چهل عددی ویژه است. عدد پختگی، عدد کمال، عدد چهل کمیتی است که به کیفیت تبدیل میشود. امروز چهل روز از نهم اسفند ۱۴۰۴ گذشته است. چهل روز از آغاز اتفاقاتی که میدانم و میدانید گذشته است؛ و چهل روز است که مردم در خیاباناند...
در سرما، زیر باران و حتی زیر بمب و موشک. مردمی که اگرچه غالبشان را حزب اللهی ها، مذهبیها و به تعبیر ادبیات سیاسی این روزها هسته سخت نظام تشکیل میدهند، اما برخلاف بیشتر تجمعات رسمی، نه فقط این گروه از مردم که سایر طیفهای مردمی نیز در این حضور نقشی جدی دارند.
در اهمیت و فایده و برکت این حضور مردمی بسیار گفتهاند و شنیدهاید. از دلگرمی دادن به سربازان وطن تا ربودن مجال حضور از فریب خوردگان دشمن تا تبدیل فضای سوک به فضای حماسه و...، اما من بر آنم که مهمترین فایده و برکت این حضور، چیز دیگری است.
مردم با این حضور از «مردم ایران» اعاده حیثیت کردند. چطور؟ این مردم نشان دادند «مردم ایران» آن قرشمالهای غربتی نیستند که در آمریکا و اروپا و کانادا و استرالیا، از ترامپ و نتانیاهو خواستند به کشورشان حمله کند. نشان دادند «مردم ایران» آن بی وطنها نیستند که پرچم ملی کشورشان را آتش زدند. آن بی غیرتها نیستند که وقتی دو جنایتکار فاسد رهبرشان را در دفتر کارش به شهادت رساندند، قر دادند و هورا کشیدند. آن بی وجودهای بی اخلاق نیستند که تجمعاتشان مجموعه حرکات چندش آور و ناسزاهای غیراخلاقی است.
این مردم آبرویی را که خارج نشینان جنگ طلب از واژه «مردم ایران» برده بودند، به آن بازگرداندند. ـ حالا دنیا میداند «مردم ایران» کیستاند و چیستاند و میداند آنها که ذکرشان رفت و شمارشان بسیار اندک، نه مردم ایران، که تفالهها و زبالهها و پسماندهای مردم ایراناند، که البته زحمت بازیافتشان را هم ـ اگر بازیافت شدنی باشند ـ همان کشورها که میزبانی شان میکنند باید بکشند!