صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

درباره سروش حبیبی، یکی از مهم‌ترین مترجمان ایرانی هم زمان با روز زبان روسی | میانجی فرهنگ‌ها

  • کد خبر: ۴۱۹۹۹۲
  • ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷
هم زمان با روز زبان روسی درباره سروش حبیبی، یکی از مهم‌ترین مترجمان ایرانی، نوشتیم که صد‌ها شخصیت روس را به حافظه ادبی ایرانیان دعوت کرد.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ سرما تا مغز استخوان را می‌سوزاند. مه غلیظ روی کانال‌های سن پترزبوگ نشسته است و خطوط خیابان، زیر نور کم جان چراغ‌های خاکستری و زرد، به سختی دیده می‌شود. مرد جوان، جمعیت را می‌شکافد و پیش می‌رود. کلاهش را تا روی ابروهایش پایین کشیده و قدم هایش نامطمئن و نامنظم است. چندین شب است که خواب از او فرار می‌کند. پولی ندارد.

ذهنش میان ترس و غرور در نوسان است. گاهی احساس می‌کند نابغه‌ای است که می‌تواند قواعد جهان را بشکند و گاهی چنان از خودش بیزار می‌شود که توان نگاه کردن به آینه را هم از دست می‌دهد. نامش رودیون راسکولنیکف است؛ دانشجویی فقیر که داستایفسکی او را در «جنایت و مکافات» جاودانه کرد. خواننده ایرانی دهه هاست این خیابان‌ها را می‌شناسد. صدای قدم‌های راسکولنیکف را می‌شنود، تب و هذیانش را حس می‌کند و همراه او وارد اتاق پیرزن رباخوار می‌شود، اما فاصله تهران تا سن پترزبورگ هزاران کیلومتر است. 

خوانندگان ایرانی بسیاری، نخستین بار تصویر عذاب وجدان، ایمان، فقر، عدالت و رستگاری را نه در کلاس‌های فلسفه، بلکه در رمان‌های روسی جست‌و‌جو کرده‌اند. داستایوفسکی، تولستوی، چخوف و تورگنیف سال هاست در قفسه کتاب فروشی‌های ایرانی حضور دارند و بخشی از این حضور مدیون مترجمانی است که توانسته‌اند روح این آثار را به فارسی منتقل کنند. او یکی از میانجی‌های دو دنیای زبان فارسی و زبان روسی است. 

در ترجمه‌های او، در راسکولنیکف فهمیده می‌شود. حال وهوای پرنس میشکین به یک عنوان یک اشراف زاده روس، در جهانی آکنده از دروغ و منفعت به درستی منتقل می‌شود و رنج آنا کارنینا میان عشق، اخلاق و قضاوت اجتماعی، به رسمیت شناخته‌ می‌شود. راز ماندگاری ادبیات روسیه شاید همین باشد. این آثار درباره روسیه‌اند، اما در نهایت درباره انسان سخن می‌گویند. درباره ترس، تنهایی، عشق، مرگ و امید. به همین دلیل است که خواننده ایرانی می‌تواند در کوچه‌های برفی سن پترزبورگ قدم بزند و احساس غریبی نکند.

زندگی در حاشیه شهرت

در هفتم خرداد ۱۳۱۲ در تهران به دنیا می‌آید. شهری که در آن روزگار میان سنت و مدرنیته در رفت وآمد است و آرام آرام به سوی جهانی تازه حرکت می‌کند. مسیر نخست زندگی اش به ادبیات ختم نمی‌شود. دوران مدرسه را در دبیرستان فیروز بهرام می‌گذراند؛ مدرسه‌ای که بسیاری از چهره‌های فرهنگی و علمی ایران از آن فارغ التحصیل شده‌اند. برخلاف آنچه معمولا درباره مترجمان بزرگ تصور می‌شود، ادبیات نمی‌خواند.

علاقه او در سال‌های جوانی بیشتر به علوم فنی و مهندسی معطــــوف اســــت. همیـــن مســــیــر او را به آلمــان می‌برد؛ جایی که در دانشگاه فنی دارمشتات در رشته الکترونیک تحصیل می‌کند. در کنار تحصیل و فعالیت حرفه‌ای، زبان‌های خارجی به بخشی جدانشدنی از زندگی او تبدیل می‌شوند. او به تدریج با زبان‌های آلمانی، فرانسوی و روسی آشنا می‌شود و دریچه‌های تازه‌ای به رویش گشوده می‌شود. 

سال‌ها در حوزه مخابرات و مدیریت فعالیت می‌کند و برخلاف بسیاری از اهل قلم، زندگی اش تنها در فضای ادبیات نمی‌گذرد. شاید همین تجربه زیسته در جهان واقعی است که بعد‌ها به ترجمه هایش نوعی تعادل و پختگی می‌دهد. او نه روشن فکری منزوی است و نه چهره‌ای پرسروصدا. بیشتر عمرش را دور از هیاهو می‌گذراند و ترجیح می‌دهد آثارش به جای خودش دیده شوند. 

پس از مهاجرت به فرانسه، این فاصله از جنجال‌های فرهنگی بیشتر هم می‌شود. او در سکوت کار می‌کند، کتاب می‌خواند و ترجمه می‌کند. کمتر مصاحبه می‌کند و کمتر درباره خود سخن می‌گوید. او به جای ساختن تصویری عمومی از خود، وقتش را صرف ساختن متنی دقیق و قابل اعتماد می‌کند و تا همین امروز، میان کتاب خوانان حرفه‌ای، نام او با نوعی اعتماد همراه است.

کتابخانه روسی

کارنامه حرفه‌ای سروش حبیبی را می‌توان به کتابخانه‌ای بزرگ تشبیه کرد؛ کتابخانه‌ای که بخش مهمی از ادبیات کلاسیک روسیه را در خود جای داده است. او از معدود مترجمانی است که توانسته هم در میان مخاطبان عام محبوب باشد و هم احترام اهل ادبیات را حفظ کند. نام او بیش از هر چیز با داستایوفسکی و تولستوی گره خورده است.

ترجمه‌های «جنایت و مکافات»، «ابله»، «برادران کارامازوف»، «همزاد»، «یادداشت‌های زیرزمینی»، «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» تنها بخشی از میراث او هستند. این آثار نه فقط از مهم‌ترین رمان‌های روسی، بلکه از مهم‌ترین آثار تاریخ ادبیات جهان به شمار می‌روند. بسیاری از مترجمان می‌توانند کتاب مهمی را ترجمه کنند؛ آنچه مترجم را ماندگار می‌کند کیفیت ترجمه است. 

ویژگی اصلی ترجمه‌های او، نثر روان و در عین حال دقیق فارسی است. او می‌کوشد میان وفاداری به متن اصلی و خوانایی برای مخاطب فارسی زبان تعادل برقرار کند. به همین دلیل آثارش هم برای خوانندگان حرفه‌ای و هم برای کسانی که نخستین بار به سراغ ادبیات روسیه می‌روند قابل استفاده است. 

در دهه‌هایی که ادبیات روسیه یکی از مهم‌ترین منابع فکری و ادبی ایرانیان بود، ترجمه‌های او نقشی تعیین کننده ایفا کرد. او برای نسل‌های مختلف، نوعی راهنما برای ورود به جهان ادبیات روسیه بود. امروز، روز زبان روسی؛ بزرگداشت گفت وگویی است که میان فرهنگ‌ها شکل می‌گیرد و سروش حبیبی از چهره‌هایی بود که این گفت‌و‌گو را ممکن کرد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.