مردد را

چنان گفتار نیکویش به کردارش مطابق بود
که می‌آورد با سر سوی دین دل‌های مرتد را

چنان اعجاز در پی داشت گفتارش که بی لکنت
مخاطب لال و کافر بود اگر، می‌خواند اشهد را

همیشه با خدا در رفت و آمد بود تا آنکه
خدا برداشت از پشت سر او راه آمد را

اگرچه لایق آن نیستم، اما چه خواهد شد
خدا با خوب‌ها محشور گرداند منِ بد را

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.