روزهای تیره و تار تور لیدرها

  • کد خبر: ۱۰۷۴
  • ۱۰ تير ۱۳۹۸ - ۰۶:۳۵
روزهای تیره و تار تور لیدرها
بررسی مشکلات راهنمایان گردشگری استان در میزگردی با حضور اعضای این انجمن

محبوبه عظیم زاده| اگر بخواهیم از روی ظاهر قضاوت کنیم و تنها با اتکا به عنوان شغلی شان نظر دهیم، احتمالا همگی به به و چه چه می کنیم که چه حرفه جذابی دارند، دائم این طرف و آن طرف اند، سیر و سیاحت می کنند و به شیوه های مختلف مشغول گشت و گذارند. البته که قضاوت اشتباهی نیست اما این فقط یک روی سکه است. روی دیگر آن وقتی مشخص می شود که پای درددل صاحبان این شغل بنشینی و از کم و کاستی ها و مشکلات ریز و درشتشان بشنوی. آن وقت شاید خیلی از بافته های ذهنی ما که نتیجه همان قضاوت ظاهری بوده است، کنار برود و باعث شود تا همه چیز را از یک منظر منطقی تر و با جزئیات کامل تر ببینیم. اتفاقی که با حضور حمیده روح بخش، رئیس انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان، حمیدرضا میلانی نژاد دبیر انجمن، مهدی یاسایی عضو هیئت مدیره و الهام رمضانی از اعضای این گروه، صبح یکی از روزهای تابستان در تحریریه شهرآرا محقق شد.

 

تورهای غیرمجاز به گردشگری ما آسیب زده است
کافی است سخن گفتن را آغاز کنند، خیلی زود خواهید فهمید که چه دل پُر دردی دارند. تنها عشق و علاقه است که پای کار نگهشان داشته است. علاقه ای که به این حوزه دارند و البته میل و اشتیاقی که برای شکوفا شدن گردشگری خراسان و مشهد در وجودشان ریشه دوانده است.
حمیدرضا میلانی نژاد که به طور تخصصی در حوزه تورهای طبیعت گردی فعالیت می کند و 20سال در این حوزه سابقه دارد آغازگر این گفت وگو می شود و می گوید: «در مشهد نزدیک به 480 آژانس داریم. نیمی از این ها ورشکسته اند و نیمی دیگر نیز در شرف ورشکستگی. دلایل متفاوتی هم وجود دارد. با دلار سیزده هزار تومانی مسافر ایرانی دیگر نمی تواند به خارج از کشور سفر کند. از طرف دیگر با جو روانی که آمریکا علیه ایران به راه انداخته و کشور ما را ناامن جلوه می دهد، از تعداد مسافران متقاضی برای سفر به ایران کاسته شده است. دیگر این است که به هواپیماهای ما سوخت نمی دهند. ولی ماجرا به همین جا ختم نمی شود. اوضاع وخیم تر است. الان هیچ چیزی سر جایش نیست. در این بین وزارت ورزش و جوانان و هیئت کوهنوردی هم دارند در این حیطه موازی کاری هایی را انجام می دهند که ماحصلش شده است فوران تورهای غیرمجاز. به این معنی که فقط با یک گوشی تلفن و در اختیار گرفتن یک اتوبوس تور گردشگری راه می اندازند. قیمت های پایینی هم دارند چون خدماتی که ارائه می کنند پایین است. خبری از اقامتگاه بوم گردی نیست. کمپ می زنند. چادر می زنند. همه چیز هم آزاد است. مگر من می توانم دست چهارتا گردشگر را بگیرم و ببرم قله دماوند و کوهنوردی که آن ها در قالب تور کوهنوردی، تور بازدید از مکان های تاریخی و فرهنگی هم برگزار می کنند؟ مردم باید بدانند تنها متولی گردشگری و برپایی تورهای مجاز در کشور آژانس های مسافرتی اند و تمام آن ها باید از مجوز، تورلیدرهای کارت دار، قرارداد فی مابین مسافر و آژانس مربوطه و بیمه نامه برخوردار باشند.»
الهام رمضانی که مسئول تورهای ورودی است ضمن تأیید صحبت های همکارش می گوید: «این قضیه خیلی جدی است و به شدت به گردشگری ما آسیب زده است. حضور این تورهای غیرمجاز و نقض حریم هایی که در خیلی از این سفرها اتفاق افتاد، کار را به جایی رساند که شماری از روستاها و روستاییان با نصب تابلوهایی در ابتدای مسیر روستا اعلام کردند که دیگر تمایلی به حضور گردشگر در منطقه شان ندارند.»


مردم باید درک عمیق تری از مفهوم سفر و گردشگری داشته باشند
بی پشتوانه بودن و حمایت نشدن، بخشی از مشکلات چارتی و سازمانی است که راهنمایان گردشگری با آن دست و پنجه نرم می کنند. اگر به گفته میلانی نژاد، این سخن را که برخلاف ارائه مدارک و مستندات به حراست سازمان گردشگری، هنوز اقدامی برای مقابله با تورهای غیرمجاز صورت نگرفته است را بگذاریم کنار، طرف دیگر ماجرا خود ما هستیم. خود ما مردم و بحث های فرهنگی همیشگی. نکته ای که البته نیازمند آسیب شناسی جدی و درخور توجهی است و الهام رمضانی این گونه از آن یاد می کند: «قدم اول گردشگری پایدار که به عنوان شعار سال گذشته سازمان گردشگری جهانی نیز انتخاب شد، این است که گردشگر به قوانین و چهارچوب هایی که در مقصد مورد نظرش وجود دارد احترام بگذارد. فرهنگ آنجا را دریابد و مطابق با آن رفتار کند. یعنی اگر رفتاری خلاف فرهنگ مردم آن منطقه وجود دارد از انجام دادن آن خودداری کند. حالا این رفتار می خواهد وضعیت حجاب و پوشش آن ها برای قرار گرفتن در مقصد مورد نظرشان باشد یا آسیب هایی که می توانند با حضور در آن منطقه به طبیعتش بزنند.»
حمیده روح بخش صحبت های همکارش را این گونه ادامه می دهد: «برخی گردشگر نماها درکی از مفهوم عمیق سفر و سیاحت ندارند و بیشتر دنبال الکی خوش بودن هستند. به معنای بودن در یک محیط رها از چهارچوب های همیشگی جامعه و خانه و محل کار. البته داستان اینجا تمام نمی شود. عده دیگری هم که هم پای تورهای مجاز و راهنمایان گردشگری به این طرف و آن طرف پا می گذارند، یا مدعی اند که همه چیزدان هستند و نیازی به اطلاعاتی که در اختیارشان قرار می گیرد ندارند، یا عنصری به نام صبر برایشان معنایی ندارد. تمام هم و غمشان از گشت و گذار کردن صرف دیدن چشمی مکان مورد نظر است و عکس ها و سلفی هایی که دوست دارند یادگاری داشته باشند. این میل و رغبتی که مردم ما دارند به چنین فضاهایی نشان می دهند و رفتار و واکنش هایی که در گردشگری هایشان از خود بروز می دهند، عامل دیگری است که به حضور این تورهای گردشگری غیرمجاز در سطح شهر دامن زده است.»


راهنمای گردشگر یا استندآپ کمدین؟
مهدی یاسائی مهر تأییدی روی حرف همکارانش می زند و می گوید: «متأسفانه تورهای گردشگری از انحصار آژانس ها درآمده است. نکته دیگری که وجود دارد این است که برخلاف تورهای غیرمجاز که با خلاقیت های فراوان سعی می کنند مردم را جذب خودشان کنند، برخی از آژانس ها در این باره کاری نمی کنند. علاوه بر این، تغییر ذائقه غالب مردم به اینکه همه چیز را در قالب طنز ببینند و بشنوند، سبب شده که از تورلیدر انتظار یک استندآپ کمدین را داشته باشند تا برایشان یک فضای خنده آور بسازد، نه کسی که قرار است درباره با محتوای فرهنگی سفر اطلاعاتی را در اختیارشان قرار بدهد.» او، حالا به خبری که در اردیبهشت 96 مبنی بر شغل محسوب شدن راهنمایان گردشگری و اعطای بیمه به آن ها، منتشر شد، اشاره می کند و می گوید: «با این نگاه و وقتی که هنوز برای ما بیمه شغلی وجود ندارد نمی توانیم این حرفه را به عنوان یک شغل در نظر بگیریم. روی بحث های مالی هم که اصلا نمی توان حساب کرد و خیلی اوقات ملاک فقط گذراندن زندگی است. از طرف دیگر هر کسی هم که چهارکلمه یاد داشته باشد برای خودش می شود یک پا راهنمای گردشگر. تمام این موارد باعث می شود راهنمایان کارت دار از صحنه حذف شوند.»
الهام رمضانی نیز در ادامه می گوید: «به حوزه فعالیت ما نیز بستگی دارد. به عنوان مثال برای خود من که در زمینه گردشگری ورودی کار می کنم، دو تا پیک کاری در بهار و پاییز وجود دارد. یعنی کارمان فصلی است. به این صورت نیست که تمام سال مشغول به فعالیت باشیم. در چنین شرایطی کسی می تواند از این حرفه با عنوان شغل دائمی اش یاد کند که در این دو پیک کاری به حدی کار و کسب درآمد کرده باشد که بتواند مابقی سال را با آن سر کند. در غیر این صورت، باید به یک کار پاره وقت دیگر نیز مشغول باشد. این در حالی است که مانند تمام حرفه های دیگر برای ورود به این حرفه نیز باید دوره هایی را گذراند و از ویژگی هایی برخوردار بود که باید مرحله به مرحله طی شود تا در نهایت بتوان کارت تورلیدری را گرفت.»
میلانی نژاد نیز در ادامه از در درآمدها و بحث های مالی وارد ماجرا می شود و می گوید: «به عنوان مثال کف دستمزدی که کانون امسال تعیین کرده است برای یک روز تور فرهنگی 362 هزار تومان است و برای طبیعت گردی 450 هزارتومان. ولی همین الآن هستند کسانی که با دستمزد 100-90 هزار تومان هم در مشهد در نقش تورلیدر با تورهای مختلف همکاری می کنند که اکثرشان کارت راهنمای گردشگری سازمان ندارند .»
دردناک است ولی کار کردن با مسافران اروپایی به ما امید می دهد
با تمام پستی و بلندی هایی که در این حرفه وجود دارد، دوستان راهنمای گردشگر ما همچنان پای کارشان مانده اند و سفت و سخت دنبال این هستند که کورسوهای امید را برای بحث گردشگری مشهد و خراسان رضوی نمایان کنند و روشن نگه دارند. نکته ای که خودشان نیز به آن اذعان دارند: «بخشی از پای کار ماندنمان قطعا به خاطر علاقه و عرقی است که به این حوزه داریم. به بیان ساده تر دلی کار می کنیم. با این حال از بیان این نکته نمی توان غافل شد که اگر گردشگری به شیوه درست انجام شود مزیت ها و منافع زیادی برای صاحبان این حرفه وجود دارد.» و نکته دردناک ماجرا البته آن جایی است که روح بخش بیان می کند: «نکته دیگری که باعث شده است تا بودن در این فضا برایمان دوست داشتنی تر و ساده تر بشود نعمت کار کردن با مسافران اروپایی است؛ افرادی که طی سفرها قوانین را رعایت می کنند، در جست وجوی اطلاعات هستند و به دنبال فهمیدن.»


پیش به سوی پویش ملی مسیر گردشگری شرق کشور
انتهای صحبت هایمان ختم می شود به یک خبر خوش؛ به خبر خوشی که البته فعلا در گام های آغارین است اما به شرط استوار ماندن، استوار گام برداشتن و حمایت شدن می تواند اتفاق خیلی خوشی را در حوزه گردشگری شرق کشور رقم بزند؛ «به هر حال خود ما نیز باید ظرفیت های گردشگری مان را نشان بدهیم. چرا شهرهایی مثل شیراز و اصفهان باید در حوزه گردشگری برند باشند اما شهری مثل مشهد و به طور کلی شرق کشور برخلاف ظرفیت های بالای قومی و گردشگری، از این مزیت برخوردار نباشند؟ این مسائل باعث شد تا به دنبال محقق شدن ایده ایجاد یک مسیر گردشگری در شرق کشور باشیم؛ مسیری که بتواند بافت های تاریخی و گردشگری و تمام نقاط جذاب و با ارزش این خطه را به خوبی به مردم نشان بدهد. و حتی نواحی دیگر را نیز شامل بشود. چرا خطه ای مثل سیستان و بلوچستان که فعال ترین جوامع زنان را در هنر سوزن دوزی دارد با آن پوشش فاخر و لباس های آینه کاری شده و کلی ویژگی های دیگر مثل تنوع غذایی بالا، باید سهم کمی در گردشگری در شرق کشور داشته و چه بسا اصلا نداشته باشد؟ با کلید خوردن این ماجرا به خوبی می توان از ظرفیت های طبیعی و صنایع دستی این مناطق آگاهی پیدا کرد. مشهد هم که ظرفیتش را دارد و حتما می تواند در این حوزه سردمدار شود. به عنوان مثال به واسطه ظرفیت بالایی که در حوزه فرش وجود دارد. برای آغاز این راه به فضایی پویا و فعال و انسان دوستانه نیاز داریم تا بتوانیم با ایجاد یک موج بزرگ ابتدا در فضای مجازی و بعد در فضای حقیقی ظرفیت های گردشگری شرق کشور را به رخ دنیا بکشیم.».

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.