پیش بینی ده سال پیش رهبر شهید در مورد بحران انرژی آمریکا + فیلم رویترز: اعتراض سربازان و خانواده سربازان به جنگ علیه ایران در ساختمان کنگره + فیلم ویدئو | مانور حیرت‌انگیز پهپاد حزب‌الله و هنر شکار مرکاوای اسرائیلی شب پنجاه‌ویکم | پرچم های ایران عزیز در خیابان های مشهد بازهم برافراشته شد (۳۱ فروردین ۱۴۰۵) ویدئو | رونمایی از نسخه‌ نفیس قرآن کریم، اهدایی رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر امام رضا(ع) اینفوگرافی | حداقل حقوق کارگران در ۱۰ سال اخیر برابر با چند گرم طلا و چند دلار بوده است؟ ویدئو | سوال پدر یکی از شهدای مدرسه میناب از مردم کل جهان ویدئو | پرداخت عوارض ۲ میلیون دلاری در تنگهٔ هرمز غافلگیرکننده نخواهد بود ویدئو | توضیحات سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص توییت عراقچی راجع‌به تنگه هرمز پنجاه شب در خیابان | مردم سنگر را رها نکردند (۳۰ فروردین ۱۴۰۵) ویدئو | حال و هوای مردم در خیابان کشوردوست در نزدیکی بیت رهبر شهید انقلاب اسلامی ویدئو | آخرین دیدار شهید سید عبدالرحیم موسوی با فرزند شهید جنگ ۱۲ روزه ویدئو | توقف کشتی‌ها و نفت کش‌ها در خلیج‌فارس - تنگه هرمز (۳۰ فروردین ۱۴۰۵) ویدئو | روایت شنیدنی از حضور سیدمجتبی خامنه‌ای در تئاتر شهر تهران ویدئو| سخنگوی دولت: مبلغ کالابرگ افزایش می‌یابد ویدئو| انیمیشن «موشکانه» منتشر شد | نگاهی طنازانه به ناتوانی نظامی آمریکا و اسرائیل در برابر ایران موشن گرافی | سر مقابل چشم | پاسخ کوبنده ایران پس از حمله دشمن به یک پالایشگاه
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل

مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۷۳۲۹
  • ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۶

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

ماجرای امام علی(ع) و برادرش عقیل

راوی: امام‌علی(ع) گفت: «شمشیرت را بردار، من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هست. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.»

راوی: هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه به‌دست داشت و اموال بسیاری از بیت‌المال در اختیار حضرت بود، آن شب برادرش عقیل به محضرش آمد و گفت: «مقروض هستم ای علی. از ادای آن عاجزم. بیا و قرض مرا ادا کن.»

توضیح صحنه: صدای سیرسیرکی نشان از شب دارد. صدای عبور یک گاری از دور می‌آید و دو نفر در بازار خلوت کوفه که در حال تعطیلی است حرف می‌زنند و زمزمه‌هایشان تا اینجا می‌رسد. صدای زنجیر و قفل حجره‌ها شنیده می‌شود که تعطیل می‌شوند.

علی(ع): قرض تو چه اندازه است برادر؟

عقیل: صدهزار درهم.

علی(ع): سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را بدهم. صبر کن تا جیره من از بیت‌المال برسد، قول می‌دهم تا آخرین حد توانم به تو کمک کنم.

عقیل (پوزخند می‌زند): تمام بیت‌المال مسلمین در اختیار توست، آن‌وقت مرا به جیره ناچیز خودت وعده می‌دهی؟ مگر جیره تو چقدر است؟ این‌طور دردی از من دوا نمی‌شود ای علی!

علی(ع): برادر! من و تو در قبال بیت‌المال فرقی با دیگران نداریم. من از حق خودم برای تو می‌گذرم.

راوی: علی(ع) همراه با عقیل در طبقه بالای دارالاماره بودند که مشرف به بازار کوفه بود و آن‌موقع شب بیشتر حجره‌ها بسته بودند.

علی(ع): اگر حرف‌های من تو را قانع نمی‌کند، تنها راهی که می‌ماند این است که سراغ حجره‌های تجار در آن پایین بروی، درها را بشکنی و صندوق‌های پولشان را برداری.

عقیل: تو امیرمؤمنانی! چگونه مرا امر می‌کنی که صندوق‌های مردم را بشکنم؟!

علی(ع): آیا تو هم مرا به شکستن در بیت‌المال دعوت می‌کنی با اینکه در امانت من است؟ ای عقیل، اگر می‌خواهی، شمشیرت را بردار. من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هستند. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.

عقیل: از من می‌خواهی دزدی کنم؟

علی(ع): تو بگو کدام بدتر است؟! اینکه از مال یک نفر دزدی کنی یا به اموال همه مسلمانان دست‌درازی کنی؟

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->